<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مرکز فرهنگی ایمان</title>
	<atom:link href="http://stichtingiman.nl/wp-fa/?feed=rss2" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://stichtingiman.nl/wp-fa</link>
	<description>وب سایت رسمی مرکز فرهنگی ایمان</description>
	<lastBuildDate>Tue, 15 May 2012 23:57:33 +0000</lastBuildDate>
	<language>en</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>مراسم بزرگداشت سالروز ولادت باسعادت حضرت فاطمه زهرا (س) در مر کزفرهنگی ایمان در هلند برگزار شد.</title>
		<link>http://stichtingiman.nl/wp-fa/?p=826</link>
		<comments>http://stichtingiman.nl/wp-fa/?p=826#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 13 May 2012 01:06:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Abu-Mehdi</dc:creator>
				<category><![CDATA[اهلبیت]]></category>
		<category><![CDATA[صفحه اصلی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://stichtingiman.nl/wp-fa/?p=826</guid>
		<description><![CDATA[آنگاه که ستاره وجود فاطمه (س) در شبانگاه ظلماني تابيد، پاکي، خوبي و مهرباني رنگ تازه اي به خود گرفت؛ سرود عشق در گوش هستي زمزمه شد و قلب پيامبر الهي روشن از نگاه پرجاذبه فاطمه و لبخند دلنشين اش &#8230; <a href="http://stichtingiman.nl/wp-fa/?p=826">ادامه‌ی خواندن<span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>آنگاه که ستاره وجود فاطمه (س) در شبانگاه ظلماني تابيد، پاکي، خوبي و مهرباني رنگ تازه اي به خود گرفت؛ سرود عشق در گوش هستي زمزمه شد و قلب پيامبر الهي روشن از نگاه پرجاذبه فاطمه و لبخند دلنشين اش گرديد؛ فرشتگان الهي نجواي مهرباني و پاکي سر دادند و زن به عنوان مظهري از جمال و شکوه خداوند بر تارک تاريخ درخشيد و خداوند با تولد فاطمه (س)، موهبتي بزرگ به بشريت عطا كرد تا با وجود پربركت او، حيات بشري نوراني و روشن شود.<br />
بيستم جمادي الثاني مصادف است با ولادت با سعادت حضرت فاطمه (س) که به عنوان روز زن و روز مادر نامگذاري شده است .</p>
<p>بدین مناسبت مجلس باشکوهی در مرکزفرهنگی ایمان با حضور پیروان آن حضرت برگزار شد.<br />
محفل باتلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید توسط تنی چند از نوجوانان از جمله قاری نوجان و مُستعد مسیح  جان عباسی آغاز گردیده وسپس قطعه شعری توسط سید علی جواد علوی به خوانش گرفته شد.<br />
در ادامۀ برنامه سخنرانی به زبان هلندی توسط سید عبدالله حسینی ایراد گردید. عبدالله جان حسینی این جوان با استعداد ضمن تقدیر از روز زن سخنانش را در مورد شخصیت حضرت زهرا (س) و فضایل ایشان پی گرفتند.<br />
سپس در قسمت دیگر برنامه برادر سید یاسین علوی مقالۀ پر محتوائی را اندر باب شخصیت و جایگاه والای مادر بخوانش گرفتند.  ایشان در بخشی از مقالۀ شان به شخصیت حضرت زهرا (س) به عنوان یک الگوی کامل برای همۀ زنان در طول تاریخ اشاره کرده و در نهایت همۀ مردان عالم را وامدار و مرهون دامان پر مهر مادران دانستند.</p>
<p> در ادامه محمد مهدی مهرزاد با لحن دلنشین و هنجرۀ گوشنوازشان، با بخوانش گرفتن دعای با فضیلت حدیث کِسا به زبان هلندی این محفل انس را شور مضاعف بخشیده و نوجوانان و جوانان حاضر در سالون از آن به گرمی استقبال نمودند.  بعد از آن مداح اهلبیت سید رضا حسینی با آن هنجرۀ جادوئی و داودیش همچون گذشته با سروده ها و اشعار شور انگیزش حاضرین را به اوجی از شادی و شعف رساندند.</p>
<p> در پایا ن حجت الاسلام و المسلمین حاجی آقای مبیین ریاست مرکز فرهنگی ایمان در مورد شخصیت حضرت زهرا (س) سخنرانی عالمانۀ نموده و جریان غصب فدگ توسط حاگمان وقت را با ذکر مستندات از منابع فریقین به بحث و بر رسی گرفتند. جناب حاجی آقای مبیین غصب فدک را سر آغاز همۀ فتنه ها بعد از رحلت پیامبر گرامی اسلام دانستند. ایشان در بخش دیگری از سخنانش به وعظ ونصیحت پرداخته و احترام به والدین بخصوص مادر رابه فرزندان توصیه نمودند.<br />
ایشان تجلیل از مقام زن، بخصوص مادران را تنها به تحفه دادن کافی ندانسته و فرمودند که ارج نهادن به مقام مادر وفراهم آوری رضایت مادران بهترین تحفه و هدیه برای ایشان خواهد بود.<br />
 محفل با اقامه نماز مغرب و عشا خاتمه یافته و در آخر از حاضرین با غذای شام به گرمی پذیرائی شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://stichtingiman.nl/wp-fa/?feed=rss2&#038;p=826</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فرخنده میلاد بابرکت سیدۀ زنان عالم فاطمۀ زهرا (سلام الله علیها) مبارک باد!!!</title>
		<link>http://stichtingiman.nl/wp-fa/?p=817</link>
		<comments>http://stichtingiman.nl/wp-fa/?p=817#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 08 May 2012 00:03:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Abu-Mehdi</dc:creator>
				<category><![CDATA[اهلبیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://stichtingiman.nl/wp-fa/?p=817</guid>
		<description><![CDATA[< اطلاعیه> برادران و خواهران ایمانی سلام، ضمن تبریک و تهنیت به مناسبت خجسته میلاد سیدۀ زنان عالم زهرای مرضیه (سلام الله علیها)، از همه رهروان و شیفتگان حضرتش دعوت به عمل می آید تا در روز شنبه مصادف با &#8230; <a href="http://stichtingiman.nl/wp-fa/?p=817">ادامه‌ی خواندن<span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://stichtingiman.nl/wp-fa/wp-content/uploads/2012/05/page0001-71.jpg"><img src="http://stichtingiman.nl/wp-fa/wp-content/uploads/2012/05/page0001-71.jpg" alt="" title="page0001 (7)" width="1240" height="1754" class="alignleft size-full wp-image-819" /></a>                                                                                                                                                                                                                              <strong><strong><strong>< اطلاعیه></strong></strong></strong></p>
<p>برادران و خواهران ایمانی سلام،</p>
<p> ضمن تبریک و تهنیت به مناسبت خجسته میلاد سیدۀ زنان عالم زهرای مرضیه (سلام الله علیها)، از همه رهروان  و شیفتگان حضرتش دعوت به عمل می آید تا در روز شنبه مصادف با 12 ماه می ازساعت 18:30الی 22:00 شب باتشریف آوری گستردۀ شان بر شکوه این محفل مولودی بیفزایند. پیشا پیش مقدم همۀ مهمانان عزیز گرامی باد!! </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://stichtingiman.nl/wp-fa/?feed=rss2&#038;p=817</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>استفاده  از سالونهای مرکز فرهنگی ایمان برای محافل و مجالس مذهبی</title>
		<link>http://stichtingiman.nl/wp-fa/?p=813</link>
		<comments>http://stichtingiman.nl/wp-fa/?p=813#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 05 May 2012 00:32:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Abu-Mehdi</dc:creator>
				<category><![CDATA[درباره ما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://stichtingiman.nl/wp-fa/?p=813</guid>
		<description><![CDATA[لطفاَ برای دیدن این فایل روی آن کلیک کرده و فورمۀ قرارداد را دون لُود نمائید! فورمه کرایه سالونهای مرکز]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>لطفاَ برای دیدن این فایل روی آن کلیک کرده و فورمۀ قرارداد را دون لُود نمائید!<br />
<a href='http://stichtingiman.nl/wp-fa/wp-content/uploads/2012/05/فورمه-کرایه-سالونهای-مرکز.doc'>فورمه کرایه سالونهای مرکز</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://stichtingiman.nl/wp-fa/?feed=rss2&#038;p=813</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سیزدهم جمادی الثانی مصادف با سالروز وفات حضرت ام البنین(س)</title>
		<link>http://stichtingiman.nl/wp-fa/?p=808</link>
		<comments>http://stichtingiman.nl/wp-fa/?p=808#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 05 May 2012 00:17:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Abu-Mehdi</dc:creator>
				<category><![CDATA[اهلبیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://stichtingiman.nl/wp-fa/?p=808</guid>
		<description><![CDATA[سالروز وفات همسر آقا امیر المومنین(ع)، مادر قمر منیر بنی هاشم ابو الفضل العباس، بانو ام البنین که بنا به اقوال مصادف است با سیزدهم جمادی الثانی، را به پیشگاه با کفایت ولی و سرپرست عصر، فخر مُلک و ملکوت &#8230; <a href="http://stichtingiman.nl/wp-fa/?p=808">ادامه‌ی خواندن<span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong><strong><strong>سالروز وفات همسر آقا امیر المومنین(ع)، مادر قمر منیر بنی هاشم ابو الفضل العباس، بانو ام البنین که بنا به اقوال مصادف است با سیزدهم جمادی الثانی، را به پیشگاه با کفایت ولی و سرپرست عصر، فخر مُلک و ملکوت آقا حجت ابن الحسن(ارواحنا له الفدا) و به شما پیروان و رهروان حیدر کرار تسلیت و تعزیت عرض مینمائیم. امید خداوند (جل عظمتُه) رو ح بزرگ و عالی آن بانوی معظم اسلام را قرین بارگاه متعالی خودش قرار بدهد. انشاألله! </strong></strong><br />
 <a href="http://stichtingiman.nl/wp-fa/wp-content/uploads/2012/05/page0001-6.jpg"><img src="http://stichtingiman.nl/wp-fa/wp-content/uploads/2012/05/page0001-6.jpg" alt="" title="page0001 (6)" width="1240" height="1754" class="alignleft size-full wp-image-809" /></a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://stichtingiman.nl/wp-fa/?feed=rss2&#038;p=808</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سالروز شهادت بی بی فاطمه زهرا(س)</title>
		<link>http://stichtingiman.nl/wp-fa/?p=804</link>
		<comments>http://stichtingiman.nl/wp-fa/?p=804#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 24 Apr 2012 12:48:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Abu-Mehdi</dc:creator>
				<category><![CDATA[اهلبیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://stichtingiman.nl/wp-fa/?p=804</guid>
		<description><![CDATA[< اطلاعیه > ضمن عرض تسلیت مجدد به مناسبت شهادت بانوی هر دو جهان، ام الائمه حضرت فاطمه الزهرا(سلام الله علیها)، از همۀ شیفتگان و پیروان حضرتش دعو ت بعمل می آید تا با تشریف آوری گسترده شان، در شام &#8230; <a href="http://stichtingiman.nl/wp-fa/?p=804">ادامه‌ی خواندن<span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong><strong>< اطلاعیه ></strong></strong></p>
<p><strong>ضمن عرض تسلیت مجدد به مناسبت شهادت بانوی هر دو جهان، ام الائمه حضرت فاطمه الزهرا(سلام الله علیها)، از همۀ شیفتگان و پیروان حضرتش دعو ت بعمل می آید تا با تشریف آوری گسترده شان، در شام شنبه 28 اپریل مقام شامخ آن دردانۀ رسول الله(ص) را آنچنانکه شایسته و بایسته مقام والای آن گوهر بی بدیل تاریخ انسانی است گرامی بدارند.</</p>
<p><a href="http://stichtingiman.nl/wp-fa/wp-content/uploads/2012/04/page0001-4.jpg"><img src="http://stichtingiman.nl/wp-fa/wp-content/uploads/2012/04/page0001-4.jpg" alt="شهادت سیده زنان عالم فاطمه زهرا(س) بر مسلمانان تسلیت باد" title="page0001 (4)" width="1240" height="1754" class="aligncenter size-full wp-image-805" /></a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://stichtingiman.nl/wp-fa/?feed=rss2&#038;p=804</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اختلاف نظر در تاریخ شهادت حضرت فاطمه(س)</title>
		<link>http://stichtingiman.nl/wp-fa/?p=795</link>
		<comments>http://stichtingiman.nl/wp-fa/?p=795#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 15 Apr 2012 08:44:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Abu-Mehdi</dc:creator>
				<category><![CDATA[اهلبیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://stichtingiman.nl/wp-fa/?p=795</guid>
		<description><![CDATA[شهادت حضرت فاطمه(س) در تاریخ حیات هر انسانی سه روز مهم قابل ذكر وجود دارد: روز ولادت، روز مرگ، و روز حشر و قیام. روز ولادت مهم است و سرنوشت ساز، هم از نظر كیفیت ولادت و آغاز زندگی و &#8230; <a href="http://stichtingiman.nl/wp-fa/?p=795">ادامه‌ی خواندن<span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong><strong><strong>شهادت حضرت فاطمه(س) </strong></strong></p>
<p>در تاریخ حیات هر انسانی سه روز مهم قابل ذكر وجود دارد: روز ولادت، روز مرگ، و روز حشر و قیام.<br />
روز ولادت مهم است و سرنوشت ساز، هم از نظر كیفیت ولادت و آغاز زندگی و هم از نظر گشوده شدن دفتر حیات؛ به همین گونه است روز مرگ كه از سوئی روز بسته شدن دفتر حیات است و از سوئی روز گشوده شدن دفتری دیگر برای آنكس كه سنت حسنه ای یا سیئه ای را در جهان پایه گذاری كرده است. و چگونه مردن و در چه راهی دفتر عمر را به پایان رساندن اهمیت بسیار دارد.<br />
و سوم روز حشر و رستاخیز انسان است كه اهمیت آن بخاطر دیدن نتیجه اعمال و درو كردن حاصل كشت و درو به دنبال حساب و كیفر است. روز فصل است و روز حسرت، روز احساس غبن است و احساس ندامت، تمنای بازگشت به دنیا برای جبران بسیار است و امكان آن محال.</p>
<p><strong>مسأله شهادت حضرت فاطمه &#8211; سلام الله علیها &#8211; :</strong><br />
می دانیم كه مرگ دست رد به سینه احدی نمی زند و انسانها در هر سطح و درجه و شأنی كه باشند روزی بدنیا آمده و روزی می میرند. خطاب خدا به پیامبر این است «انك میت و انهم میتون»[1] ای پیامبر تو هم زاده مرگی و روزی خواهی مرد و طبیعی است كه حضرت فاطمه &#8211; سلام الله علیها &#8211; نیز روز ولادت و مرگی داشته باشد.<br />
اما آنچه مهم است این است كه برخی با مرگ خود برای همیشه می میرند و عده ای محدود هم هستند كه در سایه مردن خود حیات جدیدی را آغاز می كنند و این امر بستگی دارد به چگونگی زندگی و در نهایت چگونگی مردن او و كار و برنامه ای را كه در زندگی برای خود ایجاد كرده است.<br />
حضرت فاطمه &#8211; سلام الله علیها &#8211; از آن گروه افرادی است كه با مرگ خود هرگز نمرده و نمی میرد و با شیوه زندگی قبل از وفاتش پایه های حیات جاودانه ای را برای حضور مداوم در عرصه حیات تاریخ خود فراهم آورده است.<br />
او زنده است با راه و روش خود، با سنت های حسنه ای كه ایجاد كرده، با مشی و قدم های استوار خود در زندگی و تلاقی و تلقی خویش از جهان و پدیده هایش.<br />
بدین سان ذكر داستان شهادت حضرت فاطمه &#8211; سلام الله علیها &#8211; برای گریستن و گریاندن نیست برای نقش اهمیت باری است كه در زندگی انسانها دارد و البته ذكر این تاریخ برانگیزاننده اشكها و عواطف است. </p>
<p><strong>اهمیت مسأله شهادت حضرت فاطمه &#8211; سلام الله علیها:  </strong><br />
همه چیز حضرت فاطمه &#8211; سلام الله علیها &#8211; درس است، حتی شهادت و شیوه مردن او، او از مرگش بعنوان عاملی جهت رشد اسلام استفاده كرد و آن را حربه ای قرار داد تا دشمن نتواند عوامفریبی كند. و از این دید واقعاً باید گفت آن مردنی خوبست كه چون مردن حضرت فاطمه &#8211; سلام الله علیها &#8211; باشد.<br />
او شهیده اسلام است، بانوئی است كه در راه اثبات حق و دفاع از حق به شهادت رسید. این مسأله مهمی است كه اگر مسأله دین و خدا نبود، و اگر مسأله دفاع از مقام ولایت و حقانیت امام علی &#8211; علیه السلام &#8211; نبود او را با صدمه در به پهلو چه كار؟ او برای هدف اسلامی خود تلاش كرد و جان داد.<br />
شهادت حضرت فاطمه &#8211; سلام الله علیها &#8211; مسأله مهمی برای تاریخ حیات اسلام بحساب می آید، وسیله افشاگری عظیمی برای معرفی دشمن و آزمایش فوق العاده برای اتخاذ مواضع درباره حقایق بود. فوت او دشمن و دوست را نیكو معرفی كرد و اعتراض حضرت فاطمه &#8211; سلام الله علیها &#8211; را نسبت به دیگران نشان داد. </p>
<p><strong>عوامل شهادت:</strong><br />
او فردی بیمار و نحیف نبود كه زود از دنیا برود، و سن زیادی هم نداشت كه بگوئیم بر اثر پیری و سكته و مسائل زیستی مربوط به آن از دنیا رفته باشد. پس از فوت رسول خدا &#8211; صلی الله علیه و آله &#8211; شرایط و دشواری هائی برای او پدید آمد كه زمینه را برای شهادت پیشرس او فراهم ساختند. اهم آنها: </p>
<p><strong>1 &#8211; شرایط روانی: </strong><br />
وضع و شرایطی كه از پس از رحلت پدر برای او فراهم آورده اند او را متأثر و مكدر ساخته بود. او پس از رحلت پدر مردم را دید كه وصایای رسول خدا &#8211; صلی الله علیه و آله &#8211; را از یاد بردند، حق امام علی &#8211; علیه السلام &#8211; را كه حق اسلام بود غصب كردند توطئه ها و نفاق ها جان گرفتند و صدائی هم از مردم برنیامد.<br />
با این روندی كه در پیش بود حضرت فاطمه &#8211; سلام الله علیها &#8211; احساس كرد كه توطئه ها جان می گیرند و در فاصله ای اندك زحمات رسول خدا &#8211; صلی الله علیه و آله &#8211; را بر باد می دهند، و چون شهدای را ناحق در مسیر فنا و اضمحلال است. در این گذشت بار مظلومیت شوهر هم بر این بار افزوده شده و فراق پدر هم كه برای او دردی جانكاه بود. (انهامازالت بعد ابیهامصیبه الراس ناحلهالجسم، منهده الركن، باكیه العین، محترقه القلب&#8230;.)<br />
این نكته اورارنج می داد كه می دید نه برای كمك به مستمندان بلكه تنها برای ورشكست كردن او و خاندانش و نیز برای پراكنده كردن مردم از دور و بر خاندانش فدك را از او گرفتند و حق او را پامال كردند واین همه كجروی وناروائی برای حضرت فاطمه &#8211; سلام الله علیها &#8211; بسیارناگواربود.مخصوصاًكه دشمن بردرخانه اش آتش افروخت. </p>
<p><strong>2 &#8211; صدمه بدنی: </strong><br />
و این مسأله ای است كه بسیاری از بزرگان اهل سنت می خواهند بر آن سرپوش نهند در حالیكه واقعیت خلاف آن است. صلاح الدین صفدی شافعی گوید: ان عمر ضرب بطن فاطمه یوم البیعه حتی القت المحسن من بطنها[2] عمر ضربه ای بر شكم فاطمه &#8211; سلام الله علیها &#8211; وارد آورد در روز بیعت (روز سقیفه) تا محسن از شكم او سقط كرد. صاحب لسان المیزان به نقل از ابن حجر عسقلانی گوید ان عمر رفس فاطمه حتی اسقطت بمحسن[3] عمر بر فاطمه &#8211; سلام الله علیها &#8211; فشار و لطمه ای وارد آورد تا محسن او سقط شد.<br />
روایات شیعه هم در این زمینه بسیارند از جمله مجلسی بحث از ضربات قنفذ بر پیكر حضرت فاطمه &#8211; سلام الله علیها &#8211; دارد كه زمینه را برای رنجوری و بستری شدن او فراهم كرد.[4] صاحب تلخیص الشافعی هم همین مسأله را دارد و از جنین 6 ماهه اش حرف می زند كه رسول خدا &#8211; صلی الله علیه و آله &#8211; او را محسن نامیده بود[5] و حتی صاحب بحار گوید امام علی &#8211; علیه السلام &#8211; آمد و پارچه ای بر سر همسر زجر كشیداش انداخت و&#8230;<br />
بیماری او شدید شد تا حدی كه دیگر نتوانست درست برخیزد وبنشیند. خاطر ناشاد او هم احتمال درمان را كمتر كرد و اوقاتش به سختی و با دشواری می گذشت، اغلب اوقات با رنجوری،گریه و پژمردگی. </p>
<p><strong>آمادگی برای شهادت:</strong><br />
شرایطی كه برای او پدید آمده بود زمینه را برای شهادت او فراهم كرده بود و این مسأله ای بود كه او انتظارش را می كشید. اما اینكه حضرت فاطمه &#8211; سلام الله علیها &#8211; برای تسریع در مرگ خود دعا كند و یا زودتر مردن خود را از خدا بخواهد به نظر بعید می رسد. زیرا با مبانی اعتقادی، چندان سازگاری ندارد.<br />
آری در مواردی ممكن است زندگی به گونه ای باشد كه دیگر ارزش زنده ماندن را نداشته باشد. امیرالمؤمنین &#8211; علیه السلام &#8211; خود در رابطه با ستمی كه به ناحق درباره دختركی یهودی واقع شده بود فرمود: اگر در این شرایط مردی از این فاجعه رغبت مرگ كند بر او ملامتی نیست.[6]<br />
و یا حسین بن علی &#8211; علیه السلام &#8211; ، مؤمنان را در لقای خدای خود محق می داند و آن زمانی كه مردم به حق عمل نكنند و از نسبت به معروف روی گردان باشند&#8230; «الا ترون الحق لا یعمل به و الی المعروف لا یتناهی عنه &#8211; لیرغب المؤمن فی لقاء ربه محقا فانی لا اری الموت الاسعاده، و الحیاه مع الظالمین الا برما.[7]<br />
تقاضای حضرت فاطمه &#8211; سلام الله علیها &#8211; از خدا برای تسریع مرگ و یا رغبت او به مردن اگر درست باشد از این نوع سخنان است البته حضرت فاطمه &#8211; سلام الله علیها &#8211; از كسانی نیست كه درباره نفس مرگ احساس كراهتی داشته باشد. او هم مرگ راچون پلی می داند و بدن راچون جسدی برای انتقال از این سرای به سرای دیگر. ضمن اینكه رسول خدا &#8211; صلی الله علیه و آله &#8211; هم در حین وفات او را مژده داد نخستین كسی است كه به اوملحق می شود.[8]<br />
بدین سان حضرت فاطمه &#8211; سلام الله علیها &#8211; درمانده اسیری نیست كه برای خلاصی خود تقاضای مرگ كند و یا از زحمت زندگی به زجر افتاده، از همسرش نارضائی داشته و خواستار آن باشد. اگر هم در جائی تقاضای مرگ دارد از همان نوع است. </p>
<p><strong>پیش گوئی رحلتش به امام علی &#8211; علیه السلام &#8211; :</strong><br />
او دارای بصیرت است و تقوای او چراغ راه اوست و با این چراغ می تواند آینده اش را ببیند و اخبار كند. روزی خبر مرگش را به امام علی &#8211; علیه السلام &#8211; گفت. امام علی &#8211; علیه السلام &#8211; پرسید از كجا می گوئی؟ گفت ساعتی بخواب رفتم، حبیبم رسول خدا &#8211; صلی الله علیه و آله &#8211; را در خواب دیدم. به هنگامی كه مرا دید گفت دخترم، زود به سویم بشتاب زیرا كه مشتاق دیدار توام &#8211; گفتم بخدا قسم شوقم به دیدار تو بیشتر است &#8211; فرمود تو امشب نزد منی &#8211; و او راست گفته و وفای به عهد دارد.<br />
روایات در این زمینه متعدد و از نظر محتوا مختلف است. ولی در كل همه آنها یك مسأله را اعلام می دارند. و آن مسأله اخبار از مرگ است. از جمله سخنی است كه در روضه الواعظین آمده كه فرمود ای پسر عم دل تمنای مرگ، دارد. وساعتی بعد باید به پدرم ملحق گردم (فقالت یابن عم، انه قد نعیت الی نفسی و اننی لاحقه باً بی ساعه بعد ساعه[9]. </p>
<p><strong>وصیتهائی به امام علی &#8211; علیه السلام -: </strong><br />
حضرت فاطمه &#8211; سلام الله علیها &#8211; روی به امام علی &#8211; علیه السلام &#8211; كرد و گفت وصیتهائی است كه من مدتها آن را در دل نهفته داشتم &#8211; امام علی &#8211; علیه السلام &#8211; فرمود ای دختر پیامبر خدا آنچه دوست داری وصیت كن و آنگاه در بالای سرش نشست، اطاق را از اغیار خالی كرد.<br />
حضرت فاطمه &#8211; سلام الله علیها &#8211; گفت ای پسر عم در دوران ازدواج هرگز مرا دروغگو و خائن نیافتی و از آغاز زندگی مشترك و معاشرتم با تو جز طریق وفا و صفا نپیمودم. امام علی &#8211; علیه السلام &#8211; فرمود: پناه بر خدا راست می گوئی، به خدا سوگند تو داناترو نیكوتر و پرهیزكارتر از آن بودی (انت اعلم بالله و ابر و اتقی) تو گرامی تر از هر كس بود من نیز در مخالفت با توبیخ تو بیمناك بودم. فقدان و وجدائی تو بر من سنگین است چون چاره ای جز تسلیم ندارم آن را تحمل می كنم به خدا قسم مصیبت رسول خدا &#8211; صلی الله علیه و آله &#8211; بر من تجدید شد&#8230;<br />
آنگاه ساعتی با هم گریستند واخذ راسها و ضمها علی صدره، امام علی &#8211; علیه السلام &#8211; سر فاطمه &#8211; سلام الله علیها &#8211; را بسینه اش چسبانید و فرمود فاطمه جان، هر وصیتی كه داری بكن و من در اجرای وصیت تو كوشایم و كار تو را بر خود مقدم می دارم[10] حضرت فاطمه &#8211; سلام الله علیها &#8211; را دعا كرد و وصیت نمود پس از او با امامه ازدواج كند كه به فرزندان او مأنوس ترند.<br />
وصیت كرد كه نعش او را در تابوت خاص كه طرح آن را داده بود قرار دهد &#8211; احدی از آنها كه بر او ستم كرده اند در سر جنازه اش حاضر نشوند و بر او نمازنگذارند&#8230; آنگاه فرمود مرا شب غسل ده، شب كفن كن وشب دفن كن (غسلنی باللیل، فاكفنی فی اللیل وادفنی فی اللیل[11]&#8230;)<br />
در سخنی آمده است كه درباره فرزندان سفارش كرد: علی جان فرزندانم یتیم می شوند &#8211; با آنها مدارا كن و از آنها دلجوئی فرما[12] و نمونهاین گونه مباحث بسیار و از نظر محتوا با مختصر تفاوتی در كتب روائی موجود است. </p>
<p><strong>وصیتنامه حضرت فاطمه- سلام الله علیها :</strong><br />
براساس پاره ای از اسناد وصیتنامه ای بصورت مكتوب از حضرت فاطمه &#8211; سلام الله علیها &#8211; نقل شده كه متن آن را از كتاب بحارالانوار مجلسی نقل می كنیم:<br />
هذا ما اوصت به فاطمه بنت رسول الله &#8211; صلی الله علیه و آله &#8211; - اوصت و هی تشهد ان لا اله الا الله و ان محمداً عبده و رسوله و ان الجنه حق و النار حق و ان الساعه آتیه لاریب فیها و ان الله یبعث من فی القبور.<br />
یا علی انا فاطمه بنت محمد ص زوجنی الله منك لاكون لك فی الدنیا و الاخره &#8211; انت اولی لی من غیری حنطنی و غسلنی و كفنی باللیل و لا تعلم احداً و استود عك اللّه و اقرء علی و لدی السلام الی یوم القیامه[13].<br />
ترجمه ساده آن این است: این وصیت فاطمه &#8211; سلام الله علیها &#8211; دختر رسول الله است. و او شهادت به وحدانیت خدا و رسالت محمد &#8211; صلی الله علیه و آله &#8211; می دهد و گواهی می دهد كه بهشت و دوزخ حق است و قیامت آمدنی است در آن شك نیت و خداوند همه آنها را كه روزی در قبر می خوابند مبعوث می گرداند.<br />
ای علی من فاطمه دختر پیامبرم، خدای مرا به همسری تو در دنیا و آخرت مفتخر گردانیده &#8211; توبه من سزاوارتر از دیگرانی مرا شب غسل ده و كفن و دفن كن و احدی را بر آن مطلع مساز &#8211; با تو خداحافظی كرده، و به فرزندانم را تا روز قیامت سلام می فرستم. </p>
<p><strong>ساعت قبل از شهادت بی بی : </strong><br />
قبل از شهادت، خود را نظافت و شستشو كرد. به اسماء گفت آبی بیاور كه غسل كنم، كمكم كن كه لباسم را عوض كنم غسل كرد و لباس تازه تری پوشیده به سوی قبله خوابیده و پارچه ای بر روی خود كشید. به اسما گفت مدتی درنگ و آنگاه مرا صدا كن. اگر جواب ندادم بدان از دنیا رفته ام و برو علی را خبر كن[14].<br />
در وسط اطاق، او در بستر بود و در اندیشه فرزندان خردسال، تنهائی امام علی &#8211; علیه السلام -، دور نمای آینده نسل و ذریه خود در شهادت و مسمومیت و سرگرم دعا كه خدا و ندا: را برای من چنان كن كه وقتی بر من وارد می شود گوئی محبوب من است كه از سفر برگشته و من دیده براهش داشته ام&#8230; خداوندا آنگاه كه به خانه قبر درافتادم و تنها و بیچاره و محتاج رحمت تو شدم رحمت و عنایت خویش بر من فرست روشنائی در قبر و ثوابی كه بر مؤمنین وعده فرموده ای بر من نازل گردان، روح مرا در كنار ارواح پاك و جان مرا همدم جانهای صالح و جسد مرا در كنار اجساد مطهر و اعمال مرا در ردیف اعمال مقبوله قرار ده&#8230;<br />
كلماتش را در حین شهادت چنین ضبط كرده اند: السلام علیك یا جبرائیل السلام علیك یا ملائكه ربی الیك ربی لا الی النار، الی رحمتك لا الی غضبك، رضاك رضاك&#8230; </p>
<p><strong>فاصله شهادت بی بی با وفات پیامبرصلی الله علیه و آله -:</strong><br />
در فاصله زمانی شهادت او با رسول خدا &#8211; صلی الله علیه و آله &#8211; این فاصله ها ذكر شده: 40 روز، 45 روز، 2 ماه، 6 روز، 72 روز، 75 روز نوشته اند و این فاصله اخیر مورد تأكید مورخان شیعه است مثل ابن شهر آشوب و كلینی در اصول كافی.<br />
گروهی 83 روز، 90 روز، شهید اول در كتاب الدروس 100 روز، صحیح بخاری 6 ماه، و برخی هم 8 ماه نوشته اند در كل كمترین مدت 40 روز[15] و بیشترین مدت 8 ماه است.[16]<br />
بهمین علت درباره تاریخ وفات او هم اختلاف نظر است برخی آن را سیزدهم جمادی الاولی، گروهی سوم جمادی الاخر نوشته اند، تاریخ های دیگر سوم ماه رمضان، بیستم جمادی الثانی، سیزدهم ربیع الاول و&#8230; نوشته اند كه دو سند اول مهمتر است.<br />
اما سنش در حین وفات بصورت مشهور 18 سال و 2 ماه نوشته اند در حالیكه كلینی و طبری 29 سال، مجلسی و زبیر بن بكار 30 سال، برخی از علمای عامه 28 سال، یعقوبی 23 سال و&#8230; نوشته اند در كل هیچكس از 18 سال كمتر[17] و از 30 سال بیشتر ذكر نكرده است.[18] </p>
<p><strong>غسل و كفن: </strong><br />
اسماء بنت عمیس گوید فاطمه &#8211; سلام الله علیها &#8211; سفارش كرده بود كه چون در گذشت كسی جزمن و امام علی &#8211; علیه السلام &#8211; او را غسل ندهد. در برخی از روایات آمده است كه ام سلمه هم با او همكاری داشت. اسنادها گویند كه حتی عایشه را اجازه نداد كه كنار جنازه اش باشد.[19]<br />
امام علی &#8211; علیه السلام &#8211; به ام سلمه گفت آب بریزد و آب ریخت و امام علی &#8211; علیه السلام &#8211; فاطمه &#8211; سلام الله علیها &#8211; را غسل داد و او را در وسط اطاق رو به قبل قرار داده و كفنش كرد[20] و امام علی &#8211; علیه السلام &#8211; فرماید بخدا قسم او را شستم و كفن كردم در حالیكه بدنش پاك و مطهر بود. او پاك بدنیا آمد و پاك از دنیا رفت.<br />
او فرماید به هنگامی كه خواستم سر كفن را ببندم فرزندان را صدا كردم كه بیایند با مادر وداع كنند. زمان فراق رسیده و دیدار بعدی در بهشت خواهد بود. فرزندان بر جنازه مادر حاضر شدند و هر كدام سخنی و مرثیه ای گفتند:<br />
- حسن آمد كه ای مادر پیش از اینكه جان از تنم بیرون رود با من سخنگوی (كلمنی قبل ان تفارق روحی بدنی).<br />
- حسین آمد كه ای مادر پیش از آنكه قلبم ازكار بایستد با من حرف بزن (كلمنی قبل ان ینصدع قلبی فاموت).<br />
- زینب آمد كه یا رسول الله هنوز لباس عزای تو بر تن داریم و&#8230;<br />
- امام علی &#8211; علیه السلام &#8211; فرمود ای دختر پیامبر چگونه خود را تسلی دهم.<br />
- و هم او فرمود خدای را شاهد می گیرم كه دستهای فاطمه &#8211; سلام الله علیها &#8211; از كفن بیرون آمد بچه هارا در بغل گرفت و بسینه چسبانید (الی اشهد الله &#8211; انهاقد حنت و انّت و مدّت یدیها و ضمتها الی صدرها بكیا).<br />
- در این هنگام ندائی از آسمان برخاست كه یا علی فرزندان را از روی سینه مادر بردار، بخدا سوگند كه فرشتگان آسمان را بگریه انداختند (و اذا بهاتف من السماء ینادی یا اباالحسن ارفعهما فلقد بكیا و الله ملائكه السماوات فقد اشتیاق الحبیب الی المحبوب) [21]</p>
<p><strong>دفن حضرت فاطمه &#8211; سلام الله علیها -:</strong><br />
مردم در كنار خانه حضرت فاطمه &#8211; سلام الله علیها &#8211; منتظر جنازه بودند &#8211; ابوذر به آنان اعلام كرد كه حركت جنازه به تأخیر افتاد. مردم پراكنده شدند و ابوبكر خبر نیافت تا بر جنازه اش حاضر شود[22]. در تشیع او عمار، مقداد، عقیل، زبیر، سلمان، ابوذر، حذیفه و&#8230; بودند.[23] و حضرت فاطمه &#8211; سلام الله علیها &#8211; را در تاریكی شب و در سكوت دفن كردند. [24]<br />
در دفنش غوغائی برخاست، همه می گریستند، امام علی &#8211; علیه السلام &#8211; فرمود فاطمه جان راحت شدی، سلام ما را به پدرت برسان&#8230;، در حین دفن خواست، حضرت فاطمه &#8211; سلام الله علیها &#8211; را داخل قبر كند، خطاب به رسول خدا &#8211; صلی الله علیه و آله &#8211; السلام علیك یا رسول الله عنی و عن ابنتك النازله بك و السریعه اللحاق الیك&#8230;سلام من و دخترت را كه بر تو مهمان می شود بپذیر كه چه زود به تو ملحق شد&#8230; لقد استرجعت الودیعه و اخذت الرضینه،[25]&#8230; و دیعه ای كه در نزد من داشتی برگردانده شد، و گروئی و امانت تو پس داده شد&#8230;<br />
اما حزنی فسرمد، و اما لیلی فمستهد&#8230;اندوهم پایان ندارد، شبم هرگز صبح شدنی نیست&#8230; تا روزی كه مرگم فرا رسد و در كنار تو قرار گیرم&#8230; امام علی &#8211; علیه السلام &#8211; از دفن فارغ شد، برخاست كه برود، اما احساس كرد توان قلبی آن را ندارد كه ای وای من خود فاطمه &#8211; سلام الله علیها &#8211; را بدست خویش به خاك سپردم؟ یكباره دچار اندوه شد و به كمك دو ركعت نماز خود را آرامش و سكون بخشید كه قرآن فرمود: و استعینوا بالصبر و الصلوه و انهالكبیره الا علی الخاشعین[26].</p>
<p><strong>اما قبرآن حضرت: </strong><br />
اینكه قبر او در كجاست نظرات مختلفی در این زمینه وجود دارد، حق این است كه حضرت فاطمه &#8211; سلام الله علیها &#8211; خود خواسته بود كه قبرش مخفی باشد تا سندی برای اعتراض او در عرصه جهان باقی بماند. اما مجلسی و صدوق قبر او را در خانه اش می دانند و آن را صحیح ترین خبر می شناسند: (ان الا صح انهامدفونه فی بیته)[27].<br />
بسیاری ازاهل سنت باستناد این سخن پیامبر كه فرمود بین قبر و منبرم باغی از باغهای بهشت است ما بین بیتی و منبری روضه من ریاض الجنه[28].<br />
می گویند قبر او در همان محل است. گروهی قبر او را در بقیع می دانند و ابن جوزی آن را در كنار خانه عقیل&#8230; و حق این است كه به هیچكدام از آنها نمی توان اعتماد كرد، آنچه كه عرضه می شود در حد یك استحسان عقلی است. </p>
<p><strong>امام علی &#8211; علیه السلام &#8211; بر سر مزاش:</strong><br />
وضع حال امام علی &#8211; علیه السلام &#8211; و زمزمه هایش در كنار مزار یارش مشخص است از چه قبیل خواهد بود. زیرا تاریخ انس و صفا را بمانند انس و صفای علی &#8211; علیه السلام &#8211; و فاطمه &#8211; سلام الله علیها &#8211; نمی شناسد جز در رابطه با پیامبر و خدیجه. و طبیعی است كه از دست دادن حضرت فاطمه &#8211; سلام الله علیها &#8211; برای او گران است روزی از مشتی خاك برداشت و گریان شد، اندوهی شدید بر او غالب آمد، روی به مرقد پیامبر كرد و چنین زمزمه نمود:<br />
- جانم فدای جگر كوشه پیامبر كه میراثش تباه شد، بعد از رحلت پیامبر حرمت او را در هم شكستند، او به خواسته خود نائل آمد، اما نزار و خسته، فقدان پدر توانش را كاست و اشك از دیدگانش جاری ساخت شبانه به خاك سپرده شد و هیچكس دیگر او را ندید&#8230;[29].<br />
ای كاش این جان دردمند همراه با نفس هایم ازسینه برون می رفت نفسی علی زفراتها محبوسه &#8211; یا لیتها نخرجت مع الزفراتی) پس از تو چیزی برای زندگی نیست گریه ام برای این است كه زندگیم پس از تو طولانی شد «لا خیر بعدك فی الحیوه و انما ابكی مخافه ان تطول حیاتی».<br />
و فرمود اگر از سر كویت برمی خیزم بدان خاصر نیست كه از ماندن در كنارت خسته و ملول شده ام و اگر میمانم بدان خاطر نیست كه به وعده خدا به صابران بدگمانم&#8230;[30].<br />
سلام بر پیكر نحیف تو ای فاطمه، سلام بر بدن كبود وتازیانه خورده ات، سلام بر جنازه ات كه رسواگر شكنجه خصم است و سلام بر قبر پنهانت كه سند اعتراض است. </p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;<br />
[1] . سوره زمر، آیه 30.<br />
[2] . الوافی بالوفیات ج 5، ص 347.<br />
[3] . لسان المیزان، ج 1 ، ص 268.<br />
[4] . بحار، ج 43 ، ص 170.<br />
[5] . تلخیص الشافعی، ص 415.<br />
[6] . نهج البلاغه.<br />
[7] . بررسی تاریخ عاشورا.<br />
[8] . مناقب، ج 3، ص 362.<br />
[9] . روضه الواعظین.<br />
[10] . همان &#8211; و نیز ناسخ، ج 4 ، ص 1609.<br />
[11] . احتجاج طبرسی، ص 59 .<br />
[12] . بحار، ج 43، ص 178.<br />
[13] . بحار،ج 43 ، ص 214.<br />
[14] . كشف الغمه.<br />
[15] . بحار، ج 43 ، ص 191.<br />
[16] . الاستیعاب، ص 749.<br />
[17] . مناقب ابن شهر آشوب.<br />
[18] . مجلسی در بحار.<br />
[19] . طبقات الكبری، ج 8، ص 18.<br />
[20] . وفاه فاطمه الزهرا(س)، ص 77.<br />
[21] . فاطمه الزهرا(س)، رحمانی، ص 538.<br />
[22] . صحیح بخاری، ج 5 ، ص 177.<br />
[23] . روضه الواعظین، ج 1، ص 151.<br />
[24] . مناقب، ج 3، ص 363.<br />
[25] . نهج البلاغه.<br />
[26] . سوره بقره، آیه 45.<br />
[27] . بحار، ج 43 ، ص 188.<br />
[28] . صحیح مسلم.<br />
[29] . الزهراء(س)، ص 188<br />
[30] . كشف الغمه، ص 127.<br />
دكتر علي قائمي- در مكتب فاطمه (س) </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://stichtingiman.nl/wp-fa/?feed=rss2&#038;p=795</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>در سوگ ام ابیها</title>
		<link>http://stichtingiman.nl/wp-fa/?p=785</link>
		<comments>http://stichtingiman.nl/wp-fa/?p=785#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 06 Apr 2012 23:57:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Abu-Mehdi</dc:creator>
				<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://stichtingiman.nl/wp-fa/?p=785</guid>
		<description><![CDATA[< اطلاعیه > .ضمن عرض تسلیت به مناسبت سالروزشهادت بانوی هر دو جهان، ام الائمه حضرت فاطمه الزهرا(سلام الله علیها)، از همۀ شیفتگان و پیروان حضرتش دعو ت بعمل می آید تا با تشریف آوری گسترده شان در تاریخ ذکر &#8230; <a href="http://stichtingiman.nl/wp-fa/?p=785">ادامه‌ی خواندن<span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://stichtingiman.nl/wp-fa/wp-content/uploads/2012/04/page0001-21.jpg"><img src="http://stichtingiman.nl/wp-fa/wp-content/uploads/2012/04/page0001-21.jpg" alt="" title="page0001 (2)" width="1240" height="1754" class="alignright size-full wp-image-786" /></a><br />
                                                            <strong><strong><strong> < اطلاعیه ></strong></strong></strong> </p>
<p><strong>.ضمن عرض تسلیت به مناسبت سالروزشهادت بانوی هر دو جهان، ام الائمه حضرت فاطمه الزهرا(سلام الله علیها)، از همۀ شیفتگان و پیروان حضرتش دعو ت بعمل می آید تا با تشریف آوری گسترده شان در تاریخ ذکر شده در فلایر، عرض تسلیتی خدمت آقا امام زمان (ارواحنا له الفدا) و اظهار ارادتی به مقام شامخ آن یگانۀ تاریخ داشته باشند.<br />
اجر و مزد تان باخدا(ج) و التماس دعا</strong></p>
<p>                                                                           <strong><strong>بخش فرهنگی مرکز فرهنگی ایمان</strong></strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://stichtingiman.nl/wp-fa/?feed=rss2&#038;p=785</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیهابر همه شعیان وفدار تسلیت باد</title>
		<link>http://stichtingiman.nl/wp-fa/?p=779</link>
		<comments>http://stichtingiman.nl/wp-fa/?p=779#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 04 Apr 2012 22:19:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Abu-Mehdi</dc:creator>
				<category><![CDATA[اهلبیت]]></category>
		<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>
		<category><![CDATA[صفحه اصلی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://stichtingiman.nl/wp-fa/?p=779</guid>
		<description><![CDATA[بر عالمیان رحمت رحمان زهراست در هر دو جهان سرور نسوان زهراست نوری که دهد شاخه طوبی از اوست کوثر که خدا گفته به قرآن زهراست رسول خدا در بستر بيمارى افتاده بود. فاطمه زهرا نيز در كنارآن‏حضرت قرار داشت. &#8230; <a href="http://stichtingiman.nl/wp-fa/?p=779">ادامه‌ی خواندن<span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://stichtingiman.nl/wp-fa/wp-content/uploads/2012/04/1_fatema.jpg"><img src="http://stichtingiman.nl/wp-fa/wp-content/uploads/2012/04/1_fatema.jpg" alt="" title="1_fatema" width="528" height="358" class="aligncenter size-full wp-image-780" /></a><br />
بر عالمیان رحمت رحمان زهراست</p>
<p>در هر دو جهان سرور نسوان زهراست</p>
<p>نوری که دهد شاخه طوبی از اوست</p>
<p>کوثر که خدا گفته به قرآن زهراست</p>
<p>رسول خدا در بستر بيمارى افتاده بود. فاطمه زهرا نيز در كنارآن‏حضرت قرار داشت. پيامبرصلى الله عليه وآله در گوش او نجوايى كرد كه فاطمه به‏ گريه افتاد. آنگاه يك بار ديگر با وى رازى گفت كه اين بار چهره فاطمه‏ عليها السلام از هم شكفت.<br />
چون از فاطمه درباره نخستين رازى كه با او گفت پرسيدند، فرمود: رسول خدا به وى فرمود كه جبرئيل هر سال يك بار قرآن را بر او میخواند امّا امسال دو بار خواند و اين جز نزديكى مرگ وى نيست.<br />
و راز دوّم آن بود كه نخستين كسى كه به وى خواهد پيوست منم.<br />
بدين ترتيب، فاطمه خود را دلدارى مى ‏داد كه لااقل او نخستين كسی است كه به رسول خدا خواهد پيوست.<br />
دورانى كه فاطمه زهرا پس از پيامبر اكرم سپرى كرد بسيار سخت‏ و دشوار بود. او يكّه و تنها دربرابر توفانهاى سهمناك، ايستاد و حتّى امام‏على‏ عليه السلام نخستين قهرمان اسلام نيز به خاطر موقعيّت خاصّى كه داشت‏ نمى‏توانست دركنار فاطمه در اين جهاد شركت جويد. بنابراين لازم بود كه‏ فاطمه به تنهايى بار سنگين مبارزه را بر دوش گيرد. درحالى كه تنها بيست‏ بهار از عمرش مى‏گذشت. براى آگاهى از شرايط دشوار آن‏حضرت براى‏ مبارزه تنها به سخنان خود او گوش فرا دهيم. اين سخنان درحقيقت دردنامه‏ اى است كه فاطمه‏ عليها السلام در آن از حال خود به على‏ عليه السلام شكوه مى‏ كند آن‏هم با كلماتى كه درد و مبارزه‏ خواهى از آنها مى ‏تراود.<br />
يكى از روزها هنگامى كه فاطمه از پيش ابوبكر بازگشته بود به سوى‏ اميرمؤمنان آمد و به وى گفت:<br />
&#8220;اى پسر ابوطالب! چه شده كه مانند جنين در پس پرده نشسته و چون‏ متّهمان خانه‏ نشين گشته ‏اى؟ تو بودى كه شاهپرهاى بازها را درهم مى‏ شكستى، ولى اكنون پرهاى مرغان ضعيف به تو خيانت كرده ‏اند. تو درگذشته گرگها را از هم مى‏ دريدى امّا اينك خانه‏ نشين شده ‏اى؟ از روزى‏ كه ارزش خود را بى‏ مقدار كردى و بهره ‏ات را مهمل گذاشتى، اين پسرابى قحافه است كه هديه پدرم و مؤنه فرزندانم را به ستم از من ستانده ‏است، بخدا سوگند آشكارا به دشمنى با من برخاسته است، در سخنانى كه‏ با من داشت او را سرسخت‏ ترين دشمنان يافتم تا آنجا كه انصار، يارى‏ خود را از من دريغ داشتند، و مهاجران از ما بريدند و ساير مردم چشم ازما پوشيدند، اكنون نه كسى از ما دفاع مى‏كند و نه كسى از ستم دشمن بر ما جلوگيرى مى‏ كند.<br />
با دلى لبريز از خشم و كينه از خانه بيرون شدم، و شكست خورده ‏و نااميد بازگشتم درحالى كه هيچ اختيارى ندارم، اى كاش پيش از اين‏ ذلّت و خوارى مرده بودم.<br />
خداوند از اين تندى كه به تو كردم عذرخواه من است، و از سوى تو حامى من، واى بر من در هر بامداد، واى بر من كه تكيّه‏ گاهم درگذشت، و بازويم سست گرديد، به سوى پدر شكايت دارم و از خداوند دادخواهم، بار خدايا تو نيرومندتر از ديگرانى&#8221;.<br />
امير مؤمنان‏ عليه السلام در پاسخ فاطمه زهرا فرمود:<br />
&#8220;واى بر تو نيست بلكه واى بر دشمنان توست. اى دختر برگزيده‏ جهانيان! واى بازمانده پيامبرصلى الله عليه وآله! از اين عتاب باز ايست، كه من در دينم‏ ناتوان نشده‏ ام، و در توانايى‏ ام اشتباه نكرده‏ ام. اگر براى روزى (سخن‏ ميگويى) كه روزى تو از طرف خداوند تضمين شده است. و كفيل روزى‏ تو، مورد اعتماد واطمينان‏ است. و آنچه خداوند برايت فراهم ساخته بهتراست از آنچه ‏از تو دريغ‏داشته‏ اند. پس همه‏ را به‏ حساب خداوند بگذار&#8221;.فاطمه‏ عليها السلام فرمود: &#8220;خداوند براى من كافى است و او نيكو وكيلى است&#8221;(24).<br />
داستان زندگى سرور زنان عالم، داستان فضيلت و تقواست. او مجسمه‏ ايمان بود و بدين سبب به سرورى زنان عالم دست يافت. او الگوى تمامى‏ زنان مؤمن است.<br />
داستان رحلت وى نيز داستان قهرمانى وشهادت بود، چرا كه بارزترين‏ نمونه‏ هاى فداكارى و پايدارى را به نمايش گذاشت.<br />
او تا زمان شهادت با هر وسيله ممكن از حق دفاع كرد. در اينجا ما بخشى از اين داستان غم ‏انگيز را كه آتش سوزنده غم و اندوه را در دلهاى‏ مؤمنان بوجود آورد و همچنان شعله‏ ور است، نقل مى‏كنيم.<br />
در كتاب (العقد الفريد ج‏2 ص‏250 و تاريخ ابى الفداء ج‏1 ص‏156 و اعلام النساء ج‏3 ص‏1207) پس از ذكر رخدادهايى كه بعد از رحلت‏ پيامبر گرامى اسلام ‏صلى الله عليه و آله روى داده، آمده است:<br />
&#8220;ابو بكر، عمر را به سوى آنان (خانه امام على جهت گرفتن بيعت) اعزام نمود و به او گفت: چنانچه خوددارى كردند با آنها بجنگ.. عمر باشعله آتشى در دست به سوى آن خانه آمد و در نظر داشت كه خانه را به ‏آتش بكشد، حضرت زهرا با او روبرو شد و به او فرمود كه: اى پسرخطاب، آيا براى به آتش كشيدن خانه ما آمده ‏اى؟عمر گفت: آرى، مگرآنكه برآنچه كه امت بر آن جمع شده‏ اند &#8211; بيعت با ابوبكر &#8211; موافقت كنيد.<br />
شهرستانى در كتاب &#8220;الملل والنحل&#8221; صفحه 83 از &#8220;نظّام&#8221; نقل مى‏كندكه: &#8220;عمر، در روز بيعت، ضربه‏ اى به شكم فاطمه‏ عليها السلام زد كه بر اثر آن‏جنين او (محسن)سِقط شد. عمر فرياد مى‏ زد: خانه را با آنكه در او هست‏ به آتش بكشيد. در حالى كه در خانه جز على و فاطمه و حسن‏ وحسين‏ عليهم السلام كسى نبود.<br />
مشابه اين واقعه را &#8220;بلاذرى&#8221; در &#8220;انساب الاشراف&#8221; ج‏1، صفحه‏404 ذكر مى‏ كند.<br />
علامه سيد محمد كاظم قزوينى‏ رحمه الله در كتاب &#8220;فاطمة الزهراء من المهدالى اللحد&#8221; صفحه 320 &#8211; 315 اين واقعه را به تفصيل ذكر مى‏ كند:<br />
&#8220;حضرت زهراعليها السلام &#8211; پيش از حمله دشمنان به خانه &#8211; پشت در خانه‏ بود در حاليكه سر مبارك خود را با دستمالى بسته بود &#8211; ولى چادر يا عبايى ‏به سر نداشت، به اين خاطر زمانى كه دشمنان حمله كردند به پشت درپناه برد تا خود را از چشم مردان نامحرم مخفى نگهدارد. و اينجا بود كه‏ بين در و ديوار فشار سختى بر او وارد شد. اين در حالى بود كه حضرت‏ شش ماهه حامله بود.<br />
حضرت، فريادى از شدت درد كشيد، چرا كه جنين او كشته شده بود، و ميخ در، به سينه مبارك او فرو رفته و سينه آن‏حضرت را مجروح كرد.<br />
در اين هنگام، دشمنان، حضرت امير المؤمنين ‏عليه السلام را دستگير كرده‏ بودند ومى‏ خواستند كه او را از منزل بيرون برده و با خود ببرند. با اينكه‏ حضرت زهرا عليها السلام از شدت درد به خود مى‏ پيچيد و جنين كشته او در شكم‏ متلاطم بود ولى براى دفاع از حريم ولايت و امام كوشيد تا در مقابل‏ دشمنان ايستادگى نمايد و مانع از بيرون بردن حضرت على گردد. اينجا بودكه دستور زدن پاره ‏تن رسول خدا، حضرت زهرا صادر شد. فرزندان‏ فاطمه‏ عليها السلام كه شاهد اين معركه بودند، اينچنين داستان زدن مادر بزرگوارخود را و وفات او را روايت كرده‏ اند:<br />
امام حسن مجتبى‏ عليه السلام، در مجلس معاويه به مغيره ابن شعبه خطاب‏ كرد و فرمود:<br />
&#8220;تو بودى كه فاطمه‏ عليها السلام، دختر رسول خدا را زدى تا خون از بدن او جارى شد و آنچه در شكم داشت سقط نمود، و تو چيزى جز خار نمودن‏ رسول اللَّه‏ صلى الله عليه وآله، مخالفت با دستورات وى و هتك حرمت او در نظر نداشتى. مگر رسول خدا به وى نفرموده بود كه &#8220;تو سرور زنان اهل‏ بهشتى&#8221; به خدا سوگند كه سرنوشت تو در آتش جهنم است&#8221;.<br />
در كتاب سُلَيم بن قيس از ابن عباس روايت شده است &#8220;قنفذ با تازيانه‏ چنان اورا زد كه تا روز رحلت، آثار تازيانه مانند دمل چركين بر بازوان‏ آن حضرت بود. او، حضرت را در چارچوب در خانه قرار داد و پهلوى او را شكست تا او جنين خود را سقط نمود&#8221;.<br />
حضرت امام صادق‏ عليه السلام مى ‏فرمايد: علت وفات حضرت زهرا عليها السلام اين‏ بود كه قنفذ، غلام عمر، بدستور وى، با غلاف شمشير بر پهلوى او زد تامحسن خودرا سقط كرد و بر اثر آن به شدت بيمار شد&#8230;.<br />
بنابراين چنين استنباط مى ‏شود كه بيش از يك نفر دختر رسول ‏اللَّه‏ صلى الله عليه وآله را زده و علت سقط جنين او شدند.. حضرت پس از اين واقعه به‏ شدت بيمار شد و در بستر بيمارى افتاد.<br />
همينكه آن‏حضرت مرگ خود را نزديك ديد، ام ايمن و اسماء بنت‏ عميس را نزد خويش فرا خواند و كسى را در پى على‏ عليه السلام فرستاد و او را نيز احضار كرد. چون اميرمؤمنان بر بالين او حاضر شد، فاطمه به وى گفت:<br />
اى پسر عمو! من مرگ خود را نزديك مى‏بينم، و احساس مى‏كنم كه‏ ساعت به ساعت در پيوستن به پدرم نزديكتر مى‏ شوم. اينك مى‏ خواهم‏ آنچه را كه در دل دارم به تو وصيّت كنم. على‏ عليه السلام فرمود: اى دختر رسول‏خدا! هرچه مى‏ خواهى وصيّت كن. على بالاى سر زهرا نشست و هركه درخانه بود بيرون كرد، آنگاه حضرت زهرا گفت: اى پسر عمو! تو از آغاز زندگى از من دروغ و خيانتى نديدى و هيچ‏گاه در اين مدّت كه باهم بوديم‏ با تو مخالفتى نكرده ‏ام. على‏ عليه السلام فرمود: پناه بر خدا، تو داناتر به خداوند و نيكوكارتر و پرهيزكارتر و گرامى‏ تر و خداترس تر از آنى كه بخواهم تو را بدين خاطر توبيخ و سرزنش كنم. جدائى و فقدان تو بر من بسيار سنگين‏ است، امّا با اين حال از آن هيچ گريزى نيست. به خدا سوگند مصيبت‏ رسول خدا را بر من تازه كردى. بدان كه غم درگذشت و از دست دادن توبراى من بسيار است. و از مصيبتى كه چقدر دردناك و دردآور و گدازنده ‏و اندوهبار است استرجاع مى‏كنيم. به خدا سوگند اين مصيبتى ‏است كه‏ تَسليّتى براى آن نيست و كمبودى است كه جايگزين ندارد.<br />
سپس هردو، ساعتى بگريستند و على سر او را در آغوش گرفت و فرمود:<br />
هرچه مى ‏خواهى به من وصيّت كن كه مرا آنچنان خواهى يافت كه‏ بدان‏ فرمانم داده ‏اى ومن درخواست تورا برخواست خويش ‏ترجيح مى‏ دهم.<br />
فاطمه‏ عليها السلام فرمود: اى پسر عموى رسول خدا! خداوند از سوى من‏ بهترين پاداش را به تو دهد، من به تو وصيّت مى‏كنم كه پس از من با امامه دختر خواهرم ازدواج كنى كه وى براى فرزندانم همچون خود من است. زيرا مردان ناگزيرند كه زن اختيار كنند.<br />
سپس فرمود: پسر عمو! برايم تابوتى فراهم ساز. من ديدم كه فرشتگان‏ تصوير آن را برايم كشيده‏ اند. على فرمود: آن را برايم توصيف كن كه‏ چگونه بود؟ زهرا شكل تابوت را براى على بيان كرد، &#8211; على آن را براى ‏زهرا ساخت، بنابراين نخستين تابوتى كه در اسلام ساخته شد تابوت‏ زهرا بود كه كسى پيش از آن چنين چيزى نه ديده و نه ساخته بود. &#8211; سپس ‏فرمود: به تو وصيّت مى‏ كنم كه هيچ كس از اينانى كه به من ستم و حقّم را پايمال كرده ‏اند بر جنازه ‏ام حاضر نشوند. زيرا اينان دشمن من و دشمن‏ رسول خدا هستند. اجازه نده كسى از آنان و پيروانشان بر من نماز بخوانند، مرا در شب كه ديده ‏ها آرام گرفته و به خواب فرو رفته ‏اند، به‏ خاك سپار، آن‏گاه آن‏حضرت چشم از جهان فرو بست. سلام خداوند براو و بر پدر و شوهر و فرزندانش.<br />
مردم مدينه يكپارچه ناله و فرياد سر دادند. زنان بنى‏ هاشم در خانه‏ فاطمه‏ عليها السلام گرد آمدند و همه باهم يكصدا شيون كردند. مدينه مى ‏خواست ‏از اين همه شيون و فرياد از جاى كنده شود. زنان داغديده فرياد مى‏ زدند:اى بانوى ما! اى دختر رسول خدا! مردم گروه گروه به سوى على عليه السلام روانه ‏شدند. آن‏حضرت نشسته بود. حسن و حسين‏ عليهما السلام نيز رو به رويش بودند و هرسه مى ‏گريستند. مردم همه از گريه آنان به گريه افتادند.<br />
ام كلثوم روپوشى به صورت انداخته و دامن كشان و با ردائى آويزان‏ بيرون آمد درحالى كه مى‏ گفت: اى پدر اى رسول خدا! اينك براستى ما تو را از دست داديم. اين فقدانى است كه ديگر ديدارى درپى ندارد.<br />
مردم گرد آمدند و نشستند و گريه و زارى سر دادند آنان منتظر بودندكه جنازه بيرون آيد تا بر او نماز بخوانند امّا ابوذر بيرون آمد و به آنها گفت: برويد كه بيرون آوردن جنازه دختر رسول خدا صلى الله عليه وآله در اين شامگاه‏ به تأخير افتاد. مردم برخاستند و به راه خود رفتند.<br />
چون پاسى‏ از شب‏ گذشت وديده‏ ها به‏ خواب آرام فرو رفت، اميرمؤمنان‏ و حسن و حسين و عمّار و مقداد و عقيل و زبير و ابوذر وسلمان و بريده‏ و چند نفر از بنى‏ هاشم و ياران خاص آن‏حضرت جنازه فاطمه‏ عليها السلام را بيرون آوردند وبر آن نماز خواندند و سپس او را در دل شب به خاك‏ سپردند. اميرمؤمنان دركنار قبر فاطمه‏ عليها السلام هفت قبر ديگر پديد آورد تاكسى جايگاه حقيقى قبر را نداند. برخى از ياران خاص آن‏حضرت نيزگفته‏ اند: على‏ عليه السلام قبر را با زمين هموار كرد تا مبادا محل قبر شناخته شود.<br />
آنگاه حضرت امير به طرف قبر رسول خدا روى كرد و فرمود:<br />
&#8220;درود بر تو اى رسول خدا از من و درود بر تو از سوى دخترت، و زيارت كننده تو و خفته در خاك در بقعه‏ ات، و كسي كه انتخاب شد تابه زودى به تو بپيوندد، اى رسول خدا! شكيبايى من در فراق برگزيده تو اندك و طاقت من با فقدان او طاق شد. امّا براى من در پيروى از سنّت تو در فراقت، عزت وگرانمايگى است. آن هنگام كه من سرت را بر لحد آرامگاهت نهادم، و ميان گردن و سينه ‏ام (آغوشم) بودى كه جان از تنت‏ بيرون شد بلى اين چيزى است كه در كتاب خدا پذيرفته است چون ما از اوييم و هم بدو باز مى‏گرديم.<br />
همانا امانت تو پس گرفته شد، زهرا را زمين در ربود، پس از زهراچه نازيباست آسمان و زمين اى رسول‏ خدا!<br />
امّا اندوهم هميشگى و جاودانه خواهد شد و شبهايم به بيدارى خواهدگذشت و در غمى غوطه خواهم خورد كه هيچ‏گاه از دلم بيرون نرود تا آنگاه كه خداوند براى من سرائى كه تو در آن اقامت گزيده ‏اى، برگزيند.اندوه دلخراش حزن برانگيزاننده، چه زود ميان ما جدائى انداخت. و من‏ از اين به خداى شكوه مى ‏برم. و به همين زودى دخترت به تو آگاهى خواهد داد از اجتماع امّت تو براى ستم كردن به او، تمام ماجراها را هم از او بپرس، از وى درباره رفتارشان با ما بپرس. چه آتشى در سينه داشت امّا راهى براى گفتن آن نيافت. او خود به زودى تمام اين ماجرا ها را خواهد گفت، و خداوند در اين باره داورى فرمايد كه او بهترين داوران است.&#8221;<br />
زهرا عليها السلام شراره ‏اى از محبّت شد و گرما و روشنايى او هيچ‏گاه در دل‏ مؤمنان به سردى و خاموشى نخواهد گراييد. او پرچم مبارزه‏ اى شد كه‏ هرگز مكتبيان مسئول آن را از دست بر زمين نخواهند انداخت. او پرتو اخلاق نيكو و والا و عدالت‏ طلبى بود كه پهنه سپيده ‏دمان را به رنگ خون‏ به ناحق ريخته، و حق خيانت شده ‏اش نمايان مى‏ سازد، و بدين وسيله ‏تاب و تپش انقلاب را در رگهاى جوانمردان به جريان مى‏ اندازد. تا درمسير جهاد مقدّس خودش برضدّ زورمداران و فرصت‏ طلبان و خشك‏ مقدّسان از اين شراره پاك توشه برگيرند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://stichtingiman.nl/wp-fa/?feed=rss2&#038;p=779</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>وبسایت مرکز فرهنگی ایمان</title>
		<link>http://stichtingiman.nl/wp-fa/?p=770</link>
		<comments>http://stichtingiman.nl/wp-fa/?p=770#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 02 Apr 2012 21:11:19 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Abu-Mehdi</dc:creator>
				<category><![CDATA[صفحه اصلی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://stichtingiman.nl/wp-fa/?p=770</guid>
		<description><![CDATA[معرفی وبسایت: بنام خداوند جان و خرد &#8212;&#8211; کزو بر تر اندیشه نگذرد ستایش و ثنا مر آن یگانه معبود بی همتا و خالق همه هستی را باد که حضرت ابراهیم، موسی، عیسی( علیهماسلام ) و تمامی انبیأ سلف و &#8230; <a href="http://stichtingiman.nl/wp-fa/?p=770">ادامه‌ی خواندن<span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>معرفی وبسایت:</strong></p>
<p>                                 <strong><em><strong>بنام خداوند جان و خرد  &#8212;&#8211;       کزو بر تر اندیشه نگذرد </strong></em></strong><br />
ستایش و ثنا مر آن یگانه معبود بی همتا و خالق همه هستی را باد که حضرت ابراهیم، موسی، عیسی( علیهماسلام ) و تمامی انبیأ سلف و بخصوص آخرین و بهترین آنان حضرت محمد(ص) را برای هدایت بشر فرستاد تا آدمیان را از جهل و ظلمت بسوی سعادت و رستگاری رهنمون باشند. سلامی به بلندای ابدیت بر اشرف مخلوقات حضرت محمدمصطفی (ص) ، که با سیره وحسن خلق بی مانندش انسانها را به پیروی از حق وحقیقت دعوت وارشاد نموده و بدون تردید خداوند(ج) نعمات و برکات خود را به خاطر آن وجود گرامی به بشریت نازل نموده است. درود وتحیات بی پایان به اهلبیت طاهرین سلام الله علیهما که خداوند آنها را از هر گناه و اشتباه خالص و مبراه نموده و بهترین سلام به آخرین امید بشر, حضرت مهدی موعود (علیه السلام) آن ذخیره الهی که در مقابل شر،  بی عدالتی و فساد در عالم قیام  نموده  و جهان پر ازجور وظلم را به جهانی پر از عدل و داد تبدیل خواهد نمود و در نهایت سلام بر همه آنانی که بدور از عصبیتهای جاهلانه و موروثی به دنبال پیدا کردن راه حق و حقیقت اند.<br />
مرکز فرهنگی ایمان باراه اندازی وطراحی این وبسایت,  در نظر دارد که با توفیقات حضرت حق و عنایات اهلبیت پیامبر(ص) بخصوص آقا امام عصر(علیه السلام) و به کمک افراد کاردان و متعهد در بخش فرهنگی مرکز فرهنگی ایمان با استفاده از امکانات مجازی,  به معرفی هر چه بهتر اهل اهلبیت اطهار و آموزه ها و شیوه و روش تربیتی آنان بپردازد. به این امید که با شناخت از سیره و روش آنان, زمینه نزدیکی وشناخت حضرت حق که همانا هدف غایی هرمخلوق جوینده راه خالق و طالب کمال و وصال  و حیات سرمدی در جوار معبود است,  فراهم آید که بدون شک سعادت دنیا و آخرت همه در گرو قرب و رضای پروردگار عالم خواهد بود. اگرچه ما هنوز درمرحله آماده سازی و به روز رسانی به مواد در وب سایت هستیم اما با کمک و یاری حضرت حق و توجهات آقا امام عصر(عج) به زودی شاهد سایت پر بار به دو زبان  فارسی و هلندی خواهیم بود.<br />
<strong>نام وبسایت:</strong><br />
آز آنجائی که این وبسایت با پشتبانی و حمایت مرکز فرهنگی ایمان ایجاد و بیانگر خط مش و پالیسی آن خواهد بود، ناگذیر اسم &#8220;مرکز فرهنگی ایمان&#8221; را بران برگزیدیم. </p>
<p><strong>بخشی پاسخگویی:</strong><br />
 این وب سایت در حد توان تلاش خواهد نمود تا با ارائه مطالب مفید و آموزنده در مورد اعتقادات و باورهای مذهب حقه اثنی عشریه( شیعه دوازده امامی) پاسخ گوی نیازهای روز برای مسلمانان بخصوص نسل جوان در هالند باشد.   بناً بخشی مهمی که به عون وقوه الهی و با پیگری مستمر دست اندرکاران سایت به آن توجه و به روز رسانی خواهد شد,  قسمت پاسخ به سوالات و رفع شبهات دینی و مذهبی بازدید کنندگان این وبسایت خواهد بود. اما از آتجایی که بخش فرهنگی هنوزدر آغاز راه قرار داشته و تعداد افراد دست اندرکار در حد لازمی نیست, زمانی طول خواهد کشید تا خواسته ها به طور باید و شاید جامه عمل به تن نماید. اما تقاضایمان از افراد دلسوز و متد ین که آشنایی و شناخت لازم را در بخشهای مختلف از جمله در مسائل دینی و پاسخگویی دارند اینست که به کمک مان بشتابند تا باشد در این روز گار پر آشوب در حد ظرفیت و توان معرف راه و سیرۀ اهلبیت عصمت و طهارت برای جوانان و نوجوانان در کشورهای اروپائی باشیم. </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://stichtingiman.nl/wp-fa/?feed=rss2&#038;p=770</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ولادت قهرمان صبر و عقیلِۀ بنی هاشم حضرت زینب کبرا(س) مبارک باد!</title>
		<link>http://stichtingiman.nl/wp-fa/?p=765</link>
		<comments>http://stichtingiman.nl/wp-fa/?p=765#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 29 Mar 2012 23:18:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Abu-Mehdi</dc:creator>
				<category><![CDATA[اهلبیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://stichtingiman.nl/wp-fa/?p=765</guid>
		<description><![CDATA[زینب(س) زاهده ای به معنای واقعی کلمه بود؛ اما زهد در قاموس زینب، به همان مفهومی بود که پدر گرامیش آنرا توصیف می نمود: زهد آنست که آدمی مالک دنیا باشد نه آنکه دنیا و زیور آن آدمی را به &#8230; <a href="http://stichtingiman.nl/wp-fa/?p=765">ادامه‌ی خواندن<span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://stichtingiman.nl/wp-fa/wp-content/uploads/2012/03/page00014.jpg"><img src="http://stichtingiman.nl/wp-fa/wp-content/uploads/2012/03/page00014.jpg" alt="" title="page0001" width="1240" height="1754" class="aligncenter size-full wp-image-766" /></a>زینب(س)  زاهده ای به معنای واقعی کلمه بود؛ اما زهد در قاموس زینب، به همان مفهومی بود که پدر گرامیش آنرا توصیف می نمود: زهد آنست که آدمی مالک دنیا باشد نه آنکه دنیا و زیور آن آدمی را به مالکیت خود در آورد.</p>
<p>او در خشوع و خضوع و عبادت و بندگی مانند پدر و مادر بزرگوارش بود: شب‏ها را به تهجد صبح می‏کرد و مدام قرآن تلاوت می‏فرمود. آن بانوی بزرگ اسلام در میدان دشوار کربلا و از آن جا تا شام، در مشکل‏ترین حالات، نماز شب و عبادتِ خدا را ترک نگفت.</p>
<p>بهترین دلیل زهد زینب (علیها السلام)، ترک آسایش و رفاه و اشرافیت و خدمتکاران و زیب و زیور برای تعقیب هدفی مقدس و الهی است. او همانند غیب دانی که از آینده خود و جامعه اش و از همه مهمتر وظیفه و رسالتش آگاه است، شرط ضمن عقد خود را همراهی با حسین(علیه السلام) قرار می دهد تا رسالت خویش را به انجام رساند.</p>
<p>او مانند همه ی بانوان عاطفی و رقیق القلب است؛ ولی آنجا که ضرورت ایجاب کند استوار و در راه هدف چون کوهی پابرجا و مقاوم است. او مادر است و چون همه ی مادران اهل مهر و رحمت؛ ولی آنجا که وظیفه دینی و حفظ وجود اسلام و موجودیت قرآن مطرح باشد؛ فرزندان عزیزش را نیز در راه خدا فدا می کند.</p>
<p>کیست که چون زینب (علیها السلام)  آنهمه تمکن و نعمت داشته باشد و بدان هرگز وابسته نباشد؟ کیست که خانه ای گرم، همسری مهربان و فرزندانی عزیز داشته باشد و برای تحقق اهداف مقدس خویش آوارگی و گرسنگی را پذیرا گردد؟ و آیا این جز همان زهد اسلامی است؟ (1)</p>
<p>زينب عليهاالسلام به خوبى از قرآن آموخته بود، كه هدف از آفرينش و خلقت انسان رسيدن به قله كمال بندگى است.او عبادت‏ها و نماز شب‏هاى پدر و مادر را از نزديك ديده بود. او در كربلا شاهد بود كه برادرش امام حسين عليه السلام در شب عاشورا به عباس فرمود:«ارجع اليهم واستمهلهم هذه المشيه الى غد لقد نصلى لربنا الليله وندعوه و نستغفره فهو يعلم انى احب الصلوه له وتلاوه كتابه وكثره الدعاء والاستغفار (2) ؛ به سوى آنان باز گرد و اين شب را تا فردا مهلت‏ بگير تا بتوانيم امشب را به نماز و دعا و استغفار در پيشگاه خدايمان مشغول شويم. خدا خود مى‏داند كه من نماز، قرائت قرآن، زياد دعا كردن و استغفار را دوست دارم .» در اين جملات صحبت از اداى تكليف نيست، بلكه سخن از عشق به عبادت و نماز است.</p>
<p>امام سجاد عليه السلام فرمود:«ان عمتى زينب كانت تؤدى صلواتها، من قيام الفرائض والنوافل عند مسيرنا من الكوفه الى الشام وفى بعض منازل كانت تصلى من جلوس لشده الجوع والضعف (3)؛ عمه‏ام زينب در مسير كوفه تا شام همه نمازهاى واجب و مستحب را اقامه مى‏نمود و در بعضى منازل از شدت گرسنگى و ضعف، نشسته نماز مي گزارد.»</p>
<p>امام حسين عليه السلام كه خود معصوم و واسطه فيض الهى است هنگام وداع به خواهر عابده‏اش مى‏فرمايد:« يا اختاه لا تنسينى فى نافله الليل (10)؛ خواهر جان! مرا در نماز شب فراموش مكن!» اين نشان از آن دارد كه اين خواهر، به قله رفيع بندگى و پرستش راه يافته و به حكمت و هدف آفرينش دست ‏يازيده است.</p>
<p>پی نوشت:</p>
<p>1-       زندگانی حضرت زینب (س)، رسالتی از خون و پیام</p>
<p>2-        محمد بن جريرطبرى، تاريخ طبرى، ج‏6، ص‏238.</p>
<p>3-        رياحين الشريعه، ج‏3، ص‏62.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://stichtingiman.nl/wp-fa/?feed=rss2&#038;p=765</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

