شهاد ت آقا امام محمد باقر علیه السلام بر پیروان و عاشقان حضرتش تسلیت باد!

شهاد ت جانگداز شکافننده علم و پنجمین امام معصوم، حضرت امام محمد باقر (ع) را به پیشگاه با عظمت آخرین ذخیره عالم هستی حضرت حجت ابن الحسن (ارواحنا لهُ الفدا) و به شما شیعیان و پیروان آن امام همام تسلیت و تعزیت عرض میداریم.

حقیقت توحید در کلام امام باقر (علیه السلام)

حقیقت توحید در کلام گهربار آقا امام باقر که در قالب گفتگو با حجت الاسلام حریری بدان پرداخته شده عیناَ در متن زیر میخوانید :

* لطفاً در ابتدا شرایط اجتماعی و فرهنگی عصر امام باقر ( علیه السلام )و جایگاه تأثیر در بیان معارف الهی را تشریح فرمایید؟
– شهادت پنجمین اختر تابناک آسمان ولایت را به ساحت مقدس امام زمان و همه شیعیان جهان و جویندگان معارف حقه تسلیت عرض می‌کنم، امام باقر (علیه السلام ) فضائل بی‌شماری دارند و شاید به خاطر شرایط ویژه آن حضرت در توفیق نسبت به معارف حقه اسلام و اهل بیت بوده است. جابر از طرف پیامبر مامور می‌شود، پیام و سلام پیامبر را به ایشان برساند و جایگاه امام در آن شرایط زمانی روشن و آشکار شود، چرا که بعد از شهادت امام حسین علیه السلام مسئله خفقان سیاسی نسبت به اهل بیت (علیه السلام ) به اوج رسید و موجب افول حکومت بنی امیه و بنی مروان شد؛ در زمان امامت حضرت سجاد،(علیه السلام ) ب کرسی بیان معارف دین را در لابلای ادعیه و بیانات محدودی بیان می‌کردند، به گونه ای که نقل می‌کنند ایشان فقط سه نفر، اصحاب خاص داشتند.

برای امام باقر (علیه السلام ) فرصتی به وجود آمد که آن حضرت معارف دین را نشر دهند از مسائل اعتقادی گرفته تا مباحث اخلاقی و عمدتا مباحث فقهی مطرح می‌شد، چرا که مسائل فقهی بیشتر در جامعه مورد ابتلا بوده است لذا از امام باقر و امام صادق (علیهما السلام)، بیشتر مباحث فقهی بیان شده است و گستردگی حیطه عمل اقتضا گستردگی مباحث فقهی را دارد، اما در عین حال از بازگو کردن معارف اعتقادی و مسائل دقیق توحیدی ابایی نداشتند؛ اما چون بیشتر معارفی که از امام سجاد (علیه السلام) به دست ما رسیده است در قالب دعاست، لذا ظهور و بروز مباحث توحیدی در کلمات ایشان در زبان ادعیه بیشتر است، از امام باقر علیه السلام دعای خاصی به این معنا نقل نشده است، اما اگر تورقی در معارف توحیدی داشته باشیم در این خصوص مطالب و احادیث بلند و ارزشمندی یافت می‌شود.

* آیا طرح مباحث علمی در زمان امام باقر( علیه السلام )و دیگر معصومین به صورت کلاسیک و منسجم امروزی بوده است؟
– عمدتا مباحثی که از این خاندان به ما رسیده است، سیستم خاصی ندارد، یعنی اینطور نبوده که مدتی مباحث منظم فقهی یا اعتقادی را بیان کنند، بلکه بر اساس نیاز جامعه و سئوالاتی که می‌شده مباحث توحیدی را مطرح می‌کردند. «دین» علم خاصی نیست، بلکه مجموعه معارفی است که هدایت بشر را بر عهده دارد و خود انسان این مباحث را باید تنظیم کند، معارف عقلی در جهت اعتقادات و معارف اخلاقی را در جهت تربیت روحی و نفسانی و مسائل عملی را در جنبه عمل دریافت کند.

* یکی از مهم‌ترین معارفی که ائمه معصومین و دین مبین اسلام به آن توجه می‌دهد مسئله توحید است دلیل آن چیست و جامعه توحیدی دارای چه خصوصیاتی است؟
– شاخصه یک جامعه توحید محور بر فرمانبرداری دستورات الهی و حاکمیت الهی است و آثار این حاکمیت الهی باید در زندگی و روابط مختلف اجتماعی و سیاسی مشهود باشد، اساس دستورات شرع مقدس حرکت به سوی توحید و جامعه توحیدی است و هر قدر به سوی این حقیقت حرکت کنیم دیدگاه‌ها عمیق‌تر می‌شود و اساسا در دستورات دینی از ما خواسته‌اند که به دنبال اعتقادات صحیح و مبارزه با هوای نفس در اطاعت از دستورات دین و اهل بیت عصمت داشته باشیم تا به آن دیدگاه‌های عمیق برسیم.

* از امام باقر (علیه السلام) در زمینه توجه دادن به مباحث توحیدی روایات قابل توجهی به ما رسیده است این روایات در چند بخش قابل دسته بندی هستند؟– چون بیشتر منظور شما طرح مباحث توحیدی و معرفتی است بنده مروری به روایات توحید صدوق داشتم و روایاتی که از امام باقر (علیه السلام )در این موضوع در ابواب مختلف صادر شده است را جمع آوری کردم و این نشان می‌دهد که امام باقر (علیه السلام )تنها به مسائل فقهی و اخلاقی بسنده نکردند و به مناسبت گرایشات زمانی مباحث اعتقادی و توحیدی را نیز بیان می‌نمودند .

* نوع احادیثی که از ائمه معصومین و به ویژه امام باقر (علیهم السلام )در تبیین یگانگی حق تعالی به دست ما رسیده است چگونه از یگانگی حق تعالی گزارش داده‌اند؟– اساس ادیان الهی و دین اسلام بر تبیین معارف توحیدی به معنای عمیق آن می‌باشد، یعنی نه تنها مباحث توحیدی را در جهت اثبات خالق برای عموم مردم مطرح می‌کردند بلکه گاهی در مسئله یگانگی حق تعالی وحدانیت خدای متعال، مباحث بسیار عمیقی نیز بیان می‌نمودند.در این رابطه چند حدیث در دست است که بیانگر وحدانیت خدای متعال است و هم اینکه رابطه موجودات با حق تعالی چگونه است و سپس نحوه ایجاد در خدا شناسی مطرح می‌شود و به نوعی در عرفان نظری هم این مباحث مورد توجه قرار دارد به عنوان نمونه:

این بیان را از امام باقر (علیه السلام ) بمی‌خوانیم و این حدیث در باب العلم توحید صدوق روایت هفتم: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَتْ أَسْمَاؤُهُ وَ تَعَالَى فِي عُلُوِّ كُنْهِهِ أَحَدٌ تَوَحَّدَ بِالتَّوْحِيدِ فِي تَوْحِيدِهِ ثُمَّ أَجْرَاهُ عَلَى خَلْقِهِ فَهُوَ أَحَدٌ صَمَدٌ مَلِكٌ قُدُّوسٌ يَعْبُدُهُ كُلُّ شَيْ‏ءٍ وَ يَصْمِدُ إِلَيْهِ وَ فَوْقَ الَّذِي عَسَيْنَا أَنْ نَبْلُغَ رَبَّنَا- وَسِعَ رَبُّنَا كُلَّ شَيْ‏ءٍ عِلْماً؛ التوحيد (للصدوق)، ص: 136» در این روایت آن حضرت اول خدای متعال را تنزیه می‌کند که اسما او بزرگ است و در علو کنه، متعالی است سپس معرفی می‌کنند که او احد است و در توحید یگانه است و هیچ تکثری برای حق تعالی تصور نمی‌شود و هیچ محدودیتی برای ذات حق نمی‌توان قائل شد و موجودات مظهر یک چنین وجودی هستند. این مطلب، بسیار عمیق است، به این معنا که کثراتی که در علم مشاهده می‌کنیم هم در علم ماده و هم در عوالم دیگری که خداوند خلق کرده است، هیچ لطمه‌ای به حق تعالی نمی‌زند و این کثرات کثرتی نیستند که در عرض خدا باشند و خدای متعال با ظهور این کثرات از وحدتش خارج شده باشد و با وحدت مطلقه ذاتیه که دارد این کثرات را ظهور می‌دهد. در ادامه ی فرماید « فَهُوَ أَحَدٌ صَمَدٌ مَلِكٌ قُدُّوسٌ » موجودات در هیچ‌ شأنی خود را نشان نمی‌دهند و همواره اظهار خضوع در برابر حق تعالی دارد و هر چیزی او را بندگی می‌کند و این بندگی با تمام وجود و در هرشانی از مراتب وجودی فقط به او توجه دارد و برای اینکه محدودیتی برای حق متعال تصور نمی‌شود می‌فرمایند: « وَ فَوْقَ الَّذِي عَسَيْنَا أَنْ نَبْلُغَ رَبَّنَا- وَسِعَ رَبُّنَا كُلَّ شَيْ‏ءٍ عِلْماً » او بالاتر از این است که ما امید داشته باشیم به او برسیم.

روایتی که بیان شد بسیار عمیق و قابل توجه بود، روایت دیگر در همین باب بیان شده است و خدای متعال را نور مطلق معرفی می‌کند « إِنَّ اللَّهَ نُورٌ لَا ظُلْمَةَ فِيهِ وَ عِلْمٌ لَا جَهْلَ فِيهِ وَ حَيَاةٌ لَا مَوْتَ فِيهِ؛ التوحيد (للصدوق)، ص: 138 » در همین راستا در باب صفات ذات و صفات افعال، بیان بسیار عمیقی دارند که این بیان در دو جا از کلمات ائمه(علیه السلام ) ب آمده است، یکی در کلام امام باقر (علیه السلام ) بو دیگری در کلام امام صادق ( علیهما السلام) که در معرفی حق تعالی و رابطه وجودی موجودات با حق تعالی، مبنی بر اینکه رابطه موجودات با مرتبه وحدانیت مطلقه چیست؟ می فرمایند: « إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى كَانَ وَ لَا شَيْ‏ءَ غَيْرُهُ نُوراً لَا ظَلَامَ فِيهِ وَ صَادِقاً لَا كَذِبَ فِيهِ وَ عَالِماً لَا جَهْلَ فِيهِ وَ حَيّاً لَا مَوْتَ فِيهِ وَ كَذَلِكَ هُوَ الْيَوْمَ وَ كَذَلِكَ لَا يَزَالُ أَبَداً؛ التوحيد (للصدوق)، ص: 141» خدای متعال نور مطلق، صدق مطلق، عین واقعیت، علم مطلق و…. است این نفی و اثبات‌ها می‌خواهند تا ما تصور محدودی درباره حق تعالی نداشته باشیم و این‌ صفات محدودیت ندارند و هر یک از این‌ها عین دیگری است «وَ كَذَلِكَ هُوَ الْيَوْمَ وَ كَذَلِكَ لَا يَزَالُ أَبَداً؛ » او الان هم هست و غیر او نیست، با این تعبیر، موجودات پرتو او می‌شوند و رابطه وجودی موجودات را بیان می کنند و این از مراتب توحیدی و مطلب ظریف و دقیق اهل بیت است.

خدا «رب العزه» است و عزت از او ظهور می‌کند و مخلوق در مرتبه خالق نیست؛ اولین مخلوق نیز خودش وساطت در فیض دارد « فَأَوَّلُ شَيْ‏ءٍ خَلَقَهُ مِنْ خَلْقِهِ الشَّيْ‏ءُ الَّذِي جَمِيعُ الْأَشْيَاءِ مِنْهُ وَ هُوَ الْمَاءُ » تعبیر آب در برخی روایت تعبیر کنایی است که در آیه شریفه نیز می‌فرماید: « وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماء؛ هود یه 7 » آنجا هم مراد آب مادی نیست بلکه آب آن حقیقتی است که مایع زندگی است و مخلوق خداست و وساطت مطلقه برای غیر خودش دارد از جانب خداوند متعال.

* صفات حق تعالی و وحدت این صفات با ذات حق تعالی در کلام امام باقر ( علیه السلام )چگونه بیان شده است؟ آیا صفات متعدد توهم محدودیت نمی‌آورد؟
– خیر وحدت حق تعالی وحدتی مطلقه است و همه کمالات را دارد و هر کمالی که ظهور یافته نمادی از کمالات اوست، موجودات محدودیت‌های خاص خود را دارند صفاتی به لحاظ محدودیت‌های آن موجود مطرح می‌شود پس مطرح شدن صفات برای حق تعالی به لحاظ ظهور موجودات از حق تعالی است و حقیقت این صفات با ذات حق تعالی عینیت دارد، به همین مناسبت از امام علیه السلام در توحید صدوق نقل شده است: مِنْ صِفَةِ الْقَدِيمِ أَنَّهُ وَاحِدٌ أَحَدٌ صَمَدٌ أَحَدِيُّ الْمَعْنَى وَ لَيْسَ بِمَعَانٍ كَثِيرَةٍ مُخْتَلِفَةٍ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَزْعُمُ قَوْمٌ مِنْ أَهْلِ الْعِرَاقِ أَنَّهُ يَسْمَعُ به غیر الَّذِي يُبْصِرُ وَ يُبْصِرُ به غیر الَّذِي يَسْمَعُ قَالَ فَقَالَ كَذَبُوا وَ أَلْحَدُوا وَ شَبَّهُوا تَعَالَى اللَّهُ عَنْ ذَلِكَ إِنَّهُ سَمِيعٌ بَصِيرٌ يَسْمَعُ به ما يُبْصِرُ وَ يُبْصِرُ به ما يَسْمَعُ قَالَ قُلْتُ يَزْعُمُونَ أَنَّهُ بَصِيرٌ عَلَى مَا يَعْقِلُونَهُ قَالَ فَقَالَ تَعَالَى اللَّهُ إِنَّمَا يَعْقِلُ مَا كَانَ بِصِفَةِ الْمَخْلُوقِينَ وَ لَيْسَ اللَّهُ كَذَلِك؛ التوحيد (للصدوق)، ص: 144‏» او حقیقت واحدی دارد و برای تبیین واقعیت حق تعالی که واقعیت مفهومی نیست این معنا را می‌آورند و معنا در زبان روایات به معنی واقعیت خارجی است؛ آن معانی و واقعیت متعددی نیست، مثل موجودات که جهات مختلفی دارد نیست در مخلوقات هر جهتی غیر از جهت دیگر آن است و تقسیم پذیر هستند و خود تقسیم پذیری اشیاء هم متعدد است، ما اجزا مادیه، وهمیه، عقلیه هم داریم، اما هیچ یک از این تقسیمات در حق تعالی راه ندارد در تقسیمات عقلیه‌ اشیا از مفاهیم متعدد تشکیل شده مثل ترکیب شی از وجود و ماهیت، این تقسیم عقلی در حق تعالی راه ندارد، در ادامه محمد مسلم می‌گوید: « جُعِلْتُ فِدَاكَ يَزْعُمُ قَوْمٌ مِنْ أَهْلِ الْعِرَاقِ أَنَّهُ يَسْمَعُ به غیر الَّذِي يُبْصِرُ وَ يُبْصِرُ به غیر الَّذِي يَسْمَعُ » یعنی عده‌ای نسبت به حق تعالی قائل به تعدد صفات هستند، بعضی از اهل عراق می‌گفتند خدا به غیر جهتی که می‌شنود می‌بیند و بالعکس و تعدد صفات قائل هستند حضرت فرمود آن‌ها خدا را به ما تشبیه کرده‌اند و کلام ایشان غلط است و حضرت در اینجا وحدت صفات و عینیت آن با ذات حقه را بیان می‌کنند.

* چرا ائمه ( علیه السلام )تا این انداره به مباحث توحیدی توجه می‌دادند؟
– دین یک هدف عالی دارد و می‌خواهد همه انسان‌ها به درک‌های بلندی از حقایق عالم برسند و بعد از درک بلند از حقایق عالم، سیر معنوی هم داشته باشد تا آن حقایق بر ایشان کشف شود و علاوه بر فهم به آن حقایق هم برسد، لذا در تبیین معارف و بینش‌ها مسئله تدرج را اولا ملاحظه می‌کند چرا که درک‌ها ابتدائا از عالم غیب محدود است لذا سعی می‌کند انسان ابتدا توجهی به عالم غیب پیدا بکند و اندک اندک درک‌های خود را اصلاح نماید ما در کلمات ائمه (علیه السلام ) ب این مطالب را می‌بینیم آن بزرگواران با هر کس بر اساس ظرفیت وجودی او سخن می‌گفتند و اگر دقت کنیم راویان معارف توحیدی انسان های خاصی بوده‌اند که ظرفیت این معارف را داشتند.

حضرات معصومین (علیه السلام ) ب به مناسبت ظرفیت افراد هم از معارف توحیدی و بینشی پرده برداری می‌کردند و آن وقت در جهت سیر معنوی تشویق و تهییج می‌کردند، تقریبا بالاترین مرتبه‌ای که انسان می‌تواند سیر داشته باشد تعبیر به لقا ء الهی و رویت حق تعالی می‌کنند؛ دستورات شرع مقدس همه زمینه ساز این است که انسان آمادگی روحی پیدا کند و بر اساس آن آمادگی روحی ارتباط تنگانگی با عالم معنا و حقایق توحیدی پیدا نماید و روح بتواند آن ارتباطات عمیق را با حق تعالی درک کند.
از این درک عمیق در روایات به «رؤیت و وجدان» تعبیر شده است لذا در باب رویت حق تعالی روایاتی داریم و کیفیت رویت در توحید صدوق از امام باقر علیه اسلام بیان شده است عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: حَضَرْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (علیه السلام ) بفَدَخَلَ عَلَيْهِ رَجُلٌ مِنَ الْخَوَارِجِ فَقَالَ لَهُ يَا أَبَا جَعْفَرٍ أَيَّ شَيْ‏ءٍ تَعْبُدُ قَالَ اللَّهَ قَالَ رَأَيْتَهُ قَالَ لَمْ تَرَهُ الْعُيُونُ بِمُشَاهَدَةِ الْعِيَانِ وَ لَكِنْ رَأَتْهُ الْقُلُوبُ به حقائق الْإِيمَانِ لَا يُعْرَفُ بِالْقِيَاسِ وَ لَا يُدْرَكُ بِالْحَوَاسِّ وَ لَا يُشَبَّهُ بِالنَّاسِ مَوْصُوفٌ بِالْآيَاتِ مَعْرُوفٌ بِالْعَلَامَاتِ لَا يَجُورُ فِي حُكْمِهِ ذَلِكَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ قَالَ فَخَرَجَ الرَّجُلُ وَ هُوَ يَقُولُ- اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ. التوحيد (للصدوق)، ص: 108 » و راوی می‌گوید یکی از خوارج به محضر امام رسیدند و گفتند: شما چه کسی را عبادت می‌کنید؟ حضرت فرمودند: الله

سئوال کرد: آیا او را دیده‌اید؟ حضرت فرمودند که چشم‌ها او را نمی‌بینند و لکن با قلب نمی‌توان او را دید در بین اهل سنت مذهبی است معروف که می‌گویند حق تعالی را در قیامت با چشم بصر می‌بینیم و ائمه (علیه السلام ) ب رویت جسمانی حق تعالی را نفی می‌کنند و مشاهده عیانی و بصری در هیچ جا امکان پذیر نیست اما ارتباط خاص با حق تعالی امکان دارد. ایمان باید همواره لطیف شد تا به حقیقت برسد و اگر ایمان قوی شد و عین، امکان اتصال به غیب را دارد و حقیقت انسان و قلب انسان با تمام وجود این ارتباط را شهود می‌کند و رویت همان شهود است اساس آن در قرآن و سنت است.

* ملاک صحت «رؤیت» در روایت چگونه بیان شده است؟
– حضرت در ادامه ملاک صحت رویت را بیان می‌کند « وَ لَكِنْ رَأَتْهُ الْقُلُوبُ به حقائق الْإِيمَانِ لَا يُعْرَفُ بِالْقِيَاسِ وَ لَا يُدْرَكُ بِالْحَوَاسِّ وَ لَا يُشَبَّهُ بِالنَّاسِ مَوْصُوفٌ بِالْآيَاتِ مَعْرُوفٌ بِالْعَلَامَاتِ لَا يَجُورُ فِي حُكْمِهِ ذَلِكَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ » خداوند نه با قیاس و نه با حواس درک می‌شود بلکه با آیات توصیف می‌شود. پس غیر از مرحله نظری در مرحله عمل این مسیر عمیق را بیان می‌کنند و با دستوراتی که داده‌اند ایمان را به حقیقت می‌رساند و در انتها به وحدانیت مطلقه اشاره می‌کنند، راوی می‌گوید آن شخص از خوارج بود، در هنگام رفتن گفت: « فَخَرَجَ الرَّجُلُ وَ هُوَ يَقُولُ- اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ ».خداوند می‌داند که رسالت خود را در کجا قرار دهد.

التماس دعا!

Geplaatst in دسته‌بندی نشده | Een reactie plaatsen

اسلام دین فطرت و آئین جهان شمول

اسلام، تمام زمین را فرا خواهد گرفت/ نام نوزادان پسر را «محمد» بگذارید:

بسم الله الرحمن الرحیم
به گزارش «شیعه نیوز»به نقل از فارس؛ حجت‌الاسلام «محسن قرائتی» استاد و مفسر قرآن کریم در برنامه اخیر «درس‌هایی از قرآن» با توجه به هتک حرمت به ساحت «پیامبر اعظم(صلی الله علیه وآله)» به تبیین وظایف امت در قبال رسول مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله) پرداخت که متن کامل این برنامه در ادامه می‌آید:
در این ایامی که به عزیزترین فرد هستی، رسول خدا توهین شد و همه دنیا و شهرهای ایران و غیر ایران غیرت نشان دادند؛ گفتیم ما هم به عنوان یکی از افرادی که جزء امت پیغمبر انشاءالله می‌خواهیم باشیم، در درس‌هایی از قرآن راجع به پیغمبر صحبت کنیم.
دو جلسه صحبت کردیم درباره خصوصیات پیغمبر. انبیاء یک صفات عمومی دارند. مثلاً همه آنها معصوم هستند؛ همه آنها بهترین فرد زمان خود هستند، یک کمالاتی برای همه انبیاء است. اما یک چیزهایی پیغمبر ما خصوصی دارد. خصوصیات پیغمبر را در دو جلسه گفتیم، در این جلسه می‌خواهیم وظیفه ما نسبت به پیغمبر را بگوییم. حالا خصوصیات را برای کسانی که نشنیده‌اند فهرست وار بگویم.

*تمام هستی یک طرف؛ پیامبر اسلام برای خدا چیز دیگری است:
پیغمبری که نام و نشانش در تورات و انجیل آمده است. «مَکْتُوباً عِنْدَهُمْ فِی‌التَّوْراةِ وَالْإِنْجیل‏»(اعراف/157)، پیغمبری که آخرین پیغمبر است،«خاتَمَ‌النَّبِیِّین‏»(احزاب/40)، پیغمبری که به معراج رفت، «أَسْرى‏ بِعَبْدِه‏»(اسرا/1)، پیغمبری که خدا به او می‌گوید: «فَضْلُ‌اللَّهِ عَلَیْکَ عَظیماً»(نساء/113) فضل خدا نسبت به تو بزرگ است، این کلمه را برای پیغمبرهای دیگر نگفته است، پیغمبری که خدا به او می‌گوید: «وَ إِنَّکَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظیمٍ»(قلم/4) درباره هیچ پیغمبری این تعبیر را نکرده است، تنها پیغمبری است که می‌گوید: «ثمُ‏َّ دَنَا فَتَدَلىَ‏، فَکاَنَ قَابَ قَوْسَینْ‏ِ أَوْ أَدْنىَ» ‏(نجم/8 و 9) نزدیک‌ترین مقام قرب را به خداوند دارد.

تنها پیغمبری است که خدا به او می‌گوید: «وَ رَفَعْنا لَکَ ذِکْرَکَ»(شرح/4)، تنها پیغمبری است که می‌گوید: مکتب تو کره‌ زمین را فرا خواهد گرفت. خداوند سه مرتبه در قرآن، سفارش کرده، فرمود: اسلام کره‌ زمین را خواهد گرفت. اسلام کره‌ زمین را خواهد گرفت. اسلام کره‌ی زمین را خواهد گرفت. «لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّه‏» (توبه/33) این تعبیر را برای هیچ پیغمبری نگفته است.
تنها پیغمبری است که خداوند دائماً و فرشته‌ها دائماً بر او صلوات می‌فرستند. «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى‌النَّبِیِّ»(احزاب/56) خدا و فرشته‌ها، «یُصَلُّون‏» فعل مضارع است. صَلّی، یُصَلّی، فعل مضارع برای استمرار است. خدا و فرشته‌ها دائماً «یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ» بعد بخشنامه کرده که «یا أَیُّهَا‌الَّذینَ آمَنُوا» شما هم «صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلیماً».

تنها پیغمبری است که عضو عضوش معصوم است. چشم پیغمبر معصوم است، «ما زاغَ الْبَصَر»(نجم/17)، زبان پیغمبر معصوم است، «وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏»(نجم/3)، قلب پیغمبر معصوم است «ما کَذَبَ‌الْفُؤادُ ما رَأى‏»(نجم/11)، تنها پیغمبری است که عضو عضوش در قرآن آمده است. «وَجْهَک‏»، «أَقِمْ وَجْهَک»‏ (یونس/105) صورتت، «أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ»(شرح/1) سینه‌ تو، «الَّذی أَنْقَضَ ظَهْرَکَ»(شرح/3) کمر تو، «وَ لا تَجْعَلْ یَدَکَ»(اسرا/29) دست تو، «لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ»(حجر/88) چشم‌های تو، «بِلِسانِک‏»(مریم/97) زبان تو، «عُنُقِک‏»(اسرا/29) گردن تو، «ثِیابَک‏»(مدثر/4) لباس تو، «قَرْیَتِکَ»(محمد/13)، «نِساءکَ»، «بَناتِک‏»(احزاب/59).
کل هستی را خدا یک «رب» خرجش کرده است؛ «بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِب‏»(معارج/40) به شخص پیغمبر که می‌رسد، بیش از 240 بار می‌گوید: «رَبُّکَ» کل مشارق و مغارب یک رب دارد. «بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِب‏» ولی به شخص پیغمبر بیش از 240 بار می‌گوید: «رَبُّکَ». من پروردگار تو هستم.
تنها پیغمبری است که می‌گوید: «إِنَّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبیناً» (فتح/1) اما امروز در این جلسه می‌خواهیم چه بگوییم. موضوع بحث این است. وظیفه‌ی ما در برابر پیغمبر.

*عمل امر و نهی پیامبر، دستور قرآن است:
اول «ایمان»، هرچه پیغمبر فرمود باید اطاعت کنیم. گاهی وقت‌ها می‌پرسند که این حکم دینی را کجای قرآن نوشته است. اصلاً در قرآن ننوشته باشد. وقتی خدا در قرآن گفته، «ما آتاکُمُ الرَّسُولُ»، «ما» آنچه، «آتاکُمُ» برای شما آورده است. «ما آتاکُمُ الرَّسُولُ»، هرچه رسول برای شما آورده، «فَخُذُوهُ» بگیرید؛ چانه هم نزنید. «وَ ما نَهاکُمْ» هر چه را پیغمبر نهی کرده، «وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا»(حشر/7) هرچه گفته انجام ندهید، انجام ندهید. هرچه گفته انجام بدهید، انجام بدهید. خلاص! و لذا خیلی چیزها در قرآن نیست ولی در سخن پیامبر هست.
آمد گفت: اسم علی کجای قرآن است؟ به او گفتم: بنا نیست اسم باشد. می‌گوید: رهبر شما همان است که در رکوع انگشتر داد. برو ببین چه کسی داد! «إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ» (مائده/55)، «اِنَّما» یعنی فقط، فقط ولی شما آن کسی است که در رکوع انگشتر داد. بروید ببینید چه کسی داد. لازم نیست اسم باشد.
کجای قرآن نوشته نماز صبح دو رکعت است؟ کجای قرآن نوشته طواف هفت مرتبه؟ قرآن یک کلیاتی را گفته است. ده‌ها هزار حدیث ذیل آیات است. به پزشک مراجعه کنید. اما دیگر پزشک چه کسی باشد؟ پزشک چه نسخه‌ای بدهد؟ چطور با این نسخه برخورد کنیم؟ وظیفه‌ی ما ایمان به پیامبر است.

*از روی شوق باید تسلیم پیامبر شد:
بعد هم می‌گوید: اگر ایمان هست، باید تسلیم باشد. آخر گاهی وقت‌ها آدم ایمان دارد ولی تسلیم نیست. می‌گوید: خیلی خوب، باشد. دیگر حالا چاره چیست؟ نه، «وَ یُسَلِّمُوا تَسْلیماً» (نساء/65) یعنی ایمان عاشقانه، آگاهانه، متواضعانه، و الا دو نفر سر کشاورزی دعوا کردند، گفتند: نزد پیغمبر برویم. رفتند گفتند: ما دو تا دعوایمان شده، حق با چه کسی است؟ پیغمبر حرف‌ها را گوش داد و فرمود: حق با ایشان است. طرف دیگر گفت: بله، باید بگویی حق با ایشان است. فامیل تو است! پیغمبر خیلی ناراحت شد. گفت: یعنی من پارتی بازی کردم. فامیل بازی کردم. آیه نازل شد، «فَلا وَ رَبِّک‏»، «فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُون‏»(نساء/65)، این آیه‌ قرآن است. «فَلا وَ رَبِّکَ» به خدا قسم، به پروردگار قسم، «لا یُؤْمِنُون‏» اینها ایمان ندارند، «لا یُؤْمِنُون‏» ایمان ندارند کسانی که «یُحَکِّمُوک‏» تو را حکم و داور قرار می‌دهند، اما آنوقتی که تو می‌گویی حق با کیه، نق می‌زنند. نباید نق بزنیم.
«یُسَلِّمُوا» هم کافی نیست. «وَ یُسَلِّمُوا تَسْلیما» یعنی با علاقه؛ نه زورکی! و گرنه قرآن می‌گوید: بعضی‌ها زورکی نماز می‌خوانند. در حال کسالت، «وَ هُمْ کُسالى‏» (توبه/54) زکات می‌هند، «وَ هُمْ کارِهُونَ» (توبه/54) نماز با کسالت، زکات با کراهت، مهم نیست. تسلیم باشیم، خدا گفته؛ چشم! ایمان به خدا و رسول.
آنهایی که به حرف پیغمبر گوش نمی‌دهند، ایمان به پیغمبر ندارند، قوانین پیغمبر را عمل نمی‌کنند، قانون چه کسی را عمل می‌کنند؟ انسان، انسان است دیگر. هرکس می‌خواهد باشد. آخر ما دستمان را در دست انسانی می‌گذاریم که او هم مثل ما پشیمان می‌شود. دستمان را در دست خدا بگذاریم که دست پیغمبر معصوم است. اصلاً گذاردن دست بشر، در دست غیر معصوم جنایت بر بشر است.

*دست بشر در دست غیر معصوم ظلم به بشریت است:
همه‌ هستی برای بشر است. ابر و باد و مه و خورشید و فلک… «خَلَقَ لَکُم‏»(بقره/29)، «سَخَّرَ لَکُم‏»(ابراهیم/32) هستی برای بشر… خوب حالا، بشر می‌خواهیم چه کنیم؟ بشر برای رشد، خوب برای رشد چه کنیم؟ می‌گوید: دستت را در دست فاسق بگذار. این رشدت می‌دهد. این جنایت نیست؟ کل هستی برای ما آفریده شده است. آنوقت بشر که بنا است «لِیَعْبُدُون‏» (ذاریات/56) رشد کند، رشد معنوی، انتخابی آزادانه، بگوییم: تو رهبرت یک آدم فاسق باشد. دست بشر در دست غیر معصوم ظلم به بشریت است.

ظلم به خورشید است. چون می‌گوید: «سَخَّرَ لَکُمُ الشَّمْس‏»(ابراهیم/33) خورشید برای من است. خوب برای اینکه دستم در دست فاسق باشد؟ «وَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعا»(جاثیه/13) همه‌ موجودات زمین برای تو است. آنوقت دست من در دست فاسق باشد؟ «سَخَّرَ لَکُمُ‌اللَّیْلَ وَ النَّهارَ»(ابراهیم/33)، «سَخَّرَ لَکُمُ‌الْفُلْک»(ابراهیم/32)،‏ «سَخَّرَ لَکُمُ الشَّمْس‏»، «سَخَّرَ لَکُمُ القمر» همه را می‌گوید. ابر و باد و مه و خورشید، برای تو است ولی رهبر تو یک آدم جنایتکار باشد، فاسق باشد. این ظلم به بشریت نیست؟
بیشتر شما آموزش و پرورشی هستید. آزمایشگاه، زمین ورزش، دبیر، استاد، گزینش، انتخاب، تقدیر، اضافه‌کار، آموزش ضمن خدمت، همه اینها را درست کنیم برای اینکه یک بچه درس بخواند، آنوقت یک خل را سر کلاس بفرستیم. این ظلم به بودجه آموزش و پرورش نیست. همه بودجه را خرج کنیم که این بچه درس بخواند، ولی سر کلاس یک معلم خلی باشد. اگر دست ما در دست غیر معصوم باشد، ظلم به بشریت است.
وظیفه دوم، «یاری پیامبر» است؛ «یَنْصُرُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ»(حشر/8) پیغمبر را باید یاری کرد. ایمان خالی فایده ندارد. ما در قرآن سه تا ایمان داریم. «آمَنُوا بِه‏»(اعراف/157)، «آمنوا له»، «آمَنُوا مَعَهُ»(بقره/214). «به» یعنی به پیغمبر، «له» یعنی به نفع پیغمبر،«معه» یعنی فدای پیغمبر، «آمنوا به»، «آمنوا له»، «وَالَّذینَ مَعَه‏»(اعراف/64)، «معه» یعنی فقط، وگرنه هم ما به کوه هیمالیا ایمان داریم. همه ما می‌دانیم… مسافت ما با خورشید چقدر است؟ خوب بعدش چی؟ بله پیغمبر را یاری کنید. «یَنْصُرُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ»

*آزادی بیان در اسلام: جسارت به بت‌پرست هم ممنوع:
«تُعَزِّرُوهُ»(فتح/9)، از پیغمبر دفاع کنیم. خدا از پیغمبر دفاع می‌کند. به پیغمبر مجنون گفتند. خدا گفت: «وَ ما صاحِبُکُمْ بِمَجْنُونٍ»(تکویر/22) تا به پیغمبر گفتند: مجنون، خدا گفت: صاحب شما مجنون نیست. به پیغمبر گفتند: ابتر! خدا فرمود: «إِنَّ شانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ»(کوثر/3) خودش ابتر است. «إِنَّ اللَّهَ یُدافِعُ عَنِ‌الَّذینَ آمَنُوا»(حج/38) خدا دفاع می‌کند. ما اگر ایمان داریم باید «دفاع» کنیم.

معنای آزادی این نیست که شما به پیامبر جسارت کنی. قرآن به ما گفته: به بت‌پرست‌ها جسارت نکنید. «لا تَسُبُّوا»(انعام/108) به بت‌پرست‌ها فحش ندهید. استدلال کن.
در یکی از جبهه‌ها، یکی از یاران امیرالمؤمنین(ع) یک فحش به دشمن داد. حضرت فرمود: چرا فحش دادی؟ گفت: آقا اینها مخالف شما هستند. گفت: خوب مخالف باشند. چرا فحش؟ «إِنِّی أَکْرَهُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا سَبَّابِین‏»(شرح نهج‌البلاغه/ج11/ص21) من ناراحت هستم که شما فحش می‌دهید. ما منطق داریم. آدمی که منطق دارد چرا فحش می‌دهید؟ معنای آزادی این نیست که کسی با لباس شنا سر کلاس فیزیک بنشیند، بگوید: آزادی است. خوب آزادی معنا دارد.

یک کفترپرانی بود می‌رفت پشت بام سراغ کفترهایش، صاحبخانه‌های همسایه گفتند: آقا یا‌الله بگو. گفت: لازم نیست یا‌الله بگویم؛ خانه‌ خودمان است، پشت‌بام خانه‌ خودمان است، کفترهای خانه‌ خودمان است، گفت: خیلی خوب؛ آن همسایه هم یک طبل و یک چوب برداشت و پشت‌بام خانه‌ خودش رفت؛ هر وقت کفترها جمع می‌شدند می‌زد این کفترها را، گفت: آقا چرا نمی‌گذاری کفترها بنشینند؟ گفت: خانه خودم است، طبل خودم است و چماق خودم!
زمان جنگ بود، مدینه بودیم. یک دعا می‌کنم… خدایا همه‌ اینهایی که سفر حج هستند، همه را حج مقبول قسمتشان کن و زیارتشان مبارک کن و سالم به وطن برگردان.
سال‌های قبل بود، زمان جنگ بود، مکه بودم. صدّام پیشنهاد کرده بود صلح کنیم. این عرب‌ها هم در مدینه هی می‌گفتند: مقصر امام است؛ صدّام که می‌گوید: بیا صلح کنیم. چرا امام قبول نمی‌کند صلح شود؟ این ایرانی‌ها نمی‌دانستند به این عرب چه بگویند؛ ما آمدیم رد شویم، گفتند: حاج آقا بیا ببین این چه می‌گوید؟ گفتم: چه می‌گویی؟ گفت: صدّام می‌گوید: بیا صلح کنیم؛ چرا امام قبول نمی‌کند؟ خوب صلح کنید. من به یکی از این ایرانی‌ها گفتم: یک طاقه از این پارچه‌ها را بردار و بیرون برو. فرار نکنی که بگویند: دزد هستی. همینطور بردار و بیرون برو. این هم یک طاقه پارچه را برداشت و بیرون رفت. گفت: کجا بردی؟ گفتم: بیا صلح کنیم. گفت: اِ… صلح کنیم، صلح صلح! گفت: پارچه… گفتم: ما هم همین را می‌گوییم. زمین‌هایی را که گرفته پس بدهد، بعد صلح کنیم. تو می‌گویی: طاقه‌ پارچه را برگردانیم.
حالا گاهی وقت‌ها باید مقابله به مثل کرد؛ دو نفر گفتند: بیایید دروغ بگوییم؛ منتها دروغ شاخدار! بزرگ‌ترین دروغ را بگوییم. فکر کنید. هر کدام یک مدتی فکر کردند و آمدند، برای اینکه بزرگ‌ترین دروغ تاریخ را بگویند؛ یک نفر گفت: بابای من یک طویله دارد، اسب که از این طرف طویله می‌خواهد آن طرف طویله برود، چندبار حامله می‌شد و می‌زایید و آخرش هم به آخر طویله نمی‌رسید، گفت: یعنی اینقدر طویله‌ پدر تو دراز بود؟ گفت: حالا تو بگو؛ گفت: حالا دروغ من؛ بابای من هم یک چوب بلندی داشت، هروقت ابر می‌شد، با چوبش ابرها را جابجا می‌کرد. گفت: خوب وقتی ابر نبود، این چوب را کجا می‌گذاشت؟ گفت: می‌گذاشت در طویله‌ پدر تو!

*باید برخلاف جهت خواست دشمنان حرکت کرد:
گاهی وقت‌ها باید «مقابله به مثل کرد»؛ یاری کنیم پیغمبر را. همین حماسه‌ها یاری است. ما باید حساس باشیم، غیرت دینی داشته باشیم.
شاه گفت: اسم امام را نبرید؛ ما گفتیم: حالا که شاه گفت اسم امام را نبرید، ما اسم امام را می‌بردیم، سه صلوات می‌فرستیم، برای پیغمبر یکی می‌فرستادیم، چون شاه روی پیغمبر حساس نبود، روی امام حساس بود، گفتیم: حالا به کوری چشم تو برای امام سه تا صلوات می‌فرستیم.
معاویه بخشنامه کرد، اسم علی روی بچه‌هایتان نگذارید؛ امام حسین(علیه السلام) فرمود: همه بچه‌هایم را علی می‌گذارم؛ علی اکبر، علی اوسط…

وقتی آمریکا یا اسرائیل یا هر جنایتکار دیگر می‌خواهد به پیغمبر ما جسارت کند، ما باید مثلاً امسال سال 91، حالا من پیشنهاد می‌کنم. سال 91، 92، هر زنی پسر زایید اسمش را محمد بگذارد.
یکی از کارهایی که سابقه هم دارد؛ من این را قبلاً در تلویزیون گفتم؛ امام سجاد(علیه السلام) پسری به نام زید داشت. او را کشتند. زید هم پسری به نام یحیی داشت؛ او را هم کشتند. زن‌های خراسان گفتند: به کوری چشم بنی‌امیه که امام حسین(علیه السلام) که شهید شد، امام سجاد(علیه السلام) شهید، زید شهید، یحیی شهید، امسال در استان خراسان، هر زنی پسر زایید اسمش را یحیی می‌گذاریم؛ سال 91 هر زنی پسر زایید اسمش را محمد بگذارد.
در قرآن هر وقت به پیغمبر، حالا هروقت می‌ترسم یک وقت خلاف باشد. بسیاری از وقت‌هایی که یک نیشی به پیغمبر می‌زدند، فوری خدا از پیغمبر دفاع می‌کند. «إِلاَّ تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّه‏»(توبه/40) شما حمایتش نمی‌کنید، خدا او را حمایت می‌کند.

*تغییر قبله، با هدف راضی شدن پیامبر:
وظیفه چهارم، «احترام پیامبر»، «تُوَقِّرُوه‏» (فتح/9) احترام بگذارید. نمی‌شود دست بی‌وضو را روی اسم پیغمبر گذاشت. کسانی که پیشانی بند دارند، یا زنجیری گردن کردند، اگر اسم الله، علی، اسم یکی از چهارده معصوم باشد، بدنشان با وضو نباشد، دائماً در حال گناه هستند. یک مسأله‌ فقهی، زنجیر الله است، می‌گوییم آقا تو که وضو نداری، دائماً با وضو نیستی. خوب این الله به بدن تو می‌چسبد، تو به اسم الله داری ضدالله راه می‌روی. یا در پلاستیک بگذار، یا در نایلون بگذار، یا روی زیر پیراهنی بگذار که به بدنتان نچسبد. احترام کردن، خدا به پیغمبرش احترام می‌گذارد. «یا أَیُّهَا‌النَّبِی‏»، «یا أَیُّهَا‌الرَّسُول‏»(مائده/41)؛ اصلاً دو جای قرآن می‌گوید: فقط به خاطر گل روی تو این کار را کردم. قبله را عوض کردم، «فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضاها»(بقره/144) قبله را عوض کردم که تو راضی باشی. «وَلَسَوْفَ یُعْطیکَ رَبُّکَ فَتَرْضى‏» (ضحی/5) مقامی به تو می‌دهم، شفاعت کنی که تو راضی باشی.

حالا وقتی پیغمبر نیست، با جانشین پیغمبر بیعت می‌کنیم. قرآن یک آیه دارد، می‌گوید: «إِنَّ الَّذینَ یُبایِعُونَکَ إِنَّما یُبایِعُونَ اللَّهَ» (فتح/10) کسانی که با پیغمبر بیعت می‌کنند، با خدا بیعت می‌کنند. «مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّه‏» (نساء/80) اطاعت از رسول، اطاعت از خداست.
حضرت مهدی(ع) به ما پیغام داد، به شیعه پیغام داد، فرمود: زمانی که دست شما به امام نمی‌رسد، امام زمان(ع) غایب است؛ مجتهد عادل بی‌هوس، مجتهد جامع‌الشرایط، جامع‌الشرایط یعنی چه؟ یکی از شرایط عدالت، یکی هم نداشتن هوس، فقیه عادل بی‌هوس.

*پیامبر الگویی برای همه و همیشه:
«لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی‏ رَسُولِ‌اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَة»(احزاب/21) دوبار کلمه‌ اسوه در قرآن آمده است. یکی راجع به ابراهیم(علیه السلام)، یکی راجع به… منتها ابراهیم(علیه السلام) مقید است. ابراهیم(علیه السلام) و اینهایی که با ابراهیم(علیه السلام) هستند اسوه هستند، در چه؟ در اینکه در مقابل مشرکین قد علم کردند. اسوه بودن، الگو بودن ابراهیم(علیه السلام) در قاطعیت، در مقابل شرک است. با شرک کوتاه نمی‌آییم. محکم ایستادند در مقابل شرک و مشرک. ولی پیغمبر، «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی‏ رَسُولِ‌اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَة» هر دو اسوه هستند، ابراهیم(علیه السلام) اسوه هست، پیغمبر هم اسوه هست. منتها خصوصیات دارد.
یکی کلمه‌ «لَ» دارد، «و لَقَد» این «لَ» یعنی حتماً. این تأکید در اسوه بودن ابراهیم نیست. باز کلمه‌ «قَد»، «قَد» یعنی به تحقیق، یعنی حتماً، «و لَقَد» لام یعنی حتماً، «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَة» اسوه بودنش زمان‌بردار هم نیست. در یک موضوع خاص هم اسوه نیست؛ در همه چیز اسوه است. «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَة»

*قرآن در اختلافات دستور به رجوع به پیامبر داده است/ علی(علیه السلام) منصوب پیامبر(صلی الله علیه و آله:
وظیفه بعدی، «رجوع» به پیغمبر، قرآن یک آیه دارد، می‌گوید: هر وقت اختلاف دارید، «فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی‏ شَیْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُول‏» (نساء/59) اگر اختلاف دارید که حق با چه کسی است، ببینید رسول چه می‌گوید؟ هرچه رسول گفت؛ داور باید او باشد؛ ما بعد از پیغمبر سراغ چه کسی برویم. ببینیم رسول چه گفته است؟ در غدیر خم رسول اکرم، چه کسی را معرفی کرده؟ «فَإِنْ تَنازَعْتُمْ» اگر نزاع دارید، در اینکه بعد از پیغمبر چه کسی است، چه باید بکنیم، ببینید پیغمبر چه گفته است؟ آیه قرآن است. «فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی‏ شَیْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُول‏».

*پرداخت خمس، برای حمایت‌ مالی از دین پیامبر:
«حمایت مالی»، پرداخت خمس، حالا بگذارید من اینجا بگویم؛ برادرها و خواهرها، اولاً من سید نیستم که بگویید خمس را برای خودش می‌خواهد؛ دوم اینکه فقیر هم نیستم؛ خمس را هم بدهند برنمی‌دارم؛ سوم اینکه از هیچ مرجعی اجازه گرفتن خمس ندارم؛ وکیل هیچ مرجعی نیستم؛ چهارم اینکه خودم هم خمس می‌دهم؛ ولی خمس را جدی بگیرید؛ با مال خمس نداده تجارت نکنید؛ دود می‌شود، دود می‌شود؛ میلیاردر هم شوید خیرش را نمی‌بینید برکت را خدا برمی‌دارد.

همه امام رضا(علیه السلام) را قبول داریم؛ سال تحویل می‌رویم آنجا؛ در طول سال دوست داریم برای زیارتش برویم؛ امام رضا فرمود: کسانی که خمس نمی‌دهند؛ ما اهل‌بیت به آنها دعا نمی‌کنیم و به حال خودشان رها می‌کنیم.
امام جواد فرمود: به شیعیان بگویید، من ضامن هستم خمس بدهید مال شما کم نشود؛ مثل درخت انگور، شاخه‌هایش را بزنی، انگورش بهتر می‌شود؛ خمس هم مشکلی نیست؛ خیلی چیزها اصلاً خمس ندارد.
خانه، ماشین، تلفن، نیازهای زندگی، او می‌خواهد عروس شود، جهازیه تهیه کند. او می‌خواهد داماد شود مسکن تهیه کند. ماشین بخرد، اینها خمس ندارد. چیزی نمی‌ماند، ولی خوب است آدم حساب و کتاب داشته باشد؛ من که حالا خدا یک میلیون به من داده، دویست هزار تومانش را خمس بدهم. خمس هم باید به دست مرجع تقلید برسد؛ مرجع تقلید را هم خودت انتخاب کن؛ گاهی آدم به یک آخوندی دلش نمی‌چسبد خمس بدهد، مجبور نیستی به این آخوندی که دلت نمی‌چسبد خمس بدهی؛ برو یک آخوندی که دلت می‌چسبد، خمس بدهد؛ منتها باید خمس را داد.

اگر یک مورد خاصی است، به آقا بگو: آقا، من خمس بدهکار هستم، اما فلانی و فلانی یک مشکل حادی دارند؛ شما به من اجازه بدهید خمس را خرج او کنم.
اجازه‌ آقا را بگیر و برو خرج آن جا که می‌خواهی بکن؛ منتها باید با اجازه باشد؛ معلوم باشد که این پول‌ها برای امام زمان(علیه السلام) است.
اگر کسی خمس ندهد در ردیف کسانی است که فدک را خوردند، او هم خمس را می‌خورد.
فدک برای حضرت زهرا بود، خمس برای پسر زهراست، امام زمان(عجل الله تعالی فرجه). چه فرقی می‌کند؟ مسأله‌ خمس و حمایت مالی از پیغمبر.

اگر مردم خمس بدهند، فقیری نمی‌ماند؛ یک زمانی امام می‌فرمود: خمس بازار بغداد، برای همه فقرا کافی است؛ معاملات می‌کنند، میلیاردی، ولی خمس نمی‌دهند؛ معتقد هم هستند مسلمان هستند، اما همت نمی‌کنند. «أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْض‏» (اعراف/176) قرآن می‌گوید: بعضی‌ها به زمین چسبیدند. بعضی‌ها هم اول زندگی‌شان می‌گویند: انشاءالله رشد کنم خمس خواهم داد؛ رشد که می‌کنند، دل نمی‌کنند.
در قرآن یک آیه داریم خیلی آیه‌ تندی است، می‌گوید: یک کسی کشاورزی داشت، نزد پیغمبر آمد. مثل اینکه صعلبه بود. گفت: یا رسول‌الله من کشاورزی دارم، دعا کن وضع من خوب شود؛ حضرت فرمود: همین مقدار که هستی برایت بس است. گفت: نه من می‌خواهم ترقی کنم. گفت: بس است الآن زندگی تو روی فرم است؛ بس است!، گفت: نه می‌خواهم ترقی کنم.

گفت: به نفع تو نیست، گفت: شما دعا کن؛ اصرار کرد که من می‌خواهم ترقی کنم؛ خوب ایشان ترقی کرد؛ دیگر مدینه برای کشاورزی و دامداری تنگ بود بیرون مدینه رفت. توسعه در توسعه، حضرت فرستاد یک کسی را که زکات بدهد. گفت: من زکات نمی‌دهم؛ عربی‌هایی که می‌خوانم قرآن است. «لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِهِ» اگر خدا از فضلش به ما کمک کند، وضع من خوب شود، «لَنَصَّدَّقَنَّ»(توبه/75) حتماً صدقه می‌دهم و زکات می‌دهم؛ «فَلَمَّا ءَاتَئهُم مِّن فَضْلِهِ بخَِلُوا»(توبه/76) وقتی به او دادیم، «بَخِلوا» بخل کرد و نداد، قرآن می‌گوید: می‌دانید با او چه کردیم؟ «فَأَعْقَبهَُمْ نِفَاقًا فىِ قُلُوبهِِم‏»(توبه/77) بذر و تخم نفاق را در قلبش کاشتیم؛ یعنی انسان سر از نفاق درمی‌آورد.
یک‌بار پیغمبر در مسجد آمد و به مسجدی‌ها نگاه کرد؛ «قُم» بلند شو بیرون برو؛ «قُم»، «قُم» چند نفری را بیرون کرد و گفتند: یا رسول‌الله چرا اینها را بیرون می‌کنی؟ فرمود: اینها نماز می‌خوانند و زکات نمی‌دهند.
ما که عاشق امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) هستیم باید امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) را یاری کنیم؛ کمک به امام زمان، کمک به اسلام‌شناسان متقی است.

از 100 کشور در قم طلبه جمع شده است. 20 هزار طلبه از 100 کشور، بالاخره این حرکت باید امکانات داشته باشد، رشد کند و اسلام را معرفی کند؛ ما خیلی در تبلیغ عقب هستیم. دیگر بس است می‌گویند: وقت تمام شد.
دعای من بحث من باشد. همین بحثی که کردم دعا کنم.
خدایا تو را به حق محمد و آل محمد ما را نسبت به پیغمبر اعلی درجه‌ ایمان، قوی‌ترین یاری، قوی‌ترین دفاع، قوی‌ترین احترام، قوی‌ترین همکاری، قوی‌ترین پیروی، قوی‌ترین الگو بودن، قوی‌ترین رجوع در نزاع‌ها و اختلاف‌ها، قوی‌ترین حمایت مالی، قوی‌ترین نوع تسلیم را نسبت به پیغمبر به همه ما مرحمت بفرما و ما را امت خوبی برای پیغمبر قرار بده.

جنایتکارانی که با انواع برنامه‌ها پیغمبر اسلام را نشانه کردند، «فَأَرادُوا بِهِ کَیْداً فَجَعَلْناهُمُ الْأَسْفَلینَ»(صافات/98) قرآن می‌گوید: خواستند پیغمبر را نابود کنند، ابراهیم را خواستند نابود کنند، در آتش بسوزانند، آتش برای او گلستان شد. آنها هرچه بر علیه اسلام تیراندازی می‌کنند اسلام شکوفاتر می‌شود.
نمی‌دانم من در تلویزیون گفتم یا در سخنرانی‌های دیگر، من بعد از ماجرای دانمارک که کاریکاتور برای پیغمبر کشیدند رفتم دانمارک. رفتم خانه امام جمعه‌ دانمارک. گفتم: وضع چطور است؟ گفت: قبلاً سالی چهار-پنج نفر مسلمان می‌شدند؛ بعد از آنکه توهین به پیغمبر کردند سالی 100 نفر مسلمان می‌شوند؛ عدو شود سبب خیر، هرچه بیشتر جسارت کنند، عصمت پیغمبر، مظلومیت پیغمبر و حمایت‌های مردمی بیشتر پرده از اسلام برمی‌دارد. «یَدْخُلُونَ فی‏ دینِ اللَّهِ أَفْواجاً» (نصر/2) به کوری چشم دشمن.

«والسلام علیکم و رحمة‌الله و برکاته»

Geplaatst in دسته‌بندی نشده | Een reactie plaatsen

برنامۀ پرسش و پاسخ توسط دکتر فقیهی در مرکز فرهنگی ایمان( روز عاشورای سال 2011)

Geplaatst in فیلم | Een reactie plaatsen

خجسته سالروز ولادت با سعادت هشتمين امام معصوم آقا اما رضا علیه السلام مبارکباد!


خجسته سالروز ولادت با سعادت هشتمين امام معصوم، خورشيد عالمتاب آسمان ولایت و امامت، محبوب دلهاى شيعيان، حضرت ابى الحسن على بن موسى الرضا عليه السلام را به همه مسلمانان جهان و به شما پیروان و عاشقان حضرت تبريك و تهنیت مى گوييم.

شرح حالی مختصری از زندگانی آن حضرت ( علیه السلام):
امام رضا(ع) در سال 148 هجرى قمرى يعنى حدود (1250) سال پيش در شهر مدينه به دنيا آمد. پدر ايشان امام موسى ابن جعفر(ع، يعنى امام هفتم شيعيان و مادرشان بانويى بزرگوار و خردمند به نام (تكتم) يا (نجمه) بود. امام رضا(ع) در همان سالى زاده شد كه جد ايشان، يعنى حضرت امام جعفر صادق(ع)، به شهادت رسيد.
نام ايشان على ولى بر اساس شيوه اى كه در ميان اعراب مرسوم است، به وى (ابوالحسن) مى گفتند. امام هشتم داراى القاب زیادی بودند و از جمله معروف ترين آن رضا، عالم آل محمد، غريب الغرباء، شمس الشموس و معين الضعفاء بود. گفته اند كه وى را به اين جهت (رضا) لقب داده اند كه خدا از او راضى است. دوران كودكى و جوانى امام در مدينه گذشت, اخلاق نيكو، دانش فراوان، ايمان و عبادت بسيار از ويژگى هايى بود كه هویت و عظمت امام را مشخص مى ساخت.

شخصيت اخلاقى امام:ا
ز خوش اخلاقى امام سخن بسيار گفته اند. در اين جا به چند نمونه آن توجّه كن و ببين كه امام در برخورد با مردم به چه نكات ريزى دقّت مى كرده است:. همه اينها براى ما درس (چگونه زيستن) است
ـ هيچ گاه با سخن خود، ديگران را آزار نداد
ـ سخن هيچ كسى را قطع نكرد
ـ به نيازمندان بسيار كمك مى فرمود
ـ با خدمتگزاران خود بر سر يك سفره مى نشست و غذا مى خورد
ـ هميشه چهره اى خندان داشت
ـ هرگز با صداى بلند و با قهقهه نمى خنديد
ـ هنگام نشستن، هرگز پاى خود را در حضور ديگران دراز نمى كرد
ـ در حضور ديگران هرگز به ديوار تكيه نمى زد
ـ به عيادت بيماران مى رفت
ـ در تشييع جنازه ها شركت مى جست
ـ از مهمانان خود، شخصا پذيرايى مى كرد
ـ وقتى بر سر سفره اى مى رسيد، اجازه نمى داد تا به احترام او از جاى برخيزند
ـ به پاكيزگى بدن، موى سر و پوشاك خود بسيار توجه داشت
ـ بسيار بردبار و صبور و شكيبا بود
شخصيت معنوى امام: امام رضا(ع) از نظر توجه به مسائل معنوى و پرداختن به امور عبادى نيز برجسته بود. روايتها و داستانهاى بسيارى از اين جنبه زندگى امام در كتابهاى تاريخى نقل شده كه شنيدن آن براى همه ما جالب است. ما وقتى مى بينيم كه امام ما و پيشوايى كه او را به رهبرى خود پذيرفته و زندگى او را الگوى خود قرار داده ايم، اين چنين عبادت مى كند و اين گونه به مسائل عبادى توجه دارد، خود –نيز ناگزيريم كه همان شيوه را پيروى كنيم و از همان روش درس بياموزيم.
در اينجا به چند نمونه از نكاتى كه تاريخ نويسان در اين زمينه مورد توجّه قرار داده اند اشاره مى كنيم:
ـ شبها كم مى خوابيد و بيشتر شب را به عبادت مى پرداخت
ـ بسيارى از روزها را روزه مى گرفت
ـ سجده هايش بسيار طولانى بود
ـ قرآن بسيار تلاوت مى كرد
ـ به نماز اول وقت پايبند بود
ـ بجز هنگام نماز هم به مناجات به خدا انس داشت. آيا با داشتن اين اخلاق و رفتار نبايد خدا از او راضى و خرسند باشد؟ بدون شک چنین است. اينها گوشه اى از اخلاق م سیره معنوی آن امام مهربان بود که مختصراَ بر شمردیم. امید است که ما شیعیان و ارادتمندان آن مظهر همه خوبیها در این دیار هجرت با پیروی از سیره و اخلاق حمیده اش مشمول عنایات و الطاف حضرت حق گردیم. انشاالله

التماس دعا!

Geplaatst in دسته‌بندی نشده | Een reactie plaatsen

لبیک یا رسول الله

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِّن قَبْلِكَ فَأَمْلَيْتُ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ عِقَابِ (سوره مبارکه رعد، 33

“و ای رسول ما تو از آزار و تکذیب مردم غمگین مباش که آنها به رسولان پیش از تو هم استهزاء بسیار کرده اند

ما هم به آنان فرصت دادیم تا آنگاه که ایشان را به عقوبت گرفته و با چه عقاب سخت به کیفر رساندیم”

آزادی بیان یکی از دست آورد های بزرگ بشری در قرن بیست یکم است که هدف غائی آن بیان حقایق و دفاع از حقوق مظلوم دربرابرظالم بدورازهرگونه توحین و تحقیربه افکاروعقاید پیروان ادیان و مذاهب مختلف بوده است. اما با اِعمال نفوذ و دست یازیدن قدرتهای خودکامه و زورگو و استفادۀ ابزاری از آن، عملاَ این پدیدۀ انسانی به بیراه کشانیده شده که اشائه و گسترش توهین و تحقیربه باورها وعقاید یکنیم میلیارد مسلمان در جهان که هراز چند گاهی در قالب فلم، عکس و……بیرون داده میشود بیانگر این حقیقت تلخ است.

فلم “بیگناهی مسلمانان” که حاوی توهینات و تحقیرات زننده، سخیف و مشمئز کننده به ساحت قدسی پیامبر عظیم اسلام میباشد، باری دیگراز آستین دشمنان قسم خوردۀ اسلام وصهیونیزم بین المللی بیرون آمده است. این شیوۀ رفتاری درعین حالیکه بیانگرنهایت کینه توزی، عداوت وخباثت آنان است، طرفندها و توطعه ها ی عجزگونۀ ایست که میخواهند با متوسل شدن به آن جلوامواج خروشان عدالتخواهی و بیدارگری مسلمانان را درکشورهای اسلامی بگیرند که زهی خیال باطل.

ما ضمن محکوم کردن این توطعۀ بزرگ و غیرانسانی، خواهان حضور گستردۀ مسلمانان مقیم هالند به تاریخ ذکرشده دراطلاعیه انجمنهای اسلامی میباشیم. هدف از این گرد همآئی بدون شک اظهار نفرت و انزجارازاعمال ننگین این دشمنان دیرینۀ اسلام و نشان دادن یکپارچگی مسلمانان در حمایت از پیامبر رحمت بوده که رفتار پیامبر گونه و اسلامیتان درروزشنبه ضمینه ساز یک تظاهرات با عظمت وموثرخواهد بود.

لبیک یا رسول الله

بدین وسیله از کلیه مسلمانان و آزاداگان مقیم هلند دعوت بعمل می آید تا در گردهمایی روز شنبه مورخ 29 – 09 – 2012

حضور بهم رسانده و انزجار خود را نسبت به بی حرمتی به ساحت مقدّس

حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلّم ابراز نمایند.

مکان : میدان مقابل پارلمان هلند در لاهه –ساعت 15.00 الی 17.00

محل تجمع و مسیر حرکت از روتردام : بعد از نماز ظهر ( 13:45uur)مسجد الهجره به امامت و همراهی جناب حاجی آقای شیخ “اسرافیل دیمیرتکین”

Geplaatst in دسته‌بندی نشده | Een reactie plaatsen

میلاد با برکت اُخت الرضا، شفیعۀ روز جزا، دخت گرامی آقا موسی کاظم(ع)، بی بی فاطمۀ معصومه بر مومنان مبارک باد!

رحمتی دیگر از سوی خداوند عالمیان که با نم نم زلال باران همراه و بار دیگر بر دیار مدینه می بارد و خانه کوچک امام موسی کاظم (ع) و نجمه خاتون را به قدوم فرشته ای کوچک که بزرگ بانوی فردا و همراه برادر است روشن می سازد.

ˈالسلام علیک یا بنت ولی الله ِˈ سلام بر تو ای دختر ولیّ خدا

ˈاَلسلام علیک یا اخت ولی الله ˈ سلام بر تو ای خواهر ولیّ خدا

ˈالسلام علیک یا عمه ولی اللهˈ سلام بر تو ای عمه ولیّ خدا

ˈالسلام علیک یا بنت موسی بن جعفرˈ ؛ سلام بر تو ای دختر موسی بن جعفر (ع)

Geplaatst in اهلبیت | Een reactie plaatsen

شهادت آقا امام جعفر صادق(ع) فخر بشریت و رئیس مذهب حقۀ جعفریه بر یکتاپرستان عالم تسلیت باد!

بسم تعالی

یا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ اَیُّهَا الصّادِقُ یَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ یا حُجَّهَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ یا سَیِّدَنا وَمَوْلینا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِکَ اِلَى اللّهِ وَقَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَىْ حاجاتِنا یا وَجیهاً عِنْدَ اللّهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ
فرارسیدن بیست و پنجم شوال سالروز شهادت ششمین نور سرمدی ، پیشوای علم و تقوا و صداقت، چشمه جود وسخاوکرامت، کوه حلم و بردباری، تجسم اخلاص و صبر حضرت امام جعفر صادق (ع) را به محضر بقیت الله الاعظم ارواحنا لهُ الفدا و بر شما شیعیان امیر المومنین(ع) تسلیت عرض میداریم!
به همین مناسبت مرکز فرهنگی ایمان در روز شنبه برابر با 15 سپتمبر مجلسی تعزیه و یاد بودی از آن امام همام برگزار مینماید که حضور شما سروران عزیز به اتفاق خانواده بیانگرعشق وعلاقۀ شما به اهلبیت پیامبر (ص) و باعث شکوه و عظمت این مجلس روحانی خواهد بود.

زمان: روز شنبه برابر با 15 سپتمبر 2012 از ساعت 18:00 الی ختم مجلس
مکان: مرکز فرهنگی ایمان
stichting Iman
Karel de Stouteplein 23 3082 RM Rotterdam

Geplaatst in اهلبیت | Een reactie plaatsen

کلمات قصار از زبان گهربار باب علم النبی آقا امام علی( علیه السلام)

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت علی علیه السلام میفرمایند:

– ترس آفت است

ـ هوس آفت خردهاست

ـ آفت ایمان شرك است

ـ آفت یقین شك است

ـ آفت نعمتها ناسپاسى است

ـ آفت طاعت نافرمانى كردن است

ـ آفت بزرگ زادگى تكبر است

ـ آفت هوشمندى حیله گرى است

ـ آفت عبادت ریاست

ـ آفت سخاوت منت گذارى است

ـ آفت دین بدگمانى است

ـ آفت خرد پیروى از خواهشهاى نفسانى است

ـ آفت بلندپایگى موانع قضا و قدر است

ـ آفت نفس شیفتگى به دنیاست

ـ آفت مشورت درهم شكستن آرااست

ـ آفت شاهان بدرفتارى است

ـ آفت وزیران بدسگالى است

ـ آفت دانشمندان جاه طلبى است

ـ آفت زمامداران بى سیاستى است

ـ آفت ارتش سرپیچى از فرماندهان است

ـ آفت ریاضت كشیدن چیره شدن عادت است

ـ آفت رعیت نافرمانى كردن است

ـ آفت پارسایى كمى قناعت است

ـ آفت قاضیان طمع است

ـ آفت اشخاص عادل كمى پارسایى است

ـ آفت (شخص ) شجاع از دست دادن دوراندیشى و احتیاط است

ـ آفت قدرتمند ناتوان شمردن دشمن است

ـ آفت بردبارى خوارى است

ـ آفت بخشش معطل كردن است

ـ آفت صرفه جویى بخل است

ـ آفت هیبت و شكوه شوخى است

ـ آفت جستن موفق نشدن است

ـ آفت كشوردارى سستى در حمایت از كشور است

ـ آفت پیمانها رعایت نكردن آنهاست

ـ آفت ریاست , فخر فروشى است

ـ آفت بازگو كردن (حدیث یا هر سخنى ) دروغ نقل كردن است

ـ آفت علم , عمل نكردن بدان است

ـ آفت عمل نداشتن خلوص است

ـ آفت بخشندگى نادارى است

ـ آفت توده مردم عالم بدكردار است

ـ آفت دادگرى ستمگر زورمند است

ـ آفت آبادانى ستمگرى فرمانرواست

ـ آفت قدرت خوددارى از نیكوكارى است

ـ آفت خرد, خودپسندى است

ـ آفت سخن , دروغ گفتن است

ـ آفت كارها ناتوانى كارگزاران است

ـ آفت آرزوها رسیدن اجلهاست

ـ آفت وفادارى , پیمان شكنى و بدعهدى است

ـ آفت دوراندیشى , كار از كار گذشتن است

ـ آفت امانت , خیانت است

ـ آفت فقیهان ناخویشتندارى (از بدیها) است

ـ آفت بخشش , ولخرجى است

ـ آفت معاش , سؤ مدیریت است

ـ آفت سخن گفتن , پرگویى است

ـ آفت توانگرى زفتى است

ـ آفت آرزو, اجل است

ـ آفت نیكى همدم بد است

ـ آفت قدرت , ستمگرى و سركشى است

ـ سرآمد آفتها شیفتگى به لذتها (وخوشگذرانى ) است

ـ بدترین آفت خرد, خود بزرگ بینى است

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن عدوهم

Geplaatst in دسته‌بندی نشده | Een reactie plaatsen

برنامه های آموزشی مرکز فرهنگی ایمان در سال 2012 و 2013 میلادی:

بسمه تعالی
مرکز فرهنگی ایمان همه ساله برنامه های آموزشی خودرا همزمان با آغاز سال تحصیلی کشور هالند شروع مینماید. اما امسال با توجه به یک سلسله مشکلات تخنیکی که ناشی از ساخت و ساز داخلی برای ایجاد کلاسهای درسی و غیره تغیرات لازم در مرکز بود، نتوانست به این شیوۀ معمول جامۀ عمل بپوشد.
اینک به حول و قوه الهی بخش تعلیمی مرکز فرهنگی ایمان ازتاریخ جمعه 7 سپتامبر برنامه های آموزشی خودرا بطور امتحانی آغاز نموده که امید میرود تا خانواده های عزیزبا استقبال گرم شان و استفاده از برنامه های آموزشی مرکز مارا در این امر مهم یاری نمایند .
بخش تعلیمی مرکز فرهنگی ایمان با ایجاد کلاسهای جدید، برنامه های درسی زیررا برای گروه های مختلف سنی و جنسیتی و برای علاقه مندان به آموزش روخوانی و فراگیری تجوید قرآن کریم، آموزش خواندن و نوشتن زبان مادری برای جوانان و نوجوانان، آموزش احکام و فلسفه احکام و آشنائی با عقاید و توحید اسلامی پیشکش مینماید که کلاسها بشکل زیر دسته بندی شده است.

1. آموزش روخوانی قرآن کریم برای نوجوانان زیر 12 سال( توسط حاجی امان بیات)
2. آموزش روخوانی و تجوید قرآنکریم برای جوانان تا زیر 25 سال( توسط حاجی احمد مهرزاد)
3. آموزش روخوانی قرآن کریم برای خانمها و دخترخانمها( توسط خانم مهرزاد)
4. آموزش تجوید و فن قرآئت برای خانم ها و دخترخانمها(بوسط خانم حاجیه مروج)
5. آموزش روخوانی قرآن کریم با تجوید برای بزرگسالان (آقایان) (توسط قاری اسد اسلم پور)
6. آموزش زبان مادری برای جوانان و نوجوانان(حاجی غلام رضا رضا)
7. آموزش احکام و فلسفۀ احکام برای گروپهای مختلف سنی و جنسیتی (توسط حاجی آفای مبین)*
8. آموزش صوت و لحن و فن قرآئت برای جوانان و نوجانان.**
8. درس عقاید و توحید برای جوانان و نوجوانان (توسط دکتر سید رضا موسوی)
( ارائه این سلسله درسها به دو زبان هالندی و فارسی خواهد بود)***
* کلاسهای آموزش قرآن شامل بخش های روخوانی و روانخوانی قرآن کریم همراه با تجوید میباشد. این کلاسها در سه بخش جداگانه و در گروپهای مختلف برگزار میگردد که کلاس نوجوانان، جوانان و بزرگسالان اعم از خانمها و آقایان را شامل میگردد
** آموزش صوت و لحن و فن قرآئت در صورت ممکن خواهد بود که حد نصاب تکمیل شود.
*** کلاس عقاید در آغاز هردو هفته یکبار پیشکش میشود و ادامه و برگزاری آن در هرجمعه شب منوط به علاقه مندی وتعداد شرکت کننده خواهد بود.

شرایط ثبت نام و شمولیت در کلاسهای آموزشی:
1. لازمۀ شرکت در کلاسها پرکردن مشخصات، درج تلفن تماس و آدرس شخصی در فورمۀ ثبت نام میباشد.
2. هزینۀ شرکت جستن در کلاسهای آموزشی برای همه 5 ایرو درماه میباشد که اگر از یک خانواده بیش از دو نفر شرکت نماید، هزینۀ کلی فقد 10 ایرو در ماه خواهد بود.*
3. برای شرکت جستن در کلاسهای اموزشی بجز موارد ذکر شده در بالا هیچ محدودیتی دیگر وضع نشده وگروپهای مختلف سنی و جنسیتی میتواننداز مزایای کلاسهای آموزشی استفاده نمایند.
* هزینۀ ماهیانه ذکر شده در شرایط ثبت نام، صرفاَ برای خرید تحایف و هزینۀ قرطاسیه برای شاگردان و معلمین بوده و مرکز فرهنگی ایمان در آن هیچ دخل و تصرفی نخواهد داشت.

لازم به ذکر است که:
 ضمناً بخش تعلیمی مرکز فرهنگی ایمان در نظر دارد که در سال تحصیلی جدید کلاس آموزش احکام مختص خواهران را نیز برگزارنماید که جزئیات آن در آیندۀ نزدیک اطلاع رسانی خواهد شد.
 همچنان در سال درسی 2012/ 2013 میلادی برنامه های تشویقی از قبیل مسابقات حفظ و قرائت قرآن و اردوهای فرهنگی نیز برای دانش آموزان و خانواده ها در نظر گرفته شده که جزئیات آن بعداَ به اطلاع خواهد رسید.

اینجا را کلیک نمائید: فورمه ثبت نام برای شرکت کنندگان کلاسهای آموزشی

Geplaatst in درباره ما | Een reactie plaatsen

هموطنان عزیز وهمزبا نان مسلمان اسلام علیکم و رحمت الله و برکاته،
جا دارد قبل از همه عرض خسته نباشید و خیرمقدم داشته باشیم خد مت عزیزانی که در ایام تعطیلات تابستانی مسافرتهای راپشت سر گذارنده و اینک به کا نون گرم خانواده و منازل خودشان بر گشته اند. همچنان خالی از صواب نخواهد بود که بار دیگر ازاین فرصت استفاده نموده، ضمن قبولی طاعات و عبادات شما مومنین که ماه پربرکت صیام را به خوبی و با طاعت و بندهگی حضرت حق سپری نموده اند در بقیۀ ایام سال روز های سر شار از معنویت و بندگی برایشان آرزو نمایم.
عزیزان مخاطب مستحضرند که سال تحصیلی 2012/ 2013 آغازین روز های خودش را تجربه مینماید. بناَ مرکز فرهنگی ایمان چون سالهای قبل برنامه های درسی خودرا با علاقه مندی وجد یت بیشتر پی گرفته و بدینوسیله از همهَ علاقه مندان به آموزش زبان مادری برای نونهالانشان, آموزش قرآن برای سنین و در سطوح مختللف اهم از خواهران و برادران، آموزش احکام وفلسفۀ آن و عقاید دعوت به عمل می آید تا در روز های جمعه در کلاسهای درسی شرکت جسته و خادمین مرکز فرهنگی ایمان را با مشارکت فراگیر شان قرین افتخار نمایند. آغازین روز کلاسها ی درسی جمعه هفتم سپتامبر بوده و باید متذکرشد که در اوقات برگزاری کلاسها تغیراتی وارد نشده و زمان آن جمعه شبها از ساعت 19:15 الی 21:30 شب خواهد بود.
موفق و بهروز باشید!

Geplaatst in درباره ما | Een reactie plaatsen

سالروز تخریب قبرستان بقیع این سند زنده و گویا از جنایت وهابیت و حامیان بین المللی شان بر یکتاپرستان عالم تسلیت باد!


“گزارشی از شیعه نیوز “:
بسم الله الرّحمن الرّحيم

بعضی از افراد توفیقاتی نصیب شان می شود که خودشان عظمت آن موفقیت را درک نمی کنند. این سعادتی که نصیب شما شده که اسمتان در دفتر صدیقه کبری ثبت بشود، قابل بیان و درک نیست. بعضی مطالب را هم می شود درک کرد و هم می شود بیان کرد؛ بعضی از مطالب است که قابل درک است اما بیان قاصر است؛ بعضی از مطالب نه قابل درک و نه قابل وصف است. قضیه حضرت زهرا این است. حالا چه شده که شما به این توفیق رسیدید… یا در اثر لقمه ای است که پدرتان خورده و آن نطفه منعقد شده یا در اثر شیر مادرتان هست یا یک عملی انجام دادید که مزدش را خدا این قرار داده است.
صدیقه کبری فاطمه زهرا کسی است که فصل الخطاب روز قیامت ، ورود او به محشر است و اینجاست که کمیت عقل لنگ است.
اولاً: روز قیامت چه روزی است؟ روزی است که در قرآن 28 اسم برای آن روز است، یک اسمش روز قیامت است: “يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ”، اینجاست که عقل مبهوت است همه اولین و آخرین قیام می کنند برای رب العالمین. یک عمر خوانده اید: “إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ”، آن روز، روز رجوع به خداست. “وَنَضَعُ الْمَوَازِينَ الْقِسْطَ”، آن روزی است که میزان های قسط وضع می شود: ” وَالسَّمَاء رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِيزَانَ” عظمت قیامت به اندازه ای است که یک سوره در قرآن راجع به زلزله قیامت است: ” إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا ، وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا”. آن روز همچو روزی است: ” يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ ، يَوْمَ تَرَوْنَهَا تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَتَضَعُ كُلُّ ذَاتِ حَمْلٍ حَمْلَهَا وَتَرَى النَّاسَ سُكَارَى وَمَا هُمْ بِسُكَارَى وَلَكِنَّ عَذَابَ اللَّهِ شَدِيدٌ” . این نص قرآن است خدا به پیغمبرخاتم خطاب می کند: ای مردمان بپرهیزید خدا را إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ. خدایی که تمام این کهشکانها ، آسمانها و زمین را می فرماید: ” مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ ” ، چیزی نیست ، ارزشی ندارد، اما به آن روز که می رسد: إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ ، زلزله قیامت شیء ای است با عظمت ، اگر خدای عظیم چیزی را عظیم بشمارد باید درک کرد ،چه خبر است ؟

به قدری که قابل بیان است بعد توضیح داده است ، علاقه مادر به فرزندش چقدر است؟ جانش را سپر می کند اما نص قرآن این است که آن روز هر مرضعه ای غافل می شود عما ارضعت مادر فرزند را فراموش می کند ، بعد خدا می فرماید: “وَتَضَعُ كُلُّ ذَاتِ حَمْلٍ حَمْلَهَا” ، روزی که همه این کوهها ، می شود مثل هوای منبث ، هوای منبث چیست ؟ شعاع آفتاب که می افتد بعد که نگاه کنی می بینید یک ذراتی در آن شعاع می گردد ، به تاریکی دیده نمی شوند، به آن روشنی دیده می شود. آن زلزله قیامت کوهها را مثل آن ذره های که هوای منبث می کند، حالا بر سر من و تو چه می آید؟ این است که آن روز خدا به پیغمبر می فرماید: تو می بینی مردم مست اند، ولی مست نیستند، از شدت عذاب این چنین اند. همچو روزی شدت به جایی می رسد که همه می گویند: وانفسا ، همچو وقتی ، همچو هنگامه ای که این متن قران است آن هم حدیث صحیح است…، حدیث صحیح یعنی حدیثی که فقها بر طبق سند آن حدیث فتوا صادر می کنند ، در حکم الله نظر می دهند، حدیث صحیح این است… وقتی همه بیچاره می شوند ، اولین و آخرین همه درمانده می شوند آن وقت ملائکه می آیند با الویه تسبیح، تکبیر ، تحمید . این تسبیح حضرت زهرا را بعد از نماز ترک نکنید ، این تسبیحات اکسیر احمر است، این هدیه خداست به فاطمه زهرا . بعد می آیند با پرچم های سبحان الله ، الحمدلله و لا الله الا الله و الله اکبر . چه جور وارد محشر می شود؟ منادی ندا می کند: یا اهل المحشر! ای اهل محشر! نکسوا رؤسکم ، همه سرتان را پایین کنید ، چشم ها را ببندید ، چه خبر است؟ تجئ فاطمة بنت محمد. بر ناقه ای سوار است، که شرح ناقه اش داستان مفصلی دارد در محملی می نشیند ظاهرها رحمة الله ، باطنها عفوالله ، ظاهر آن محمل رحمت پروردگار است ، باطن آن محمل عفو خداست ، آن رحمت بی نهایت در ظاهر آن محمل است، همه اهل محشر سر به زیر، همه چشمها پوشیده ، بعد می آید کنار عرش خدا ، وقتی رسید… خاتمه محشر اینجاست ، حلال مشکل آن روز این کلمه است ، بعد که رسید کنار عرش ، گفتنی نیست دیگر ، آنچه می شود گفت این است که دست می کند از زیر پرده ای که بر سرش است، یک پیراهن غرقه به خون در می آورد روی سرش می گذارد، بعد که این کار را کرد جبرئیل می آید می گوید: خدا به تو سلام می رساند ، می گوید هر چی می خواهی بخواه. دیگر حد ندارد. اولین کلمه ای که می گوید: یا رب! شیعتی

حالا شما در آن منطقه ، شب شهادت او خواب را بر خودتان حرام کردید، روز شهادت او به سر و سینه زدید ، آیا ممکن است آن روز شما را فراموش کند؟ اجرتان آن وقت است. قدر این نعمت را بدانید .
قزوین مرکز علمای عظام بوده ، اکابری در قزوین پیدا شدند ، در فقه در اصول ، در معقول و منقول علاوه بر آن فقهای عظام ، مثل صاحب ضوابط ، امثال این افراد ، این یادگار آنهاست که شما اینجور پروردیده شده اید. این نتیجه زحمات فقهای سلف قزوین است، علاوه مرکز اوتاد بوده است، رجالی در فنون و در علوم غریبه، در معنویات بر طبق کتاب و سنت ، نه بر طبق اباطیلی که امروز پیدا شده است، این ها تربیت شده اند اصحاب کرامات ، رجال قزوین این افراد بودند ، ان شاء الله شما هم آن میراث سلف را حفظ می کنید، هر سال فاطمیه باید دو برابر باشد ، هیئتی باقی نماند مگر این که روز شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) بیرون بیاید. خبر دارید آن هئیت ها چه می کند ؟ هر هئیتی که بیرون می آید یک مرهمی است بر قلب امام زمان. اوست که نگاه می کند آن بدن را با پهلوی شکسته ، در آن قبر می بیند. خواه ، ناخواه اجر شما حساب ندارد، شما قدر خودتان را باید بدانید، مخصوصا در این پیشآمد شهادت رئیس مذهب . اول کلمه ای که مادرت به تو یاد داد: مذهب از کی داری ؟ از امام جعفر صادق ، مذهب یعنی چه؟ مذهب یعنی راه . مذهب از امام جعفر صادق است، یعنی راهی که باید بشر بر آن راه برود تا به رضای خدا برسد منحصر است به آیین جعفر بن محمد .
کی شناخته که امام ششم کیست؟ 124هزار پیغمبر آمدند نبوت همه انبیاء به رسالت خاتم تمام شد ، خاتم النبیین ختم کرد رسالت ولی باز نتیجه بعثت تمام انبیا تمام نشد الا به ولایت امیر المؤمنین، “الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي” ، همان نبوت همان امامت باز تمام نشد مگر وقتی که جعفر بن محمد بر کرسی تدریس نشست ، چهار هزار نفر را تربیت کرد. عصاره دین و آیین را به بشریت بیان امام ششم آموخت . این است که روز شهادت حضرت صادق باید تمام این مملکت که افتخارش این است که پیرو مذهب جعفری است، باید آن روز عاشورای دوم بشود. دهی ان شاء الله در قزوین باقی نماند مگر شهادت آن حضرت هیأت بیرون بیاید، اسم تان را در این دفترها ثبت کنید، بعد نتیجه اش کی می شود؟ وقتی که نه پدر به درد می خورد و نه مادر و نه برادر ، نه زن و نه فرزند . کی است ؟ وقتی عزرائیل می آید دم جان دادن ، آن وقت می فهمی . چرا؟ چون خود امام ششم فرمود: رحم الله من احیی امرنا ، رحمت خدا بر آن کسی که امر ما را احیا کند ، خب این جوان روز شهادت مادر او به سر و سینه زده ، آن هیئت عزاداری را بیرون آورده ، این احیای امر او هست، یا نه ؟ آن دعا نصیب این است. روز شهادت امام ششم به سر و سینه زدی، در گوشه قزوین، دم جان دادن ، شب اول قبر ، خود امام ششم ، به بالینت حاضر خواهد شد . مقام این است.
این قضیه را اساطین اهل حدیث نقل کردند، از مفضل بن عمر ، گفت: من با حضرت در مکه قدم می زدیم، رسیدیم به یک زنی ، آن زن با دخترهایش زار زار گریه می کردند، در مقابل آنها یک گاو مرده ای بود ، امام ششم به آن جا رسید، رو کرد به آن زن که چرا گریه می کنی؟ گفت تمام معیشت من و این دختر های یتیم از شیر پستان این گاو بود، آن هم مرد ، من و بچه هایم چه بکنم؟ این کلمه را که شنید فرمود: آیا می خواهی گاو مرده را برایت زنده کنم؟ زن سر بلند کرد گفت : با این دردی که من دارم ، آیا مرا مسخره می کنی ؟ این است امام ششم: یک لب جنباند بعد قدمش را به گاو زد ، تا قدم رسید به گاو ، یک دفعه گاو مرده به سر پا ایستاد . مهم این است که قدم او این کار را می کند ؛ کاری که نفس عیسی بن مریم کرد، قدم جعفر بن محمد می کند. یک مرتبه زن شیون زد، ایها الناس! بیایید که عیسی بن مریم پیدا شده . مفضل گفت : امام فوری خودش را در میان جمعیت گم کرد که مردم نفهمند چه خبر است . این است مقام امامت او . رأس و رئیس مذهب این است.
شیخ مفید از شیخ صدوق ، شیخ صدوق از علی بن بابویه ، پدرش روایت می کند. سند حدیث می رسد به سدیر صیرفی . سدیر گفت: شب خواب دیدم: وارد شدم در محضر رسول خدا دیدم یک طبقی مقابل حضرت است، پرده را از آن طبق برداشت ، خرمایی دیدم که هرگز ندیده بودم، یک دانه تناول کرد ، گفتم: یا رسول الله! یک دانه هم به من بده . یک دانه به من داد ، تا رسید به هشت دانه ، به دانه نهم که رسید گفتم یا رسول الله! زدنی ، بیشتر عنایت کن ، فرمود: همین اندازه تو را بس است، از خواب پریشان بیدار شدم که این چه خوابی بود ، گفتم بروم ، تعبیر خواب را از امام ششم بپرسم . روز حرکت کردم …، آن هم شیخ الطائفه ، شیخ مفید از امام المحدثین ، شیخ صدوق ، قضیه را نقل می کند…، گفت: رفتم حضور حضرت که تعبیر خوابم را سؤال کنم ، تا وارد شدم دیدم یک طبق مقابل اوست همچنان که دیشب دیده بودم ، بهتم زد. پرده را از روی طبق برداشت، دیدم خرما ، همان خرماست ، یک دانه برداشت تناول کرد، گفتم: یابن رسول الله! به من هم عطا کن ، یک دانه داد ، رسید به دانه هشتم، دانه هشتم را هم داد ، بعد گفتم یابن رسول الله زدنی ، تا گفتم زدنی ، فرمود ای سدیر! اگر رسول خدا دیشب زیاد می کرد ، من هم زیاد می کردم . این است امام ششم . معنی این کلمه این است که او خود پیغمبر است، آمده تعبیر خواب را ببیند می بیند آنچه در خواب است، همان در بیداری است. خدا می خواهد به ما بفهماند: او جان پیغمبر است، کسانی که روز شهادت حضرت صادق ، پای پرچم عزای او به سر و سینه می زنند ، اینها برای خود خاتم النبیین عزاداری می کنند، این است که این فرصت ها از دست ما رفته. ان شاء الله این سعادت را حفظ کنید، آن وقت مصیبت کبری داهیه دهیا این است : همچو کسی قبرش ویران است. هشتم شوال می آید کنار آن قبر زائری نیست.
چهار پیکر آنجا آرمیده است: امام حسن بن علی ، کیست ؟ روز هشتم شوال همچو روزی است، یکنفر آنجا خوابیده با آن قبر ویران، کسی است که 124 هزار پیغمبر فقط حاجتشان این است که خدا به آنها اجازه بدهد ، بیایند به زیارت حسین بن علی ، آن حسین بن علی که تمام انبیا که آرزویشان زیارت اوست ، هر شب جمعه زائر قبر حسن بن علی ، همچو قبری خراب و ویران است.
قبر دیگر ، قبر زین العابدین ، سید الساجدین… ، روز قیامت که می شود منادی ندا می کند: أین زین العابدین ؟ همه اولین و آخرین نگرانند که این کیست که تمام نتیجه خلقت عبادت خداست!! ” وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ” . باز تمام بندگان خدا زینتشان اوست ، یک وقت می بینند علی بن الحسین وارد شد.
دیگری که در آنجا در آن قبر خراب دفن است کیست ؟ باقر علوم الاولین وآلاخرین ، کسی که پیغمبر خاتم به جابر بن عبدالله فرمود : ای جابر! تو زنده می مانی تا وقتی پسرم محمد بن علی را ببینی ، وقتی دیدی سلام مرا به او برسان ، او هم در یک قبر خراب است.
قبر چهارم ، قبر رئیس مذهب ماست . ان شاء الله در قزوین، و شهرهای اطراف قزوین ، روز هشتم شوال که روز خرابی قبور ائمه بقیع است، اقامه عزا کنید و این روز را اهمیت بدهید ، ان شاء الله باید مسلمین به پا خیزند . این وهابیتی که ساخته و پرداخته مسیحیت است، این ها را ساختند که آثار اسلام را محو کنند ، هر امتی سعی می کند، آثار خودش را حفظ کند، ولی اینها را روی کار آوردند، تمام آثار را محو کردند، آثار غزوه احد ، بدر ، حنین، ائمه بقیع ، قبر حمزه سید الشهداء؛ برخلاف تمام قوانین دولی ، منتها چون زائیده غرب اند، مولود مسیحیت اند، آن جامعه ملل ، که دم می زند از حقوق بین الملل این قدر درک ندارد که این آثار متعلق به مسلمان روی زمین است، یک عده به چه منطقی این آثار را محو کنند . ان شاء الله شما هم به پا خیزید آن روز را احیا کنید، که بقیه شهرها هم از شما تبعیت کنند و ان شاء الله این ندا در دنیا بپیچد ، و این حق ضایع شده احقاق بشود . خدا به حرمت اهل البیت به همه شما توفیق بدهد که در مراسم عزای ائمه دین ، سنگ تمام اخلاص را بکار بگذارید و سعادت دنیا و آخرتتان را تامین کنید.
اللهم کن لوليک الحجة بن الحسن صلواتک عليه وعلي آبائه، في هذه الساعة وفي کل ساعة وليا وحافظا وقائدا وناصرا ودليلا وعينا حتي تسکنه أرضک طوعا وتمتعه فيها طويلا
height=”125″ class=”alignleft size-full wp-image-948″ />

Geplaatst in دسته‌بندی نشده | Een reactie plaatsen

عید سعید فطر بر یکتا پرستان عالم میمون و مبارک باد!

{اطلاعیه}
برادران و خواهران متدین و مسلمان اسلام علیکم و رحمت الله
ضمن قبولی طاعات و عبادات شما مومنین به اطلاع رسانیده میشود که روز دوشنبه بیستم آگست بنا بر رای عدۀ از مراجع عظام تقلید از جمله مرجع عالیقدر شیعه آیت الله العظمی “سیستانی” مصادف شده است با اول شوال المکرم و روز “عید سعید فطر” که جا دارد پیشاپیش تهنیات و تبریکات مانرا تقدیم شما خوبان نمائیم.
مرکز فرهنگی ایمان افتخار دارد که همچون اعیاد گذشته فردا نماز با فضیلت عید سعید را به امامت حجت الاسلام والمسلمین آقای مبین اقامه مینماید که تشریف آوری شما روزه داران موحد بدون تردید بر شکوه و عظمت این شعار توحیدی خواهد افزود.
مقدم همۀ مسلمانان گرامی باد!

زمان: دوشنبه 20 آگست برابر با اول شوال یا “عید سعید” ساعت 10:00 صبح
مکان:مرکز فرهنگی ایمان
Karel de Stouteplein 23
3082 RM Rotterdam

Geplaatst in دسته‌بندی نشده | Een reactie plaatsen

فردا یکشنبه برابر با 19 آگست حلال ماه شوال روئیت نشد

اطلاعیه

روزه داران عزیز! ضمن آروزی قبولی طاعات و عبادات شما باید به اطلاع آن عده از عزیزان روزه داری که مقلدین آیت لله العظمی سیستانی (دامت برکاته) میباشند رسانیده شود که با توجه به فتوای معظم له برای فردا یکشنبه مصادف با 19 آگست، حلال ماه شوال در کشورهای اروپائی روئیت نشد. بناَ فردا بیست نهم رمضان المبارک میباشد و برای اقامه نماز با فضیلت عید در مرکز فرهنگی ایمان منتظر اطلاع رسانی در شام یکشنبه باشید.

اجر همۀ شما با خداوند سبحان و التماس دعای خیر

بخش اطلاع رسانی مرکز فرهنگی ایمان

Geplaatst in دسته‌بندی نشده | Een reactie plaatsen

اطلاعیه شبی با قرآن

In de naam van Allah de Barmhartige de Genadevolle
Op vijdagavond 17 augustus organiseert Stichting Cultureel centrum Iman een “Quran recitatie avond” waar bekende recitatoren uit het binnen en buitenland zoals de heer “Khoramian” uit Iran, zijn uitgenodigd. Liefhebbers en volgelingen van de heilig Quran zijn van harte uitgenodigd om op hierboven genoemde avond, deze zalige bijeenkomst bij te wonen.
Na het gezamenlijk avondgebed, wordt het iftar( eten) geserveerd.
Datum en tijd: vrijdag 17 augustus van 18:00 t/m 23:00
Plaats: Karel de Stouteplein 23 3086 RM Rotterdam
Info: 06-47765335/ 06-16179703/ 06-47856623

بسم الله الرحمن الرحیم
فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ” پس آنچه را که از قرآن برای شما میسر است بخوانید”
پیامبر عزیز اسلام فرمودند: ” بهترین شما کسیست که قرآن را فرابگیرد و آنرا به دیگران بیامورد” .
محفل انسی با قرآن فرصت مناسبی است تا شیفتگان و مشتاقان قرآن ضمن خودسازی و بهره گیری از فیوضات لایتناهی این کتاب آسمانی و آشنائی بیشتر با کرانه های پیدا و ناپیدای معارف آن، خویشتن را برای حضور سازنده درعرصه های دینی، اجتماعی، علمی و پژوهشی آماده و مهیا نمایند.
با توجه به این مهم مرکز فرهنگی ایمان افتخار دارد که همچون سالهای گذشته با برگذاری”شبی با قرآن” و با دعوت از قاریان ملی و بین المللی از جمله قاری معظم دکتر “خرمیان” از جمهوری اسلامی ایران، قاری “علی الطریحی” از کشور عراق، قاری “اسد اسلمپو” و قاری “جعفری” ازکشور افغانستان, در روز جمعه شامگاه 27 رمضان المعظم پذیرای شما قرآن دوستان باشد.
مکان: مرکز فرهنگی ایمان زمان: جمعه 17 آگست برابر با بیست هفتم رمضان المعظم از ساعت 18:00 الی 24:00 شب

Geplaatst in دسته‌بندی نشده | Een reactie plaatsen

اطلاعیه شبی با قرآن

“اعلامیۀ شبی با قران

Geplaatst in دسته‌بندی نشده, صفحه اصلی | Een reactie plaatsen

برنامه غذايي ما در ماه مبارک رمضان

برنامه غذايي ما در ماه مبارک رمضان نبايد نسبت به قبل خيلي تغيير کند و در صورت امکان بايد ساده باشد. همچنين بايد طوري تنظيم شود که بر روي وزن طبيعي تأثير زيادي نداشته باشد. با توجه به ساعات طولاني گرسنگي در روز ، بايد غذاهايي را مصرف کنيم که به کندي و دير هضم مي شوند مثل غذاهاي حاوي فيبر زياد. غذاهاي ديرهضم معمولاً 8 ساعت در دستگاه گوارش مي مانند، در حاليکه غذاهاي زود هضم فقط 3 تا 4 ساعت در معده باقي مي مانند و فرد خيلي زود احساس گرسنگي خواهد کرد.
غذاهاي دير هضم عبارتند از : حبوبات و غلات مثل جو ، گندم ، جو دوسر ، لوبيا ، عدس ، آرد سبوس دار ،‌ برنج با پوست و غيره ( که کربوهيدرات هاي پيچيده ناميده مي شوند ) .
غذاهاي زود هضم عبارتند از : غذاهايي که حاوي قند ، آرد سفيد و غيره هستند ( که به اين گروه کربوهيدرات هاي تصفيه شده گفته مي شود ).
غذاهاي حاوي فيبر غذايي عبارتند از : غذاهاي حاوي سبوس ، گندم سبوس دار ، غلات و حبوبات ، انواع سبزي ها مانند لوبياي سبز ، نخود ، ‌ذرت ،‌ اسفناج ، برگ چغندر ، ميوه هاي با پوست ، ميوه خشک شده مثل برگه زردآلو ، انجير ،‌ آلو خشک ، بادام و غيره .
غذاهاي مصرفي بايد در حالت تعادل با يکديگر باشند و از همه گروه هاي غذايي مثل ميوه، سبزيجات ،‌گوشت و مرغ و ماهي ، نان و غلات و گروه شير و لبنيات بايد در برنامه غذايي ما وجود داشته باشد .
غذاهاي سرخ شده بايد به مقدار کم مصرف شوند، زيرا باعث عدم هضم ، سوزش سردل و اختلال در وزن مناسب مي شوند .

از چه غذاهايي پرهيز کنيم ؟

1 – غذاهاي سرخ کردني و چرب
2- غذاهاي حاوي قند زياد
3 – خوردن غذاي زياد بخصوص هنگام سحر
4 – خوردن چاي زياد هنگام سحر. چاي باعث افزايش ادرار شده و از اين طريق نمک هاي معدني که در طول روز بدن به آنها نياز دارد، دفع مي شوند .
5 – سيگار : اگر شما نمي توانيد کشيدن سيگار را يک دفعه قطع کنيد از هفته هاي قبل از ماه رمضان مصرف آن را به تدريج کاهش دهيد.

چه غذاهايي را مصرف کنيم ؟

1-مصرف کربوهيدرات هاي مرکب در سحر که مدت طولاني تري هضم مي شوند و باعث مي شوند که کمتر گرسنه شويد .
2- حليم يک منبع عالي پروتئين بوده و از غذاهائي است که دير هضم مي شود .
3 – خرما منبع عالي قند ، ‌فيبر ، کربوهيدرات ، پتاسيم و منيزيم مي باشد .
4 – مغز بادام غني از املاح خصوصا کلسيم و فيبر مي باشد .
5 – موز منبع غني پتاسيم ، منيزيم و کربوهيدرات مي باشد .
6- مصرف زياد آب يا آب ميوه در فاصله بين افطار و زمان خواب باعث تأمين آب مورد نياز بدن مي شود .

مشکلات سلامتي ، علل و درمان آن

يبوست

يبوست مي تواند باعث ايجاد بواسير ، شقاق هاي دردناک مقعد و سوء هاضمه به همراه نفخ شود .
علل : مصرف کربوهيدرات هاي تصفيه شده ، مصرف کم آب و فيبر غذايي.
درمان : مصرف کم کربوهيدرات هاي تصفيه شده ، افزايش مصرف آب ، استفاده از سبوس در پخت نان ها ، استفاده از آردهاي قهوه اي و سبوس دار

سوء هاضمه و نفخ

علل : پرخوري ، مصرف زياد غذاهاي چرب و سرخ شده ، غذاهاي تند و ادويه دار، غذاهايي که ايجاد نفخ مي کنند مثل تخم مرغ ،‌ کلم ، لوبيا، عدس و نوشابه هاي گازدار
درمان : پرخوري نکنيد ، آب ميوه يا آب بنوشيد . از غذاهاي سرخ کردني اجتناب کنيد .

ضعف ( افت فشار خون )

علائم : افزايش تعريق ، ضعف ، خستگي ، کم شدن انرژي ، سرگيجه بخصوص هنگام برخاستن ، ظاهر رنگ پريده و احساس افتادن که اين علائم بيشتر هنگام بعد از ظهر اتفاق مي افتند .
علل : مصرف کم مايعات و کاهش مصرف نمک
درمان : به مکان هاي گرم نرويد . مصرف نمک و مايعات را افزايش دهيد .
توجه : افت فشار خون بايد با گرفتن فشار خون در هنگام بروز علائم تأييد شود . افراد داراي فشار خون بالا ممکن است در طول ماه رمضان نياز به تنظيم مجدد داروهاي خود توسط پزشک داشته باشند .

سردرد

علل : عدم مصرف کافئين و تنباکو ،‌انجام کار زياد در طول روز ، کم خوابي ، گرسنگي که معمولاً در طول روز بيشتر شده و در انتهاي روز بدتر مي شود . سردرد وقتي با افت فشار خون همراه شود، مي تواند منجر به سردرد شديد و حالت تهوع قبل از افطار شود .
درمان : در طول يک تا دو هفته قبل از ماه رمضان به تدريج مصرف کافئين و تنباکو را قطع کنيد . چاي سبز و بدون کافئين ممکن است جايگزين خوبي باشد . همچنين برنامه خود را در طول ماه رمضان طوري ترتيب دهيد تا خواب کافي داشته باشيد .

کاهش قند خون

علائم : ضعف ، سرگيجه ، خستگي ،‌کاهش تمرکز ،‌ تعريق زياد ، لرزش بدن ، عدم توانائي براي انجام فعاليت هاي بدني ، سردرد و تپش قلب.
علل در افراد غير ديابتي : مصرف زياد قند مثل کربوهيدرات هاي تصفيه شده مخصوصاً در هنگام سحر باعث مي شود که بدن مقدار زيادي انسولين توليد کرده و باعث افت قند خون شود .
درمان : خوردن غذا هنگام سحر و کاهش مصرف نوشيدني ها و غذاهاي حاوي قند .
توجه : افراد ديابتي ممکن است به تنظيم مجدد داروهاي خود در ماه رمضان احتياج داشته باشند و بايد با پزشک خود مشورت کنند .

انقباضات عضلاني

علل : مصرف کم غذاهاي حاوي کلسيم ، پتاسيم و منيزيم
درمان : خوردن غذاهاي غني از املاح بالا مثل : سبزيجات ، ميوه جات ، شير و لبنيات ، گوشت و خرما
توجه : افراد داراي فشار خون بالا که تحت درمان هستند و افراد دچار سنگ کليه ، بايد با پزشک خود مشورت کنند .

زخم معده ،‌ سوزش سردل ، التهاب معده

افزايش سطح اسيد در معده خالي در ماه رمضان باعث تشديد زخم و التهاب معده مي شود که به صورت احساس سوزش در ناحيه معده و زير دنده ها ظاهر شده و مي تواند بطرف حلق گسترش يابد . غذاهاي تند ، قهوه و نوشابه هاي سياه اين حالت را بدتر مي کنند .
درمان هاي پزشکي براي کنترل سطح اسيد معده وجود دارند وافراد مبتلا، قبل از روزه گرفتن بايد با پزشک خود مشورت کنند .

سنگ کليه

سنگ کليه ممکن است در افرادي که به مقدار کم آب مي نوشند ايجاد شود . بنابراين مصرف زياد مايعات براي جلوگيري از تشکيل سنگ ضروري مي باشد .

درد مفاصل

علل : در طول ماه رمضان که نمازهاي بيشتري خوانده مي شود، فشار روي مفاصل زانو افزايش مي يابد . در افراد مسن و يا افراد دچار التهاب مفاصل اين مسئله باعث درد ، سفتي ، تورم و احساس ناراحتي مي شود.
درمان : وزن را کم کنيد تا زانوها مجبور نباشند وزن زيادي را تحمل کنند . قبل از ماه رمضان اندام تحتاني را ورزش دهيد تا براي فشار اضافي وارده، آماده باشند . آمادگي بدني باعث مي شود تا نماز راحت تر خوانده شود .

Geplaatst in دسته‌بندی نشده, صفحه اصلی | Een reactie plaatsen

چه صفات زشتی روزه داران را تهدید می کند

حضرت محمد مصطفی (ص) از جناب احدیت نقل می فرماید که: «آن حضرت عز شانه فرموده که: روزه از برای من است و مختص به من و من خود ثواب او را چنانکه لایق به من است به روزه دار خواهم داد.»(۱)
و نیز در شرافت قدر این عبادت گرانسنگ همان بس که در روایات اسلامی آن را به عنوان سپر و محافظی در برابر آفات و خطرات دنیوی و عذاب اخروی معرفی کرده اند، کما اینکه امام صادق (ع) از جد گرامی اش حضرت رسول (ص) نقل می فرماید که آن حضرت (ص) فرمود:
«روزه سپری است برای روزه دار از آفتهای دنیا و مانعی است از عذاب آخرت برای او.» (۲)
ولی باید دانست اگرچه «روزه» در میان عبادات اسلامی از چنین جایگاه رفیع و مرتبه والایی برخوردار است، و لکن چنان نیست که هر «روزه» گرفتنی مشمول این پاداشها و فواید عظیم دنیوی و اخروی گشته و در نزد خداوند درخور ثواب باشد. زیرا با نگاهی به احادیث و بیانات اولیاء دین و حضرات معصومین علیهم السلام این نکته بسیار مهم اثبات می گردد که این عمل با تمام اهمیتی که داراست از جهات گوناگون و بوسیله عوامل متعدد در معرض آسیب و خطر می باشد، که هرگاه از جانب حتی یکی از آنها تهدید واقع گردد، نه تنها هیچیک از پاداشهای فوق را شامل نمی شود بلکه خود تبدیل به وسیله ای می شود برای رنج و عذاب دنیوی و اخروی!! از همین رو در نوشتار حاضر به برخی از اعمال و صفات روحی و جسمی که این عبادت عظیم الشان را تهدید می کنند اشاره کرده و پیرامون هر یک توضیحاتی کوتاه ارائه می نمائیم:
۱) ریا
«ریا» و یا به عبارت دقیق تر «شرک خفی» که نقطه مقابل «اخلاص» می باشد از جمله گناهان مهلکی است که در کتب اخلاقی به شدت از آن نهی شده و اعلام گردیده که هر عملی که به اندازه ذره ای آلوده به ریا و خود نهائی باشد، در نزد پروردگار بی ارزش بوده و سزاوار عقوبت و کیفر است. در وخامت این گناه بزرگ همین بس که در لسان پیامبر گرامی(ص)، از آن با عنوان «شرک اصغر» یاد شده:
«از حضرت رسول (ص) مروی است که فرمودند بدرستی که بدترین چیزی که بر شما می ترسم شرک اصغر است عرض کردند چیست شرک اصغر فرمود: ریا…» (۳)
و همانگونه که گفته شد این صفت ناپسند و عمل قبیح، دشمنی سخت برای اعمال و عبادات بوده تا جایی که بنا بفرموده رسول مکرم اسلام(ص):«خداوند قبول نمی فرماید عملی را که در آن بقدر ذره ای از ریا باشد.» (۴) و «ریا» بنا بفرموده امام خمینی (ره) در کتاب شریف «اربعین حدیث» عبارت است از:«نشان دادن و وانمود کردن چیزی از اعمال حسنه یا خصال پسندیده یا عقاید حقه به مردم، برای منزلت پیدا کردن در قلوب آنها و اشتهار پیدا کردن پیش آنها بخوبی و صحت و امانت و دیانت، بدون قصد صحیح الهی.» (۵)
۲) عجب:
یکی از مفاسد اخلاقی بسیار خطرناک و مهلک، که بر باد دهنده سرمایه های مادی و معنوی انسان است، مفسده عظیم و موحش «عجب و خودبینی» می باشد، که تعریف آن عبارت است از: «بزرگ شمردن عمل صالح و مسرور شدن به آن و خود را از حد تقصیر خارج دانستن است.» (۶) و در خباثت این خصلت ناپسند همین بس که در احادیث بسیاری آن را عامل هلاکت آدمی دانسته اند، کما اینکه از امیرمومنان علی (ع) نقل شده که فرمودند: «من دخله العجب هلک: کسی که عجب در او راه یابد هلاک شود.» (۷) و نیز آورده اند که :«موسی بن عمران (علی نبینا و آله و علیه السلام) از شیطان پرسید:«خبر ده مرا به گناهی که (بدان وسیله) تو بر اولاد آدم راه یابی و تسلط پیدا کنی.) گفت:«وقتی عجب کند بر نفس خود و بزرگ شمارد عملش را و کوچک شود در چشمش گناه او» (۸)
با عنایت به مطالب و احادیث ذکر شده در پیرامون نقش ویرانگر «عجب و خودبینی» که به برخی از آنها اشاره شد، دانسته می شود که یکی از مهمترین آسیب هایی که عبادت و طاعت آدمی را مورد تهدید قرار می دهد و بیم آن می رود که با نفوذ آن در دل و جان انسان، زحمات طاقت فرسای او را در راه بندگی پروردگار از بین برده و به اصطلاح قرآن کریم «هباء منثوراً» گرداند، همین صفت رذیله «عجب» است . و روزه گرفتن که خود عبادتی بزرگ و نشانه تسلیم انسان در برابر خداوند است، نیز به شدت از جانب این رذیله مهلک در معرض خطر قرار دارد، زیرا از آنجا که این عبادت برخلاف سایر عبادات، با سختی و مشقت بیشتری همراه است(مخصوصاً در فصول گرم سال)، انسان غیر مهذب و غافل می پندارد به صرف تحمل این سختی ها، کاری کرده و حتماً و بی برو و برگرد مستحق پاداش است و چنانچه در مقابل این زحمات از سوی خداوند کوچکترین بی توجهی به او شود در حق او ظلم روا داشته اند!! و از همین رو گستاخانه خود را از ذات باریتعالی طلبکار دانسته و در نتیجه به گناه بزرگ «عجب» گرفتار آمده و نه تنها هیچگونه پاداشی را در مقابل «روزه گرفتن» دریافت نمی کند بلکه با ابتلا به عجب و خودبینی، مستحق دخول در عذاب الهی می گردد.
۳) گناه و پیروی از شیطان:
در روایات اسلامی وارد شده است که «چه بسا افرادی که بهره آنها از روزه و ماه مبارک رمضان، تنها گرسنگی و تشنگی است و بجز این دو، بهره و پاداشی از آن نصیبشان نمی شود.» و این نیست مگر به خاطر آنکه این گروه از افراد، مقلدوار تنها به امساک از خوردن و آشامیدن اکتفاء کرده و دلخوش به همین هستند که آری ما هم روزه گرفته ایم!! اینان کسانی هستند که درهمان حال که روزه گرفته و می گیرند، از گناه پرهیز نداشته و با دست یازیدن به انواع و اقسام گناهان، به عبادت عظیم خود آسیب وارد کرده اند.
اگر در خطبه شریف شعبانیه که در آستانه ماه مبارک رمضان از سوی رسول گرامی اسلام(ص) ایراد گردیده می خوانیم که: زبانهای خود را حفظ کنید و بپوشانید چشمهای خود را از آنچه حلال نیست برای شما نگاه کردن بدان و گوشهایتان را نگاه دارید از آنچه شنیدن آن برای شما حلال نیست.»، این سفارشات پیامبر(ص) برای آن است که هر گناهی که در ماه مبارک رمضان از آدمی سرزند علاوه بر آنکه خود گناه و نافرمانی ذات اقدس الهی محسوب می شود و عقوبت سختی در پی دارد، آسیب جدی به «روزه» انسان روزه دار وارد کرده و این عبادت بزرگ را از اثر وفایده مطلوب ساقط می کند و زحمات او را بر باد می دهد. و درست به همین دلیل است که در سفارش گرانسنگی از وجود مبارک امام صادق(ع) می خوانیم که:
هرگاه اراده کردی که روزه بگیری، لازم است قصد بازداشتن نفس از خواهشهای نفسانی بکنی مثل فحش و مجادله با کسی و قسم دروغ خوردن و لغو گفتن و شنیدن؛ چرا که ارتکاب اینها در روزه موجب نقصان ثواب روزه و باعث حرمان از قبول آن است.»(۹)
پس آن کس که حقیقتا طالب بهره بردن از فرصت ماه مبارک رمضان است و از دل و جان می خواهد که روزه گرفتن او مورد رضای خداوند باشد و او را به پاداش های الهی واصل گرداند، بایستی مردانه کمر همت بسته و ازابتدای ماه مبارک، مراقب اعمال، اعضا و جوارح خود باشد تا مبادا مرتکب گناهی شده و در نتیجه از ثواب روزه خود کاسته و یا در صورت تکرار به طور تام و تمام از پاداش روزه محروم گردد. و ما در ادامه این نوشتار به برخی از گناهان که سفارش اکید بر ترک آنها در ماه مبارک رمضان شده نیز اشاراتی خواهیم داشت.
۴) غیبت:
چنان که گفته شد یکی از عوامل آسیب رساننده به «روزه» گناه و پیروی از شیطان است و اینک باید توجه داشت که در میان گناهان، گناه عظیم «غیبت» در آسیب رساندن به روح و جان آدمی و نیز عبادات او و از جمله «روزه» نقش ویژه ای داشته و سفارش اکید شده که از آن پرهیز شود.
غیبت همان گناه عظیمی است که در قرآن کریم به صراحت از آن نهی شده و در آیه شریفه ۱۲ از سوره مبارکه حجرات آمده که: غیبت نکند بعضی از شما بعضی دیگر را، آیا دوست دارد یکی از شما گوشت برادر خود را بخورد در صورتی که مردار است، پس کراهت دارید او را…»
«از رسول خدا(ص) مروی است که فرمود: بنده ای را در موقف حساب قیامت می آورند و نامه عملش را به او می دهند، کارهای خیری را که در دنیا انجام داده در آن نمی بیند می گوید خدایا این نامه عمل من نیست زیرا حسنات خود را در آن نمی بینم. به او گفته می شود خدای تو اشتباه نمی کند و فراموش نمی نماید، کارهای نیکت به واسطه غیبت کردنت از مردم، از بین رفت. پس دیگری را می آورند و نامه عملش را به او می دهند و در آن حسناتی را که بجا نیاورده می بیند می گوید پروردگارا این نامه عمل من نیست چون این همه حسنات که در آن ثبت است من بجا نیاورده ام. به او می گویند اینها حسنات فلان شخصی است که از تو غیبت کرده در عوض، حسناتش به تو داده شده است.»(۱۰)
حال که دانستیم این گناه چه اثراتی در نامه عمل آدمی بجا می گذارد، باید این نکته مهم را یادآور شویم که «غیبت» اگرچه در همه زمانها و مکانها ممنوع بوده و مورد خشم و غضب خداوند است و لکن در ماه مبارک رمضان بیشتر مورد نهی واقع شده و سفارش گردیده که از آن پرهیز شود، چرا که موجب بطلان معنوی روزه و پوک شدن روزه از درون است:
حضرت صادق(ع) از حضرت رسول خدا(ص) روایت کرده که فرمود: من اغتاب امرء مسلما بطل صومه…: کسی که غیبت کند مرد مسلمی را، باطل شود روزه او…»(۱۱)
آری، غیبت، یکی از مهمترین آسیب های روزه است و آدمی را از فضیلت روزه محروم کرده و باعث از دست دادن پاداش هایی می شود که در اثر این عبادت نصیب آدمی می گردد.
در رابطه با تاثیر «غیبت» در روزه و بی خاصیت کردن آن ذکر حدیث زیر را ضروری می دانیم که پیامبر اکرم(ص) فرمودند:
«روزه دار از آن هنگام که صبح می کند تا به شب در رود، مادام که غیبت نکند در عبادت است و همین که غیبت کرد روزه او پاره (بی خاصیت) می شود.»(۱۲)
۵) دروغ:
در میان گناهان کبیره ای که خداوند عزیز ما را از آنها نهی فرموده و فرمان داده که بدانها نزدیک نشویم، «دروغ» است که گناهی عظیم بوده و خطرناک می باشد و شاید بتوان گفت احادیثی که در زشتی این گناه وارد شده در مقایسه با احادیثی که در رابطه با گناهان دیگر وارد شده بی نظیر بوده و حتی قابل مقایسه نمی باشند! برای نمونه توجه به احادیث زیر خالی از لطف نیست:
امام باقر(ع) فرمود: به راستی خدا برای شر و بدی قفل ها مقرر کرده و کلیدهای آنها را شراب قرار داده و دروغ بدتر از شراب است.» (۱۳) و:
«عن ابی جعفر علیه السلام قال: ان الکذب هو خراب الایمان: براستی که دروغ ویران کننده ایمان است.» (۱۴)
امام علی(ع) فرمود: هیچ بنده ای مزه ایمان را نچشد تا دروغ را وانهد، چه شوخی باشد و چه جدی».(۱۵)
باتوجه به احادیث فوق که به واقع بخش اندکی از صدها حدیثی است که در رابطه با زشتی «دروغ» وارد شده، دانسته می شود که اصولاً «دروغ» با «ایمان» به شدت ناسازگار بوده و انسان تا از دروغ در جنبه های مختلف آن چه به صورت شوخی و چه به صورت جدی پرهیز نداشته باشد، بهره ای از ایمان نبرده و طعم شیرین آن را احساس نخواهد کرد.
و اما جدای از آنچه گفته شد، یکی دیگر از ثمرات زشت و عظیم این گناه یعنی «دروغ» آن است که عبادتی همچون «روزه» را تحت الشعاع قرار داده و آن را باطل کرده و انسان روزه دار را از نتایج و ثمرات مبارک و ارزشمند آن محروم می گرداند:
پیامبر اکرم(ص) فرمود:
پنج کار است که روزه را باطل می کند و وضو را می شکند: اول دروغ…»(۱۶) و:
براستی آیا این عاقلانه است که آدمی رنج گرسنگی و تشنگی را برخود هموار کند و چندین ساعت این بار طاقت فرسا را بردوش کشد وآن گاه با آلوده نمودن خود به گناه عظیم «دروغ» همه نتایج حاصل از این تلاش و مجاهدت را برباد دهد؟! و آیا جای آن ندارد که انسان روزه دار به هنگام اشتغال به این عمل گرانبها، بیش از گذشته «زبان» خود را از آلوده شدن به «دروغ» محافظت نماید تا هرچه بیشتر از ثمرات این ماه عظیم و فیوضات «روزه» بهره مند گردد؟! و صدالبته همانطور که گفته شد پرهیز از دروغ و دروغگویی تنها مختص به ماه مبارک رمضان و دوران روزه گیری نمی باشد بلکه انسان مؤمن همواره از این عمل ناپسند پرهیز می کند و لکن در این ایام که پاداش عمل او بسته به دوری از این گناه بزرگ است بیش از گذشته از خود مراقبت می کند که مبادا حتی به شوخی نیز بدان آلوده نگردد.
۶) دشنام و بدگویی:
از جمله رفتارهای ناپسندی که متأسفانه قبح آن کم شده و برخی ها آن را گناه محسوب نمی کنند درحالی که خداوند و اولیا و دین از آن نهی کرده اند، عمل ناپسند «دشنام و بدزبانی» است. رفتاری که با ادب انسانی و اسلامی مغایر بوده و در قرآن کریم سفارش شده که حتی نسبت به غیرمسلمانان نیز از آن پرهیز شود (انعام آیه ۱۰۸) و در احادیث اسلامی نیز به شدت از آن نهی گردیده است:
«حضرت صادق(ع) فرمود: هرزه گویی و بدزبانی از جفاکاری است و جفاکاری در آتش است.»(۱۷)
آلوده کردن زبان به بدزبانی، دشنام و هرزه گویی، علاوه بر آنکه ناپسند و مورد نهی است از آفات و آسیب های «روزه» بوده و موجب می شود عمل روزه دار نتیجه و ثمره مطلوب را دربر نداشته و مورد رضای خداوند قرار نگیرد. در روایت وارد شده است که:
«پیغمبر(ص) شنید که زنی به کنیز خود ناسزا می گوید، فرمود: غذایی به نزدش آورند. وی گفت: یا رسول الله من روزه ام! فرمود: چگونه روزه ای که کنیزت را ناسزا می گویی؟! روزه که تنها امساک از غذا و آب نیست روزه را قرار داده اند که از هر کار زشتی بازدارد، چه اندکند روزه داران و بسیارند گرسنگان (به نام روزه دار)»!(۱۸)
پرهیز از ناسزاگویی و بدزبانی به هنگام روزه گرفتن آنچنان مهم و باارزش است که حتی سفارش شده چنانچه به هنگام روزه بودن، دیگری با شخص روزه دار به نادانی برخورد کرد و او را با بدزبانی خود آزرد، بر شخص روزه دار است که از پاسخگویی به او و مقابله به مثل کردن با او خودداری کرده و زبان به ناسزاگویی او نگشاید: رسول خدا(ص) فرمود: «روزه سپر آتش است و هرکه روزه گرفت آن روز سبکسری نکند. و اگر کسی با او جهالت کرد به او ناسزا و بد نگوید و بگوید من روزه دارم.»(۱۹)
پرهیز از بدگویی و ناسزاگویی به هنگام روزه بودن آنگاه اهمیت خود را آشکار می کند که دریابیم انسان روزه دار در اثر گرسنگی و تشنگی، کم حوصله شده و احتمال می رود با کوچکترین عاملی صبر و آرام خود را ازدست داده و زبان به بدگویی بازکند. از همین رو پرهیز از ناسزاگویی و خودداری از این عمل ناهنجار به هنگام روزه بودن، خود در زمره «جهاد با نفس» محسوب شده و بر مراتب قرب انسان روزه دار افزوده و پاداش او را نیز افزون می گرداند.
۷) بهتان و تهمت:
مهمترین سرمایه هر انسانی در زندگی، آبرو و اعتباری است که با زحمت بدست آورده و در راه کسب و حفظ آن سختی های بسیاری متحمل گردیده است. به همین دلیل در اسلام بسیار سفارش شده که این سرمایه عظیم نباید مورد تعرض قرار گیرد و هرگونه عاملی که باعث خدشه دار شدن آن گردد ازنظر اسلام مطرود و منفور است. یکی از اموری که این سرمایه گرانبها را مورد تهدید قرار می دهد دست یازیدن به عمل غیراخلاقی «تهمت» و «بهتان» است که متأسفانه گاه از سوی عده ای ناآگاه عملی ساده انگاشته شده و بدون کوچکترین احساس مسئولیتی با ارتکاب آن، آبروی چندین ساله افراد را دستخوش اغراض نفسانی خود قرار می دهند. درحالیکه این گناه در پیشگاه پروردگار آنچنان عظیم است که در روایتی وارد شده که هرگز از صفحه نامه اعمال محو نخواهد شد!!: رسول خدا(ص) فرمود: پنج گناه است که محوشدنی نیست (وکفاره ندارند)، شریک قراردادن برای خدا و کشتن کسان بناحق و بهتان زدن به مؤمن…»(۲۰)
اما جدای از عقوبت هایی که برای این گناه ذکر شده، باید دانست که این گناه عظیم در عبادت آدمی نیز تأثیرات نامبارکی بدنبال خواهد داشت که یکی از آنها محروم شدن از پاداش روزه و مورد خشم پروردگار قرارگرفتن است:
«پیامبر اکرم(ص) فرمود: هرکه ماه رمضان را روزه بدارد و از حرام و بهتان اجتناب ورزد خداوند از او راضی شود و بهشت را برای او واجب کند.»(۲۱)
۸) سخن چینی
زندگی اجتماعی آدمی همواره در معرض کدورت ها و اختلافات ریز و درشت میان انسان هاست و این نیست جز به خاطر تفاوت در نحوه تفکر، اختلاف در سلیقه ها، سوءتفاهمات و… که فی الواقع اجتناب ناپذیرند. در این میان نقش اطرافیان در برطرف کردن این کدورت ها بسیار مهم است و میتواند روابط سرد انسان ها را به روابط گرم و صمیمی تبدیل کند. ولی متاسفانه همواره در اجتماع افرادی بوده اند که از مشاهده کدورت و تیرگی روابط دیگران شادمان شده و نه تنها قدمی در جهت برطرف کردن این کدورت ها برنمی دارند بلکه با شیطنت و لطایف الحیل سعی در شعله ور کردن آتش کینه و دشمنی می کنند. اینان با رفت و آمد بین دو طرف دعوا و نقل سخنان ناهنجار هر یک در نزد دیگری و به اصطلاح «سخن چینی» و «نمامی»، آنچنان بر میزان اختلافات می افزایند که گاه دیگر کوچکترین نقطه امیدی برای اصلاح و سازش باقی نمی گذارند. به قول سعدی علیه الرحمه:
میان دو کس جنگ چون آتش است
سخن چین بدبخت هیزم کش است
و درست بدلیل همین تأثیر ویرانگر است که در روایات اسلامی به شدت از «نمامی» نهی شده و برای نمام مجازات های سنگین بیان شده است:
«از رسول خدا(ص) مروی است: کسی که برای سخن چینی بین دو نفر حرکت کند خداوند بر او در قبرش آتشی مسلط می کند که او را میسوزاند و چون از قبرش بیرون می آید ماری بزرگ و سیاه را بر او مسلط میفرماید که گوشت او را میخورد تا داخل جهنم شود.»(۲۲)
و نیز فرمود: «چون به معراج رفتم زنی را دیدم که سرش مانند سرخوک و بدنش مانند بدن الاغ بود و بر او هزار هزار جور عذاب بود. پس از آن حضرت پرسیده شد که کار آن زن چه بود؟ فرمود: سخن چینی و دروغگوئی.»(۲۳)
و اما این عمل شیطانی آنچنان زشت و ناپسند است که حتی عبادات انسان و از جمله «روزه» از تأثیرات سوء آن در امان نمانده و باعث بطلان آن شده و روزه دار نمام(!) را از فیوضات عبادت بی نظیر خود محروم میسازد:
«رسول اکرم(ص) فرمود: پنج کار است که روزه را باطل میکند و وضو را می شکند: … و سخن چینی.»(۴۲)
۹) نگاه حرام:
یکی از سفارشات پیامبر اکرم(ص) در خطبه شعبانیه پیرامون آداب روزه و ماه مبارک رمضان، چشم فرو بستن از آنچه خداوند نگاه بدان را حرام فرموده میباشد:
«… وغضوا ابصارکم عما لایحل النظر الیه: و چشم های خود را بپوشید از آنچه حلال نیست برای شما نگاه کردن بدان.»
و از آنجا که نگاه حرام بنا به فرموده امام صادق«ع» «تیری است زهرآلود از تیرهای شیطان که به قلب صاحبش می خورد…»(۲۵) و در نتیجه تخم گناه را در سرزمین دل آدمی می پاشد و در صورت تکرار به گناهان بزرگی همچون زنا می انجامد، به خوبی میتوان علت آن سخن رسول اکرم(ص) و تحریم نگاه حرام بویژه در ماه مبارک رمضان را دریافت. چرا که نگاه حرام جدای از اینکه فی نفسه مبطل روزه است (چنانکه از پیامبر اکرم(ص) نقل شده که فرمود: «پنج کار است که روزه را باطل میکند و وضو را می شکند: … ونظر و نگاه آمیخته با شهوت.»(۲۶))، مقدمه گناهان دیگر است که هر یک به تنهایی مبطل روزه بوده و دست یازیدن به آنها ابطال روزه را در پی خواهد داشت که به برخی از آنها در رساله های عملیه و در بخش مبطلات روزه اشاره شده است.
۱۰) پرخوری:
آنچه تاکنون و در این نوشتار پیرامون عوامل آسیب رساننده به «روزه» گفتیم تماماً اموری بودند که در ردیف محرمات الهی قرار داشتند. ولی باید دانست که روزه تنها از جانب این امور آسیب نمی بیند بلکه برخی عوامل هستند که اگرچه نام گناه بر آنها نمی نهند و حرام نمی باشند ولی انجام آنها «روزه» را کم فایده کرده و روزه دار را از دست یابی به اهداف اصلی این عمل باز می دارند، که یکی از این عوامل غیرمحرم و مکروه «پرخوری» است.
از جمله امور مکروهی که آدمی را در تهذیب نفس و آراسته شدن به فضائل نفسانی با شکست مواجه میکند امر «پرخوری» و «شکم پروری» است. به همین دلیل علمای علم اخلاق همواره توصیه کرده اند که طالب فلاح و تهذیب نفس باید از این عمل بپرهیزد، و در احادیث معصومین علیهم السلام نیز به این امر سفارش شده است:
امام صادق(ع) فرمود: هیچ چیز برای قلب مؤمن زیان بارتر از پرخوری نیست زیرا دو اثر بد به جای می گذارد: اول سنگدلی (تاریکی قلب) و دوم شهوترانی و طغیان شهوت…»(۲۷)
در مقابل از سوی اولیای دین توصیه اکید شده که باید نفس و شکم را به گرسنگی و کم خوری عادت داد زیرا این عمل اخلاقی و ارزشمند تاثیر بسزایی در پاک شدن دل و جان از کدورات نفسانی و اخلاقی داشته و سهم بسزایی در تهذیب نفس دارد. کما اینکه امام صادق(ع) در ادامه حدیث فوق الذکر فرمودند:
«… و الجوع ادام للمومن و غذاء للروح و طعام القلب و صحه للبدن: گرسنگی نان خورش مؤمن و غذای روح و طعام قلب و موجب سلامتی بدن اوست.»(۲۸)
و مولوی عارف و شاعر نامی قرن هفتم نیز در فضیلت جوع و گرسنگی چنین سروده:
«گر نباشد جوع، صد رنج دگر
از پی هیضه برآرد از تو سر
رنج جوع از رنجها پاکیزه تر
خاصه در جوع است صد نفع و هنر
جوع، خود سلطان داروهاست هین
جوع در جان نه چنین خوارش مبین
جمله ناخوش از مجاعت خوش شدست
جمله خوشها بی مجاعتهاردست
جوع مرخاصان حق را داده اند
تا شوند از جوع شیر زورمند
جوع هر جلف گدارا کی دهند؟
چون علف کم نیست، پیش اونهند
که بخور که هم بدین ارزانیی
تونئی مرغاب، مرغ ناپنی»(۲۹)
فوائد گرسنگی بسیار است، که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد: «آئینه قلب را صفا می دهد، دل را رقیق می سازد، از فرمانبرداری خدا لذت می برد، خاکساری تولید می کند، از نافرمانی و غفلت از خدا دوری می دهد، شخص را بیاد گرسنگی روز قیامت می افکند، سورت شهرت را می شکند، طبع را بلند می سازد، عمر را طولانی می کند، بیداری شب و عبادت را آسان می گرداند، مواظبت بر طاعت را مهیا می کند و بیماری ها دور می دارد.»(۳۰)
و یکی از حکمتهای وجوب «روزه» نیز همین است که خداوند رئوف چون عالم به صلاح بندگان خویش بوده برای نورانی شدن دل و جان آنها، امر به «روزه» و تحمل گرسنگی فرمود. حال اگر انسان روزه دار به هنگام افطار و سحری با پرخوری، آنچه را در طول روزه از خوردنش خودداری کرده، جبران کند بهره چندانی از «روزه» خود نخواهد برد ساقط نموده پس:
«سزاوار آن است که در هنگام افطار از حلال اینقدر چیز بخورد که کل بر معده او نباشد چه سر امر روزه داشتن آن است که قوه شهویه مقهور و ضعیف شود و تسلط شیطان کمتر گردد تا نفس قدسی از درجه بهیمیت ترقی نموده متشبه به ملائکه گردد و در او آثار تجرد و روحانیت حاصل شود و هرگاه کسی آنچه چاشت نخورده مقابل آن را در شام بخورد چگونه این مطلب دست می دهد… پس چون (روزه دار) در وقت افطار الوان طعام را بقدر چاشت و شام بلکی زیادتر بخورد لذت آن بیشتر و قوت آن (نفس) فزونتر می گردد و قوه شهویه او به هیجان می آید و آنچه مقصود از روزه بود نتیجه برعکس می بخشد پس روزه دار باید لااقل همان غذائی که در شبهای غیر روزه میخورد بخورد و خوراک روز خود را به آن اضافه نسازد تا سودی از روزه ببیند.»(۳۱)
بهرحال، از آنچه در این نوشتار آورده شد این نتیجه حاصل می شود که برای رسیدن به پاداش واقعی «روزه»، باید در طول ایام روزه گیری و ماه مبارک رمضان، انسان روزه دار در مراقبتی دائمی از اعمال، رفتار و گفتار خود بسر برد تا مبادا با ارتکاب گناه، به عمل عبادی و مبارک خود یعنی «روزه» آسیب وارد نماید و در نتیجه آنچنان که شایسته و بایسته است از فیوضات این ماه عزیز بهره مند نشده و در پایان یکماه تحمل رنج گرسنگی و تشنگی از پاداشهای بزرگی که خداوند در شب عید فطر به روزه داران حقیقی عطا می فرماید و تنها یکی از آنها «مغفرت و آمرزش» می باشد، محروم گردد.

پی نوشت ها:
۱- شرح فارسی «مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه»، دکتر سیدجلال الدین محدث ارموی، ص۱۳۵
۲- همان ص۱۳۳
۴و۳ – معراج السعاده، ملااحمد نراقی، ص۴۷۳
۵- اربعین حدیث، امام خمینی(ره)، ص۳۷
۶- اربعین حدیث، امام خمینی(ره)، ص۶۱
۷- همان ص۶۷
۸- همان ص۶۸
۹- مصاحبه الشریعه و مفتاح الحقیقه صص۱۳۳ و ۱۳۴
۱۰- گناهان کبیره، شهید دستغیب، ج۲ ص۲۵۴
۱۱- اربعین حدیث، امام خمینی ص۲۹۱
۱۲- نهج الفصاحه، ابوالقاسم پاینده ص۵۴۷
۱۳و۱۴- اصول کافی ج۵ ص۲۸۹
۱۵- همان ص۲۹۱
۱۶- نهج الفصاحه ص۴۶۱
۱۷- گناهان کبیره، شهید دستغیب ج۲ ص۲۷۸
۱۸- فرهنگ معارف و معاریف، سید مصطفی حسینی دشتی ج۵ ص۷۲۲
۱۹- نهج الفصاحه ص۵۵۱ و ص۵۵۲
۲۰- نهج الفصاحه ص۴۶۲
۲۱- معارف و معاریف ج۵ ص۶۹۹
۲۲و ۲۳- گناهان کبیره ج۲ ص۲۶۶
۲۴- نهج الفصاحه ص۴۶۱
۲۵- گناهان کبیره ج۱ ص۱۸۴
۲۶- نهج الفصاحه ص۴۶۱
۲۷و ۲۸- رساله سیر و سلوک بحرالعلوم، با شرح علامه حسینی طهرانی، ج۱۵۰
۲۹- مثنوی معنوی، دفتر پنجم.
۳۰- اخلاق حسنه، ملامحسن فیض کاشانی ص۳۳
۳۱- معراج السعاده، ملااحمد نراقی ص۶۹۳

Geplaatst in دسته‌بندی نشده, صفحه اصلی | Een reactie plaatsen

حلول ماه مبارک رمضان مبارک باد

>

قال على بن ابيطالب(ع):

»عليكم فى شهر رمضان بكثرة استغفار و الدعاء فاما الدعا فيدفع عنكم به البلاء و اما الاستغفار فتمحى به ذنوبكم. (1)

ترجمه: بر شما باد در ماه رمضان به استغفار و دعاى زياد. اما دعاهاى شما دافع بلا از شماست. و اما استغفار شما از بين برنده گناهان است.

ماه رمضان نهمین ماه از ماه‌های قمری و بهترین ماه سال است. ماه رمضان ماه روزه گرفتن مسلمانان است.

واژه رمضان از ریشه «رمض» و به معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه است. می‌گویند چون به هنگام نامگذاری ماه‌های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرارداشت، ماه رمضان نامیده شد، ولی از سوی دیگر، «رمضان» از اسماء الهی است. این ماه، ماه نزول قرآن و ماه خداوند است و شب‌های قدر در آن قراردارد. فضیلت ماه رمضان بسیار زیاد و نامحدود است.

ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریف‌ترین ماه‌های سال است. در این ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته می‌شود و عبادت در یکی از شب‌های قدر بهتر از عبادت هزار ماه است.

رسول خدا (ص) در خطبه شعبانیه خود درباره فضیلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «ای بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی‌آورده است؛ ماهی که نزد خداوند بهترین ماه‌ها است؛ روزهایش بهترین روزها، شب‌هایش بهترین شب‌ها و ساعاتش بهترین ساعات است.

Geplaatst in دسته‌بندی نشده, صفحه اصلی | Een reactie plaatsen

خجسته میلاد مسعود منجی عالم بشریت مهدی موعود بر جهانیان میمون و مبارک باد!

ضمن عرض تبریک و تهنیت بمناسبت میلاد مسعود و مبارک آخرین ذخیرۀ عالم هستی و حجت حق در زمین، قائم آل محمد(ص)که مصادف است با نیمۀ شعبان المعظم، از همۀ پیروان و شیفتگان خاندان رسالت دعوت بعمل می آید تا در جشنی با شکوهی که به همین مناسبت در روز یکشنبه برابر با 8 جولای در نظر گرفته شده با شرکت گستردۀ شان بر شادی این روز مبارک بیفزایند.
مقدم همۀ عزیزان به اتفاق خانواده مخصوصاً اطفال عزیز در این محفل نور گرامی باد

Geplaatst in اهلبیت | Een reactie plaatsen

سال روز ولادت امام دوازدهم حضرت مهدی (عج) مبارک باد .


ولادت حضرت مهدی صاحب الزمان ( ع ) در شب جمعه ، نیمه شعبان سال 255یا 256هجری بود پس از اینکه دو قرن و اندی از هجرت پیامبر ( ص ) گذشت ، و امامت به امام دهم حضرت هادی ( ع ) و امام یازدهم حضرت عسکری ( ع ) رسید ، کم کم در بین فرمانروایان و دستگاه حکومت جبار ، نگرانی هایی پدید آمد . علت آن اخبار و احادیثی بود که در آنها نقل شده بود : از امام حسن عسکری ( ع ) فرزندی تولد خواهد یافت که تخت و کاخ جباران و ستمگران را واژگون خواهد کرد و عدل و داد را جانشین ظلم و ستم ستمگران خواهد نمود . در احادیثی که بخصوص از پیغمبر ( ص ) رسیده بود ، این مطلب زیاد گفته شده و به گوش زمامداران رسیده بود در این زمان یعنی هنگام تولد حضرت مهدی ( ع ) ، معتصم عباسی ، هشتمین خلیفه عباسی ، که حکومتش از سال 218هجری آغاز شد ، سامرا ، شهر نوساخته را مرکز حکومت عباسی قرار داد این اندیشه – که ظهور مصلحی پایه های حکومت ستمکاران را متزلزل می نماید و باید از تولد نوزادان جلوگیری کرد ، و حتی مادران بیگناه را کشت ، و یا قابله هایی را پنهانی به خانه ها فرستاد تا از زنان باردار خبر دهند – در تاریخ نظایری دارد . در زمان حضرت ابراهیم ( ع ) نمرود چنین کرد . در زمان حضرت موسی ( ع ) فرعون نیز به همین روش عمل نمود . ولی خدا نخواست . همواره ستمگران می خواهند مشعل حق را خاموش کنند ، غافل از آنکه ، خداوند نور خود را تمام و کامل می کند ، اگر چه کافران و ستمگران نخواهند در مورد نوزاد مبارک قدم حضرت امام حسن عسکری ( ع ) نیز داستان تاریخ به گونه ای شگفت انگیز و معجزه آسا تکرار شد امام دهم بیست سال – در شهر سامرا – تحت نظر و مراقبت بود ، و سپس امام یازدهم ( ع ) نیز در آنجا زیر نظر و نگهبانی حکومت به سر می برد به هنگامی که ولادت ، این اختر تابناک ، حضرت مهدی ( ع ) ، نزدیک گشت ، و خطر او در نظر جباران قوت گرفت ، در صدد بر آمدند تا از پدید آمدن این نوزاد جلوگیری کنند ، و اگر پدید آمد و بدین جهان پای نهاد ، او را از میان بردارند بدین علت بود که چگونگی احوال مهدی ، دوران حمل و سپس تولد او ، همه و همه ، از مردم نهان داشته می شد ، جز چند تن معدود از نزدیکان ، یا شاگردان و اصحاب خاص امام حسن عسکری ( ع ) کسی او را نمی دید . آنان نیز مهدی را گاه بگاه می دیدند ، نه همیشه و به صورت عادی ولادت حضرت مهدی صاحب الزمان ( ع ) در شب جمعه ، نیمه شعبان سال 255یا 256هجری بود پس از اینکه دو قرن و اندی از هجرت پیامبر ( ص ) گذشت ، و امامت به امام دهم حضرت هادی ( ع ) و امام یازدهم حضرت عسکری ( ع ) رسید ، کم کم در بین فرمانروایان و دستگاه حکومت جبار ، نگرانی هایی پدید آمد . علت آن اخبار و احادیثی بود که در آنها نقل شده بود : از امام حسن عسکری ( ع ) فرزندی تولد خواهد یافت که تخت و کاخ جباران و ستمگران را واژگون خواهد کرد و عدل و داد را جانشین ظلم و ستم ستمگران خواهد نمود . در احادیثی که بخصوص از پیغمبر ( ص ) رسیده بود ، این مطلب زیاد گفته شده و به گوش زمامداران رسیده بود در این زمان یعنی هنگام تولد حضرت مهدی ( ع ) ، معتصم عباسی ، هشتمین خلیفه عباسی ، که حکومتش از سال 218هجری آغاز شد ، سامرا ، شهر نوساخته را مرکز حکومت عباسی قرار داد این اندیشه – که ظهور مصلحی پایه های حکومت ستمکاران را متزلزل می نماید و باید از تولد نوزادان جلوگیری کرد ، و حتی مادران بیگناه را کشت ، و یا قابله هایی را پنهانی به خانه ها فرستاد تا از زنان باردار خبر دهند – در تاریخ نظایری دارد . در زمان حضرت ابراهیم ( ع ) نمرود چنین کرد . در زمان حضرت موسی ( ع ) فرعون نیز به همین روش عمل نمود . ولی خدا نخواست . همواره ستمگران می خواهند مشعل حق را خاموش کنند ، غافل از آنکه ، خداوند نور خود را تمام و کامل می کند ، اگر چه کافران و ستمگران نخواهند در مورد نوزاد مبارک قدم حضرت امام حسن عسکری ( ع ) نیز داستان تاریخ به گونه ای شگفت انگیز و معجزه آسا تکرار شد امام دهم بیست سال – در شهر سامرا – تحت نظر و مراقبت بود ، و سپس امام یازدهم ( ع ) نیز در آنجا زیر نظر و نگهبانی حکومت به سر می برد به هنگامی که ولادت ، این اختر تابناک ، حضرت مهدی ( ع ) ، نزدیک گشت ، و خطر او در نظر جباران قوت گرفت ، در صدد بر آمدند تا از پدید آمدن این نوزاد جلوگیری کنند ، و اگر پدید آمد و بدین جهان پای نهاد ، او را از میان بردارند بدین علت بود که چگونگی احوال مهدی ، دوران حمل و سپس تولد او ، همه و همه ، از مردم نهان داشته می شد ، جز چند تن معدود از نزدیکان ، یا شاگردان و اصحاب خاص امام حسن عسکری ( ع ) کسی او را نمی دید . آنان نیز مهدی را گاه بگاه می دیدند ، نه همیشه و به صورت عادی

شیعیان خاص ، مهدی ( ع ) را مشاهده کردند
در مدت 5 یا 4 سال آغاز عمر حضرت مهدی که پدر بزرگوارش حیات داشت ، شیعیان خاص به حضور حضرت مهدی ( ع) می رسیدند از جمله چهل تن به محضر امام یازدهم رسیدند و از امام خواستند تا حجت و امام بعد از خود را به آنها بنمایاند تا او را بشناسند ، و امام چنان کرد آنان پسری را دیدند که بیرون آمد ، همچون پاره ماه ، شبیه به پدر خویش . امام عسکری فرمود : ” پس از من ، این پسر امام شماست ، و خلیفه من است در میان شما ، امراو را اطاعت کنید ، از گرد رهبری او پراکنده نگردید ، که هلاک می شوید و دینتان تباه می گردد . این را هم بدانید که شما او را پس از امروز نخواهید دید ، تا اینکه زمانی دراز بگذرد . بنابراین از نایب او ، عثمان بن سعید ، اطاعت کنید ” . و بدین گونه ، امام یازدهم ، ضمن تصریح به واقع شدن غیبت کبری ، امام مهدی را به جماعت شیعیان معرفی فرمود ، و استمرار سلسله ولایت را اعلام داشت .یکی از متفکران و فیلسوفان قرن سوم هجری که به حضور امام رسیده است ، ابو سهل نوبختی می باشد باری ، حضرت مهدی ( ع ) پنهان می زیست تا پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسکری در روز هشتم ماه ربیع الاول سال 260هجری دیده از جهان فرو بست . در این روز بنا به سنت اسلامی ، می بایست حضرت مهدی بر پیکر مقدس پدر بزرگوار خود نماز گزارد ، تا خلفای ستمگر عباسی جریان امامت را نتوانند تمام شده اعلام کنند ، و یا بد خواهان آن را از مسیر اصلی منحرف کنند ، و وراثت معنوی و رسالت اسلامی و ولایت دینی را به دست دیگران سپارند . بدین سان ، مردم دیدند کودکی همچون خورشید تابان با شکوه هر چه تمامتر از سرای امام بیرون آمد ، و جعفر کذاب عموی خود را که آماده نماز گزاردن بر پیکر امام بود به کناری زد ، و بر بدن مطهر پدر نماز گزارد

ضرورت غیبت آخرین امام
بیرون آمدن حضرت مهدی ( ع ) و نماز گزاران آن حضرت همه جا منتشر شد کارگزاران و ماموران معتمد عباسی به خانه امام حسن عسکری (ع ) هجوم بردند، اما هر چه بیشتر جستند کمتر یافتند ، و در چنین شرایطی بود که برای بقای حجت حق تعالی ، امر غیبت امام دوازدهم پیش آمد و جز این راهی برای حفظ جان آن ” خلیفه خدا درزمین ” نبود ، زیرا ظاهر بودن حجت حق و حضورش در بین مردم همان بود و قتلش همان . پس مشیت و حکمت الهی بر این تعلق گرفت که حضرتش را از نظرها پنهان نگهدارد ، تا دست دشمنان از وی کوتاه گردد ، و واسطه فیوضات ربانی ، بر اهل زمین سالم ماند . بدین صورت حجت خدا ، هر چند آشکار نیست ، اما انوار هدایتش از پس پرده غیبت راهنمای موالیان و دوستانش می باشد . ضمنا این کیفر کردار امت اسلامی است که نه تنها از مسیر ولایت و اطاعت امیر المؤمنین علی ( ع ) و فرزندان معصومش روی بر تافت ، بلکه به آزار و قتل آنان نیز اقدام کرد ، و لزوم نهان زیستی آخرین امام را برای حفظ جانش سبب شد در این باب سخن بسیار است و مجال تنگ ، اما برای اینکه خوانندگان به اهمیت وجود امام غایب در جهان بینی تشیع پی برند ، به نقل قول پروفسور هانری کربن – مستشرق فرانسوی – در ملاقاتی که با علامه طباطبائی داشته ، می پردازیم :” به عقیده من مذهب تشیع تنها مذهبی است که رابطه هدایت الهیه را میان خدا و خلق ، برای همیشه ، نگهداشته و بطور استمرار و پیوستگی ولایت را زنده و پابر جا می دارد … تنها مذهب تشیع است که نبوت را با حضرت محمد – صلی الله علیه و آله و سلم – ختم شده می داند ، ولی ولایت راکه همان رابطه هدایت و تکمیل می باشد ، بعد از آن حضرت و برای همیشه زنده می داند . رابطه ای که از اتصال عالم انسانی به عالم الوهی کشف نماید ، بواسطه دعوتهای دینی قبل از موسی و دعوت دینی موسی و عیسی و محمد – صلوات الله علیهم – و بعد از حضرت محمد ، بواسطه ولایت جانشینان وی ( به عقیده شیعه)زنده بوده وهست وخواهدبود،اوحقیقتی است زنده که هرگز نظر علمی نمی تواند او ر ا از خرافات شمرده از لیست حقایق حذف نماید آری تنها مذهب تشیع است که به زندگی این حقیقت ، لباس دوام و استمرار پوشانیده و معتقد است که این حقیقت میان عالم انسانی و الوهی ، برای همیشه ، باقی و پا برجاست ” یعنی با اعتقاد به امام حی غایب

صورت و سیرت مهدی ع
چهره و شمایل حضرت مهدی ( ع ) را راویان حدیث شیعی و سنی چنین نوشته اند چهره اش گندمگون ، ابروانی هلالی و کشیده ، چشمانش سیاه و درشت و جذاب ، شانه اش پهن ، دندانهایش براق و گشاد ، بینی اش کشیده و زیبا، پیشانی اش بلند و تابنده . استخوان بندی اش استوار و صخره سان ، دستان و انگشتهایش درشت .گونه هایش کم گوشت و اندکی متمایل به زردی – که از بیداری شب عارض شده -بر گونه راستش خالی مشکین . عضلاتش پیچیده و محکم ، موی سرش بر لاله گوش ریخته ، اندامش متناسب و زیبا ، هیاتش خوش منظر و رباینده ، رخساره اش در هاله ای از شرم بزرگوارانه و شکوهمند غرق . قیافه اش از حشمت و شکوه رهبری سرشار .نگاهش دگرگون کننده ، خروشش دریاسان ، و فریادش همه گیر ” .حضرت مهدی صاحب علم و حکمت بسیار است و دارنده ذخایر پیامبران است . وی نهمین امام است از نسل امام حسین ( ع ) اکنون از نظرها غایب است . ولی مطلق و خاتم اولیاء و وصی اوصیاء و قائد جهانی و انقلابی اکبر است . چون ظاهر شود ، به کعبه تکیه کند ، و پرچم پیامبر ( ص ) را در دست گیرد و دین خدا را زنده و احکام خدا را در سراسر گیتی جاری کند . و جهان را پر از عدل و داد و مهربانی کند .حضرت مهدی ( ع ) در برابر خداوند و جلال خداوند فروتن است . خدا و عظمت خدا در وجود او متجلی است و همه هستی او را فراگرفته است . مهدی ( ع ) عادل است و خجسته و پاکیزه . ذره ای از حق را فرو نگذارد . خداوند دین اسلام را به دست او عزیز گرداند . در حکومت او ، به احدی ناراحتی نرسد مگر آنجا که حد خدایی جاری گردد .مهدی ( ع ) حق هر حقداری را بگیرد و به او بدهد . حتی اگر حق کسی زیر دندان دیگری باشد ، از زیر دندان انسان بسیار متجاوز و غاصب بیرون کشد و به صاحب حق باز گرداند . به هنگام حکومت مهدی ( ع ) حکومت جباران و مستکبران ، و نفوذ سیاسی منافقان و خائنان ، نابود گردد . شهر مکه – قبله مسلمین – مرکز حکومت انقلابی مهدی شود . نخستین افراد قیام او ، در آن شهر گرد آیند و در آنجا به او بپیوندند …برخی به او بگروند ، با دیگران جنگ کند ، و هیچ صاحب قدرتی و صاحب مرامی ، باقی نماند و دیگر هیچ سیاستی و حکومتی ، جز حکومت حقه و سیاست عادله قرآنی ، در جهان جریان نیابد . آری ، چون مهدی ( ع ) قیام کند زمینی نماند ، مگر آنکه در آنجا گلبانگ محمدی : اشهد ان لا اله الا الله ، و اشهد ان محمدا رسول الله ، بلند گردد .در زمان حکومت مهدی ( ع ) به همه مردم ، حکمت و علم بیاموزند ، تا آنجا که زنان در خانه ها با کتاب خدا و سنت پیامبر ( ص ) قضاوت کنند . در آن روزگار ، قدرت عقلی توده ها تمرکز یابد . مهدی ( ع ) با تایید الهی ، خردهای مردمان را به کمال رساند و فرزانگی در همگان پدید آورد … .مهدی ( ع ) فریاد رسی است که خداوند او را بفرستد تا به فریاد مردم عالم برسد .در روزگار او همگان به رفاه و آسایش و وفور نعمتی بیمانند دست یابند . حتی چهارپایان فراوان گردند و با دیگر جانوران ، خوش و آسوده باشند . زمین گیاهان بسیار رویاند آب نهرها فراوان شود ، گنجها و دفینه های زمین و دیگر معادن استخراج گردد . در زمان مهدی ( ع ) آتش فتنه ها و آشوبها بیفسرد ، رسم ستم و شبیخون و غارتگری برافتد و جنگها از میان برود .در جهان جای ویرانی نماند ، مگر آنکه مهدی ( ع ) آنجا را آباد سازد .در قضاوتها و احکام مهدی ( ع ) و در حکومت وی ، سر سوزنی ظلم و بیداد بر کسی نرود و رنجی بر دلی ننشیند .مهدی ، عدالت را ، همچنان که سرما و گرما وارد خانه ها شود ، وارد خانه های مردمان کند و دادگری او همه جا را بگیرد .

شمشیر حضرت مهدی ع
شمشیر مهدی ، سیف الله و سیف الله المنتقم است . شمشیری است خدائی ،شمشیری است انتقام گیرنده از ستمگران و مستکبران . شمشیر مهدی شمشیر انتقام از همه جانیان در طول تاریخ است . درندگان متمدن آدمکش را می کشد ، اما بر سر ضعیفان و مستضعفان رحمت می بارد و آنها را می نوازد .
روزگار موعظه و نصیحت در زمان او دیگر نیست . پیامبران و امامان و اولیاء حق آمدند و آنچه لازمه پند دادن بود بجای آوردند . بسیاری از مردم نشنیدند و راه باطل خود را رفتند و حتی اولیاء حق را زهر خوراندند و کشتند . اما در زمان حضرت مهدی باید از آنها انتقام گرفته شود . مهدی ع آن قدر از ستمگران را بکشد که بعضی گویند : این مرد از آل محمد ص نیست . اما او از آل محمد ( ص ) است یعنی از آل حق ، آل عدالت ، آل عصمت و آل انسانیت است . از روایات شگفت انگیزی که در مورد حضرت مهدی ع آمده است ، خبری است که از حضرت امام محمد باقر ع نقل شده و مربوط است به 1290 سال قبل . در این روایت
حضرت باقر ع می گویند : ” مهدی ، بر مرکبهای پر صدایی ، که آتش و نور در آنها تعبیه شده است ، سوار می شود و به آسمانها ، همه آسمانها سفر می کند ” . و نیز در روایت امام محمد باقر ع گفته شده است که بیشتر آسمانها ، آباد و محل سکونت است . البته این آسمان شناسی اسلامی ، که از مکتب ائمه طاهرین ع استفاده می شود ، ربطی به آسمان شناسی یونانی و هیئت بطلمیوسی ندارد … و هر چه در آسمان شناسی یونانی ، محدود بودن فلک ها و آسمانها و ستارگان مطرح است ، در آسمان شناسی اسلامی ، سخن از وسعت و ابعاد بزرگ است و ستارگان بیشمار و قمرها و منظومه های فراوان . و گفتن چنین مطالبی از طرف پیامبر اکرم ص و امام باقر ع جز از راه ارتباط با عالم غیب و علم خدائی امکان نداشته است

غیبت کوتاه مدت یا غیبت صغری
مدت غیبت صغری بیش از هفتاد سال بطول نینجامید از سال 260ه. تا سال 329ه که در این مدت نایبان خاص ، به محضر حضرت مهدی ( ع ) می رسیدند ، و پاسخ نامه ها سؤالات را به مردم می رساندند . نایبان خاص که افتخار رسیدن به محضر امام ع را داشته اند ، چهار تن می باشند که به ” نواب خاص ” یا ” نایبان ویژه ” معروفند . نخستین نایب خاص مهدی ( ع ) عثمان بن سعید اسدی است . که ظاهرا بعد از سال 260 هجری وفات کرد ، و در بغداد به خاک سپرده شد . عثمان بن سعید از یاران و شاگردان مورد اعتماد امام دهم و امام یازدهم بود و خود در زیر سایه امامت پرورش یافته بود . محمد بن عثمان : دومین سفیر و نایب امام ع محمد بن عثمان بن سعید فرزند عثمان بن سعید است که در سال 305هجری وفات کرد و در بغداد بخاک سپرده شد .نیابت و سفارت محمد بن سعید نزدیک چهل سال بطول انجامید . حسین بن روح نوبختی : سومین سفیر ، حسین بن روح نوبختی بود که در سال 326هجری فوت کرد . علی بن محمد سمری : چهارمین سفیر و نایب امام حجه بن الحسن ( ع ) است که در سال 329هجری قمری در گذشت و در بغداد دفن شد . مدفن وی نزدیک آرامگاه عالم و محدثبزرگ ثقه الاسلام محمد بن یعقوب کلینی است .همین بزرگان و عالمان و روحانیون برجسته و پرهیزگار و زاهد و آگاه در دوره غیبت صغری واسطه ارتباط مردم با امام غایب و حل مشکلات آنها بوسیله حضرت مهدی ع بودند .

غیبت دراز مدت یا غیبت کبری و نیابت عامه
این دوره بعد از زمان غیبت صغری آغاز شد ، و تاکنون ادامه دارد .این مدت دوران امتحان و سنجش ایمان و عمل مردم است . در زمان نیابت عامه ، امام ( ع ) ضابطه و قاعده ای به دست داده است تا در هر عصر ، فرد شاخصی که آن ضابطه و قاعده ، در همه ابعاد بر او صدق کند ، نایب عام امام ع باشد و به نیابت از سوی امام ، ولی جامعه باشد در امر دین و دنیا . بنابراین ، در هیچ دوره ای پیوند امام ( ع ) با مردم گسیخته نشده و نبوده است . اکنون نیز ، که دوران نیابت عامه است ، عالم بزرگی که دارای همه شرایط فقیه و دانای دین بوده است و نیز شرایط رهبری را دارد ، در راس جامعه قرار می گیرد و مردم به او مراجعه می کنند و او صاحب ” ولایت شرعیه ” است به نیابت از حضرت مهدی ( ع ) . بنابراین ، اگر نایب امام ( ع ) در این دوره ، حکومتی را درست و صالح نداند آن حکومت طاغوتی است ، زیرا رابطه ای با خدا و دین خدا و امامت و نظارت شرعی اسلامی ندارد . بنابر راهنمایی امام زمان عجل الله فرجه برای حفظ انتقال موجودیت تشیع و دین خدا ، باید همیشه عالم و فقیهی در راس جامعه شیعه قرار گیرد که شایسته و اهل باشد ، و چون کسی – با اعلمیت و اولویت – در راس جامعه دینی و اسلامی قرار گرفت باید مجتهدان و علمای دیگر مقام او را پاس دارند ، و برای نگهداری وحدت اسلامی و تمرکز قدرت دینی او را کمک رسانند ، تا قدرتهای فاسد نتوانند آن را متلاشی و متزلزل کنند . گر چه دوری ما از پناهگاه مظلومان و محرومان و مشتاقان – حضرت مهدی ( ع ) – بسیار درد آور است ، ولی بهر حال – در این دوره آزمایش – اعتقاد ما اینست که حضرت مهدی ( ع ) به قدرت خدا و حفظ او ، زنده است و نهان از مردم جهان زندگی می کند ، روزی که ” اقتضای تام ” حاصل شود ، ظاهر خواهد شد ، و ضمن انقلابی پر شور و حرکتی خونین و پردامنه ، بشریت مظلوم را از چنگ ظالمان نجات خواهد داد ، و رسم توحید و آیین اسلامی را عزت دوباره خواهد بخشید .

اعتقاد به مهدویت در دوره های گذشته
اعتقاد به دوره آخرالزمان و انتظار ظهور منجی در دینهای دیگر مانند : یهودی ، زردشتی ، مسیحی و مدعیان نبوت عموما ، و دین مقدس اسلام ، خصوصا ، به عنوان یک اصل مسلم مورد قبول همه بوده است .

اعتقاد به حضرت مهدی ( ع ) منحصر به شیعه نیست
عقیده به ظهور حضرت مهدی ( ع ) فقط مربوط به شیعیان و عالم تشیع نیست ،بلکه بسیاری از مذاهب اهل سنت( مالکی ، حنفی ، شافعی و حنبلی و … ) به این اصل اعتقاد دارند و دانشمندان آنها ، این موضوع را در کتابهای فراوان خود آورده اند و احادیث پیغمبر ( ص ) را درباره مهدی ( ع ) از حدیثهای متواتر و صحیح می دانند

Geplaatst in اهلبیت, صفحه اصلی | Een reactie plaatsen