گناه نقص مسیحیت را به گردن اسلام نیندازید

مصاحبه حضرت آیت الله العظمی محسنی(دام عزه) با تلویزیون abc امریکا

تاریخ: شنبه 22 حمل 1388

عنوان: گناه نقص مسیحیت را به گردن اسلام نیندازید!

آقای نیک شیفرین خبرنگار شبکه ی تلویزیون ABC امریکا در ارتباط با قانون احوال شخصیه اهل تشیع درحوزه علمیه خاتم النبیین(ص) مصاحبه ای با حضرت ایت الله العظمی محسنی(دام عزه) داشت . آنچه که در ذیل می اید متن ان مصاحبه میباشد.

خبرنگار: حضرت ایت الله ضمن تشکر از وقتی که در اختیار من قرار دادید میخواهم بپرسم در مورد قانون احوال شخصیه چه می گویید؟
معظم له:
بسم الله الرحمن الرحیم
با تشکر متقابل از شما و همکاران تان، قانون احوال شخصیه یکی دو مورد نیست که به صورت کامل بیان شود. شما انچه که مطمح نظرتان است مطرح کنید تا پاسخ ارائه شود اما به صورت کلی عرض میشود که قبل از تصویب این قانون شیعیان این احکام را داشتند و به صورت غیر رسمی اجرا می کردند . بعد از رسمیت یافتند مذهب جعفری در قانون اساسی که بند های 131 و 41 به ان اشاره گردیده است علمای اهل تشیع موارد از فقه جعفری را که به احوال شخصیه شان مربوط میشود دریک دو سیه تدوین نموده و بنام احوال شخصیه جهت قانونی کردن آن به ارگان های ذی ربط ارائه کردن که بحمد الله با بررسی ان توسط مراکز ذی ربط از فبیل ولسی جرگه، مشرانوجرگه ، وزارت عدلیه و شورای علما و چندین ارگان دیگر این مسوده تصویب و به تایید ریس جمهور رسید و اکنون این مسوده تصویب شده و رسماً قانونی شده است.

خبرنگار: چرا امریکا و غرب با ان مخالفت کردند؟

معظم له: این پرسش متوجه انهاست و از خود شان سئوال نمایید . ولی به نظر ما مخالفت انها از بی خبری ،نا فهمی و بی اطلاعی نسبت به این قانون است.

خبرنگار: گفته میشود که دراین قانون امده است که زن حق ندارد بدون اذن شوهرش از منزل خارج شود. شما چه میفرمایید؟

معظم له: من که گفتم شما و سایر منتقدین غربی این قانون را مطالعه نکرده اید مساله به این تندی و قاطعیت نیست. درموارد که ضرورت باشد و یا اینکه ماندن زن در خانه مشقت داشته باشد حکم اذن خروج زن با جازه شوهر ساقط میشود واین امر در مسوده ذکر گردیده است و درغیر این دو صورت خروج زن از منزل به اذن شوهرش مشروط گردیده است.

مثلا اگر زن نیاز داشته باشد به دکتر مراجعه نماید و یا بخواهد در مکتب و دانشگاه تدریس کند و درخانه ماندن برای او مشقت داشته باشد میتواند بدون اذن شوهرش بیرون برود.

خبرنگار: غربیها، سازمانهای حقوق بشر و عده دیگر می گویند که این قانون طالبانی است ، به نظر شما این طور نیست؟

معظم له: غربیها و سازمانهای وابسته به انها با طالبان مخالف اند . انها هر کاری که با سلیقه شان سازگار نباشد به ان برچسب طالبانی می زنند.این بدان می ماند که کسانی از ما به آلمان برود و درهر بر خورد که باب پسند انها نباشد بگویند این همان فاشیسم هیتلری است..

خبرنگار: درقانون احوال شخصیه امده است که زن باید به میل جنسی شوهر باید پاسخ مثبت بدهد و از او تمکین نماید چرا؟.

معظم له: من مجددا عرض میکنم که این گونه مطرح کردن موضوعات منبعث از بی اطلاعی و بی خبری است . بهتر بود که غربیها اول قانون را مطالعه می کردن و چند نفر متخصصین حقوق را موظف به بررسی ان می کردند دراین صورت این همه سروصدا بالا نمی رفت. موضوع این است که اولا این قانون تنها مال شیعیان نیست چون بالاتر از 95 درصد احوال شخصیه اهل تشیع و سایر مذاهب یکسان هستند. و در فقه اسلامی زن و شوهر در برابر هم حقوق دارند. یکی از حقوق زن بر شوهر اینستکه مرد باید( یعنی واجب است) مایحتاج زن را فراهم کند و مایحتاج نیز شامل: غذا ، لباس ، تجملات منزل، طلا و سایر موارد میباشد که باید از جانب مرد ، متناسب با شان زن باید فراهم گردد اگر مرد چنین نکرد زن میتواند زن حاکم شرعی برود و ازمرد خود به صورت قانون شکایت کند درحالیکه در غرب این گونه نیست، و براساس قانون شما زنها همانند مرد ها باید خود را تامین نماید. و درجهان سوم همانند کشور ما افغانستان که حتی مرد های قوی هیکل نمی تواند کار پیدا کند و گاهی برای سیر کردن شکم خویش به زحمت می افتند،انوقت اگر زنها مجبور می بود که خود را تامین کند ایا مشکل بزرگی نمی بود؟

شما میدانید که برای تامین مایحتاج زنها دراین چنین کشورهای پولی زیاد ازجیب مردها خرج زنها میشود. ازشما به عنوان یک جوان غربی می پرسم که دربرابر این همه الزامات که برای مردها در برابر زنها در قانون اسلامی قرار داده شده است.این دو مورد خواسته شده از زنها (جز از موارد که برای انها مشقت نداشته باشد) با اجازه شوهر بیرون رفتن و یاتمکین میل جنسی خواسته ی بزرگی است؟

شما میدانید که در قرار دادهای اجتماعی دو طرف قرار داد نسبت بهم الزامات دارند. مثلا شما به عنوان خبر نگار مگر میتوانید بدون ارائه کار در ان شبکه ی که کار میکنید تقاضای معاش نمایید؟!

و در اسلام زناشویی هم یک قرار داد اجتماعی است ودو طرف براساس قانون ففهی اسلامی و قوانین مذهبی و کشوری تعهداتی را می پذیرند و این به معنی اعمال و تحمیل خشونت برای یکی از دو طرف نمی باشد.

خبرنگار: به تصویب رساندن این قانون چه ضرورتی داشته است؟

معظم له: بر قانونی کردن و رسمی کردن قرار دادها اشکالی وارد نیست. اگر هست چرا در قانون شما نوشته شده است که نفقه زن بر مرد واجب نیست و هریک خودش باید خود را تامین نماید.!

خبر نگار: ولی در زندگی شخصی ما نیاز به نوشتن قانون نداریم.از طرف دیگر اینکه گفته میشود اگر زن عذر شرعی داشته باشد میتواند تمکین نکند، این عذرشرعی را چطور میتواند شرح داد؟

معظم له: در مسایل شخصی و خانوادگی ما نیز برای هر موردی نیاز به نوشتن نداریم . مسائل را بین خود حل مینماییم. من خودم علی رغم این که قانوناً حق دارم امام به خانمم که برای تدریس به مرکز آموزشی میرود و نگفته است که خانه نشتن برای او مشقت دارد. نگفته ام که در خانه بنشیند.اوقاتی شده است که بخاطر خستگی او و یا دیرامدنش از محل کارش، گرسنه مانده ام. اما مشکل خاصی به وجود نیامده است. شما هم در مواردی مانند ما هستید ،علی رغم این که در قوانین شما امده است که زن خودش باید خود راتامین کند اما شخص شما اگر خانم تان سر کار نرود و یا مریض شود شما به او مساعدت نمی کنید؟!

این مربوط به انسانیت انسان است هرچند قانون اورا ملزم نکرده باشد، اما در موارد که تشخیص عذرشرعی اختلاف بوجود بیاید ودو طرف هریک خود را محق بدانند محاکم شرعی تکلیف را روشن میکنند . قوه قضائیه به عنوان یکی از قوای سه گانه برای حل چنین مشکلاتی بوجود امده است.اسلام یک دین کامل و جامع است و برای تمام نیازهای انسانی قوانین خاصی خود را دارد. انچه که در غرب این مسئله را پیچیده و مبهم کرده است این است که در غرب قانون و مذ هب از هم جدا هستند غربیها به اسلام با همان عینکی نگاه میکنند که در مسیحیت..(انجیل) برای زندگی سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی فرهنگی و مدنی و…….یا قانونی وجود ندارد و یا بسیار ناقص است که به دردامروز بشر نمی خورد . اما در اسلام که در زمان پیامبرش درکوچه های تنگ مدینه که تنها چند راس شترو اسب والاغ تردد می کرد مسایلی را بیان داشته است که بر اساس ان میتواند امروز کتاب حجیم برای قوانین ترافیکی تهیه کرد.

واینکه ما دین را در سیاست و سایر سئونات زندگی مان دخالت میدهیم این بخاطر غنای فرهنگی دین ماست.وقتی شما اسلام را که برای هر امری مقررات و قوانین خاصی دارد ، با عینک مسیحیت که برای زندگی بشر قوانین مودر ضرورت را ندارد یا به صورت ناقص دارد مشاهده میکنید ، نتیجه ان غوغا سالاری و هیاهو میشود.برای شناخت بهتر اسلام پیشنهاد میکنم که در بخشی از دانشگاه هاروارد بخش اسلامی شناسی ایجاد کنید جارو جنجال شما از نقص مسیحیت و بی خبری شما شما ازاسلام میباشد. گناه نقص مسیحیت را به گردن اسلام نیندازید.

معظم له : اقای خبر نگار استدلال های ارائه شده را قبول دارید

خبرنگار: بله قلباً قبول دارم

معظم له: قلبا هم کافیست.

Dit bericht is geplaatst in دسته‌بندی نشده. Bookmark de permalink.